روابط مخفیانه اسرائیل با اعراب ؛ چرا اسرائیل بی‌سر و صدا به پادشاهی‌های عربی خلیج فارس نزدیک می‌شود؟

پایگاه خبری / تحلیلی نگام ، بخش عمده ارتباطات میان اسرائیل و کشورهای عربی منطقه پنهانی و پشت پرده است. نتانیاهو اما با افشای یک ویدئو از بخشی از جلسه نشان داد که چگونه مقام‌های عربی منطقه علیه ایران صحبت می‌کنند. این نشست به طور قابل توجهی نشان داد که اسرائیل همان‌گونه که نتانیاهو مایل به تبلیغ آن بود از سوی ثروتمندترین کشورهای جهان برسمیت شناخته شده و پذیرفته شده است و اکنون مسئله فلسطین کم‌رنگ‌تر از هر زمان دیگری در رابطه دو کشور

پس از دهه ها خصومت اکنون به نظر می‌رسد اسرائیل و دولت‌های عربی حاشیه خلیج فارس بیش از هر زمانی به یکیدیگر نزدیک می‌شوند. نقطه اشتراک آنان اکنون دشمنی با ایران و تمایل متقابل برای همکاری با ترامپ است. در نتیجه، ارتباطات مخفیانه و اطلاعاتی اسرائیل با پادشاهی‌های خلیج فارس افزایش یافته است. 
به گزارش آفتاب‎نیوز؛ روزنامه “گاردین” با اشاره به سوابق حرکت تدریجی و آرام دولت‌های عربی منطقه و اسرائیل برای نزدیکی به یکدیگر می‌نویسد: “در اواسط فوریه ۲۰۱۹ میلادی، بنیامین نتانیاهو” نخست وزیر اسرائیل به کنفرانسی بسیار غیرمعمول یعنی نشست ورشو رفت جایی که وزرای امور خارجه عربستان سعودی و امارات متحده عربی و دو کشور دیگر خلیج فارس که روابط دیپلماتیک با اسرائیل ندارند نیز حضور داشتند. موضوع مشترکی که آنان را به این نشست کشانده بود صحبت علیه ایران و اتخاذ دستورالعملی برای مهار آن کشور در منطقه بود. هیچ فلسطینی‌ای در آن نشست حضور نداشت. بخش عمده ارتباطات میان اسرائیل و کشورهای عربی منطقه پنهانی و پشت پرده است. نتانیاهو اما با افشای یک ویدئو از بخشی از جلسه نشان داد که چگونه مقام‌های عربی منطقه علیه ایران صحبت می‌کنند. این نشست به طور قابل توجهی نشان داد که اسرائیل همان‌گونه که نتانیاهو مایل به تبلیغ آن بود از سوی ثروتمندترین کشورهای جهان برسمیت شناخته شده و پذیرفته شده است و اکنون مسئله فلسطین کم‌رنگ‌تر از هر زمان دیگری در رابطه دو کشور نقش دارد. 

