روایت آذر منصوری از تئوریزه شدن خشونت علیه زنان در صداوسیما تا اشاره به مردانه بودن ساختار قدرت در ایران

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ آذرمنصوری معتقد است : بخشی هم مربوط فرهنگ است که چقدر نهاد تعلیم و تربیت و نهادهای آموزشی غیر رسمی برای کاهش خشونت علیه زنان تولید برنامه می‌کنند. وقتی در صداوسیما زنی که سال‌ها شوهرش او را کتک زده، رفته و برگشته این یعنی تئوریزه کردن خشونت علیه زنان.

آنچه در ادامه می آید گزیده ای از سخنان آذر منصوری در نشست مجازی “قتل های ناموسی در ایران” است :

“قتل ناموسی” قتلی است که توسط مردان خانواده علیه زنان برای حفظ آبرو انجام می‌شود. این خشونت به صورت تاریخی بازتولید می‌شود، بیست درصد از کل قتل‌های ایران قتل‌های ناموسی است.

پژوهشی در سال ۹۰ تا ۹۴ انجام شد که سراغ ۱۴۰ نفر از قاتلان قتل‌های ناموسی رفته بودند که نشان می داد عوامل مختلف فرهنگی در این قتل‌ها تاثیرگذار بودند از جمله نگاهی که به زن وجود دارد. متاسفانه فرهنگ غالب هم در حمایت از قاتلین است.

تا مسأله‌ فرهنگ حل نشود شاهد این نوع جنایات هستیم. باید به نقش قانون هم پرداخت. این که قانون چقدر می‌تواند بازدارنده باشد، مثل پدر رومینا که در این مورد تحقیق کرده بود. باید دید “لایحه منع خشوت علیه زنان” چقدر می‌تواند کمک کند. متاسفانه بعد از چند سال رفت و برگشت، این لایحه امروز به جایی رسیده که بعضی قسمت‌های آن مشوق خشونت علیه زنان است.

بخشی هم مربوط فرهنگ است که چقدر نهاد تعلیم و تربیت و نهادهای آموزشی غیر رسمی برای کاهش خشونت علیه زنان تولید برنامه می‌کنند. وقتی در صداوسیما زنی که سال‌ها شوهرش او را کتک زده، رفته و برگشته این یعنی تئوریزه کردن خشونت علیه زنان.

این موضوع آدم را به یاد زنده به گور کردن دختران می‌اندازد که اسلام آن را ممنوع کرد. مسئولان ما هم باید حواسشان باشد که این فرهنگ را از بین ببرند. آقای رییسی گفته که پدر رومینا باید مجازات سختی ببیند. خب با پشتیبانی