به نظر می‌رسد خصومت طولانی‌مدت طرفین به دلیل دشمنی مشترک کنونی با ایران و سیاست‌های تازه ترامپ کم‌رنگ‌تر شده است. به نظر می‌رسد علیرغم عدم وجود روابط رسمی دیپلماتیک میان اعراب و اسرائیل، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس دستکم اعضای اصلی ان با اسرائیل روابط رو به گسترشی دارند. ترامپ نیز در سفر خود به ریاض و تل آویو آن هم با فاصله اندک زمانی این موضوع را برجسته ساخت. هر دو طرف اعراب و اسرائیل در دوره ریاست جمهوری اوباما از سیاست آمریکا ناراضی بودند. در سال های ابتدایی پس از بهار عربی، امارات و عربستان سعودی از دست اوباما عصبانی بودند. “حسنی مبارک” رییس جمهوری مصر متحد آنان از قدرت برکنار شد اما امریکا کار خاصی انجام نداد. در سال ۲۰۱۵ میلادی، توافق هسته‌ای میان ایران و کشورهای مختلف از جمله امریکا امضا شد در حالی که اسرائیل و اکثر دولت های عربی حاشیه خلیج فارس با این موضوع مخالفت کردند. مداخله نظامی روسیه در سوریه برای حفظ اسد در قدرت و کمک حزب الله و ایران به محور مقاومت نیز با خشم در اورشلیم (بیت المقدس)، ریاض و ابوظبی مواجه شد. یک سناتور امریکایی به خبرنگار “گاردین” گفته بود:”عربستان سعودی و اسرائیل هر دو از اوباما متنفر بودند”. یکی از مقام‌های اسرائیلی نیز با تایید این موضوع می‌گوید: “در آن زمان احساس ما (اسرائیلی‌ها) این بود که امریکا به دوستان و متحدان سنتی خود بی‌اعتنا شده است. ما ناامیدانه به عملکرد دولت اوباما نگاه می‌کردیم”. 
این روزنامه در ادامه می‌نویسد: “طرح بازی نتانیاهو گسترش روابط با کشورهای عربی است تا فلسطینی‌ها و مسئله فلسطین به حاشیه رانده شود. اولویت عربستان سعودی و  متحدان آن نیز اقدام علیه است کشوری که در چند سال گذشته بر موضع خود در مورد عراق، سوریه، لبنان و یمن پافشاری کرده است. “محمد بن سلمان” مقام‌های ایران را با رهبران نازی مقایسه می‌کند و نتانیاهو توافق هسته‌ای دوره اوباما را با توافق مونیخ در سال ۱۹۳۸ با آلمان نازی مقایسه کرده است و ترامپ نیز در تابستان گذشته برجام را ترک کرد.”
گاردین اما در ادامه می‌افزاید: “هیچ یک از این‌ها بدان معنا نیست که مسئله فلسطین حل شده است. واژه “عادی‌سازی” (روابط با اسرائیل) یک واژه کثیف برای میلیون اعراب باقی خواهد ماند به همین دلیل است که رهبران حاکم بر کشورهای حاشیه خلیج فارس از ابراز همکاری و روابط علنی با نتانیاهو اجتناب می‌ورزند.
ملاقات نتانیاهو با مقام‌های سعودی و اماراتی اما تنها نشانه تلاش او برای گسترش روابط با اعراب نیست. او در ماه اکتبر گذشته به مسقط پایتخت عمان سفر کرد و با سلطان قابوس حاکم عمان دیدار داشت. در روزهای پس از آن همکاران او از حزب لیکود از جمله “میری رگو” وزیر فرهنگ و ورزش از ابوظبی بازدید کردند و در همان زمان ورزشکاران اسرائیلی در دوحه قطر در حال رقابت‌های ورزشی بودند. در سفر نتانیاهو به مسقط سارا همسر او و “یوزی کوهن” رییس موساد نیز او را همراهی کردند. آنسوتر، در ابوظبی تیم جودوی اسرائیل در مسابقات شرکت کرده بود و سرود ملی اسرائیل با واژگان عبری پخش شد. جالب‌تر آنکه وزیر اسرائیلی به مسجد بزرگ شیخ زاید رفت؛ جایی که بنیانگذار امارات متحده عربی و حامی وفادار فلسطینی‌ها آن را ساخته بود. این دیدارها باعث تغییرات عمده در اتحادهای منطقه‌ای می‌شوند. همزمان با دیدارها، درون اسرائیل در مرز غزه، شش فلسطینی بر اثر تیراندازی سربازان اسرائیلی جان باختند و ۱۸۰ تن زخمی شدند. البته نتانیاهو نخستین رهبر اسرائیلی نبود که به عمان سفر می‌کرد، پیش از از او “اسحاق رابین” نخست‌وزیر سابق اسرائیل در سال ۱۹۹۴ میلادی به مسقط سفر کرده بود و “شیمون پرز” جانشین او نیز همین کار را انجام داد. با این حال، به نظر می‌رسد طرفین اسرائیلی و دولت‌های عربی کماکان به روابط پنهانی ادامه دهند و برقراری روابط باز، علنی و دیپلماتیک زمان بر باشد. برخی از اسناد منتشر شده “ویکی لیکس” نشان می‌دهند که ارتباطات مخفیانه میان مقام‌های عربی و اسرائیلی از اواسط دهه ۹۰ میلادی در جریان بوده‌اند. یک دیپلمات اسرائیلی با اشاره به دیدار نتانیاهو با رهبران اماراتی در سال ۲۰۱۵ در قبرس که گفته می‌شود درباره چگونگی مقابله با ایران بوده است، اشاره می کند که رهبران عربی در مجموع احساس می کنند که اسرائیل می تواند در برابر ایران بایستد و فکر می کنند که اسرائیل توان انجام معجزه را دارد”. 
این روزنامه اشاره می‌کند که روابط میان امارات و اسرائیل در سال ۲۰۱۰ میلادی به دلیل قتل یکی از اعضای حماس در هتلی در دبی توسط موساد تیره و تار شد. با این حال، از مدت‌ها قبل ارتباطات تجاری و دیپلماتیک میان دو طرف برقرار شده بود. در سال ۲۰۱۳ میلادی، “شیمون پرز” رییس جمهوری وقت اسرائیل از طریق ماهواره در کنفرانس ابوظبی دعوت شد و از بیت المقدس با رهبران کشورهای عربی و مسلمان سخن گفت. از سال ۲۰۱۶ میلادی اسرائیل بی سر و صدا همکاری‌های نظامی مشترکی را با نیروهای اماراتی در امریکا و یونان از جمله در قالب برگزاری مانور گسترش داد. گزارش‌ها نشان می دادند که جمعی از پرسنل نظامی امارات از پایگاه هوایی اسرائیل برای ارزیابی عملکرد جنگنده‌های اف-۳۵ امریکایی بازدید کرده بودند؛ هر چند که این دیدار از سوی اسرائیل تکذیب شد. برخی باور دارند که همکاری های امارات و اسرائیل بر سر اقدامات جاسوسی و اطلاعاتی علیه ایران و همچنین فروش پهبادها از سوی اسرائیل به امارات برای استفاده در جنگ یمن است. شک و تردید اسرائیل و اعراب نسبت به تهران ریشه در انقلاب ۱۹۷۹ در ایران دارد اما این موضوع با تحولات دو دهه گذشته به خصوص پس از حمله امریکا علیه عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی و افزایش نفوذ ایران در منطقه و حذف دشمن دیرینه از جمله صدام حسین تشدید شد. 
نقطه عطف در روابط عربستان سعودی و اسرائیل در سال ۲۰۰۶ میلادی و جنگ ۳۴ روزه بود. عربستان سعودی اقدام حزب الله لبنان در ربودن سربازان اسرائیلی را محکوم کرد. در آن زمان، اسرائیل و عربستان سعودی علاقه زیادی به مقابله با حزب الله لبنان و ایران داشتند. دیپلماسی پنهانی میان دولت‌های عربی و اسرائیل از آن زمان به بعد تشدید شد. در اواسط سپتامبر ۲۰۰۶ میلادی، “ایهود اولمرت” نخست وزیر وقت اسرائیل با شاهزاده “بندر بن سلطان” سفیر سابق عربستان در واشنگتن دیدار کرد. بن سلطان به دلیل روابط صمیمی و خانوادگی با خانواده بوش به عنوان “بندر بوش” شناخته می‌شود. در آن زمان حتی اولمرت در خاطرات خود نیز به دیدرا با بندر اشاره نکرد. روابط اسرائیل با دولت‌های عربی هنوز هم یک مسئله مهم مرتبط با امنیت ملی قلمداد می‌شود و از سوی ارتش آن کشور و مقام‌های مختلف سیاسی سانسور می‌شود و کمیته‌ای برای انتشار مطالب مرتبط با  این موضوع در درون دولت اسرائیل تشکیل شده است. در این میان، “مئیر داگان” رییس سابق موساد استراتژی‌ای را برای اتحاد با عربستان و سایر شرکا در منطقه با هدف ترور دانشمندان ایرانی و خرابکاری در برنامه هسته‌ای ایران تدوین کرد. او گفته بود:”اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس در یک قایق هستند”. 
یکی از مقام های اطلاعاتی اسرائیلی می‌گوید: “پس از آن، ناگهان کلاس آموزش زبان فارسی برای اعضای موساد برگزار شد. همچنین گزارش شد که در جزیره‌ای اردنی در مجاورت دریای سرخ دیدار میان “بندر” و “داگان” و سران اطلاعاتی اردن برگزار شده است تا به زعم خود برای مقابله با تهدید متوجه از جانب ایران برنامه‌ریزی کنند. حضور کوهن جانشین داگان در کنار نتانیاهو در دیدار اخیر از مسقط می تواند پیامی را به ایران به طور غیرمستقیم ارسال کند و آن اینکه نهادهای امنیتی اسرائیل به پایتخت‌های حوزه خلیج فارس دسترسی دارند”. 
این روزنامه در ادامه می نویسد: “علاوه بر خصومت اسرائیل و دولت‌های عربی منطقه علیه ایران، آنان خصومت مشترکی نسبت به احزاب و جریانات سیاسی اسلامگرا دارند. رسانه‌های عربی و انگلیسی‌زبان اسرائیلی و دولت‌های عربی در ارتباط با اخوان اخوان المسلمین، ترکیه و قطر به طور مرتب در حال انتشار اخبار منفی هستند. در این میا، آنان در رقابت با الجزیره قطر هستند که دقیقا موضعی نقطه مقابل آن‌ها را دارد. علاوه بر این، فراتر از همکاری‌های اطلاعاتی میان اسرائیل با کشورهای حوزه خلیج فارس علیه ایران روابط تجاری میان این کشورها به ارزش یک میلیارد دلار در سال تخمین زده شده است؛ هر چند که آمار رسمی‌ای در این باره وجود ندارد. با توجه به ارزیابی‌های تازه در زمینه فناوری به خصوص در حوزه امنیت سایبری، آبیاری، تجهیزات پزشکی و صنعتی همکاری‌ها می‌توانند تا میزان سالانه ۲۵ میلیارد دلار نیز باشند. بازرگانان اسرائیلی که از پاسپورت‌های خارجی استفاده می‌کنند به طور منظم به امارات پرواز می‌کنند و معمولا در پروازهای تجاری از طریق عمان حضور دارند. آنان با گذرنامه‌های اروپایی به کشورهای مختلف سفر می‌کنند. اخیرا، شرکت بین‌المللی AGT که مالکیت آن متعلق به “ماتی کوچاوی” یک سرمایه‌دار اسرائیلی است، تجهیزات امنیت الکترونیکی را به ارزش ۸۰۰ میلیون دلار برای محافظت از مرزها و میدان های نفتی به امارات فروخت. مقام‌های اماراتی اما این تصمیم را غیر سیاسی و صرفا با انگیزه و منافع حفظ امنیت ملی اعلام کردند. در سال ۲۰۱۴ میلادی نیز روزنامه “هاارتص” از ایجاد نخستین خط پرواز هوایی هفتگی پنهانی از تل آویو به دبی از طریق امان پایتخت اردن خبر داد. کسب و کارهای اسرائیلی در امارات به صورت پنهانی و یا از طریق شرکت‌های ثبت شده در اروپا فعالیت می‌کنند. به طور معمول، اردن و قبرس کشورهای واسطه در این زمینه هستند. سعودی‌ها نیز همکاری‌های مشابهی با شرکت‌های اسرائیلی در حوزه امنیت سایبری داشته‌اند از جمله در سال ۲۰۱۴ میلادی قراردادی برای تامین امنیت مرزی عربستان سعودی با عراق که در آن از تجهیزات اسرائیلی استفاده می‌شد. همچنین، گزارش‌هایی مبنی بر آن وجود دارند که اسرائیل پهپادهایی را از طریق آفریقای جنوبی به عربستان فروخته است. در سال ۲۰۱۸ میلادی نیز رسانه‌های اسرائیلی گزارش دادند که دیدارهایی میان مقام‌های سعودی و اسرائیلی در نشستی در واشنگتن انجام شده‌اند که سعودی‌ها این موضوع را تکذیب کردند. 
در اواخر سال ۲۰۱۷میلادی، یک مقام ارشد اسرائیلی پیشنهاد به اشتراک‌گذاری اطلاعات درباره ایران با عربستان را داده بود و گزارش‌هایی در این باره منتشر شد. موضوع تا جایی پیش رفت که “هیلاری کلینتون” وزیر خارجه دولت اوباما گفته بود که از دیدارهای پشت درهای بسته میان اماراتی‌ها و سعودی‌ها با مقام‌های موساد برای مقابله با نفوذ ایران آگاه است. ارتباطات در حال رشد میان اسرائیل و دولت‌های عربی حاشیه خلیج فارس با ورود ترامپ به کاخ سفید شدت گرفت. پس از قدرت‌گیری “محمد بن سلمان” ولیعهد عربستان نشانه‌های دیگری از انعطاف‌پذیری در سعودی‌ها دیده شد. برای مثال، در مارس سال ۲۰۱۸ میلادی اجازه عبور یک پرواز از دهلی نو به تل آویو از طریق حریم هوایی عربستان صادر شد. پس از آن به دنبال حادثه قتل “جمال خاشقجی” روزنامه‌نگار سعودی در کنسولگری عربستان در استانبول در اکتبر ۲۰۱۸ میلادی، موضع نتانیاهو این بود که اولویت مهم حفظ ثبات عربستان است. منابع سعودی می‌گویند از موضع او در ریاض به شکل گسترده‌ای استقبال شد. این منبع اما می‌گوید که نهادهای امنیتی اسرائیل نسبت به بی‌پروایی محمد بن سلمان هشدار داده و نگران هستند”. 
این رونامه اما اشاره می‌کند که رابطه عربستان با اسرائیل دستکم در ظاهر مبهم است. برخلاف امارات بحرین و قطر که اجازه حضور ورزشکاران اسرائیلی در رقابت‌ها را در خاک کشورهای‌شان می‌دهند، عربستان شرکت ورزشکاران اسرائیلی در مسابقات بین المللی در ریاض را ممنوع کرده است. عربستان خود را حافظ و نگهبان حرمین شریفین می‌داند و برای خود در جهان اسلام وزن قابل توجهی قائل است در نتیجه نمی‌تواند به صورت علنی با اسرائیل رابطه داشته باشد”. 
“گاردین” در پایان می‌نویسد: “رویکرد دولت‌های عربی حاشیه خلیج فارس نسبت به اسرائیل کاملا تغییر کرده است اما واقعیت آن است که اسرائیل توانسته مشوق‌ها و انگیزه‌های لازم را برای سعودی‌ها و متحدان‌شان فراهم کنند تا بتوانند منطق ژئوپولیتیک برای آشتی منطقه‌ای را با احساسات مردم آن کشورها منطبق سازند چرا که هیچ راهی برای دستیابی به توافقی قابل قبول برای فلسطینی‌ها مطرح نشده است”.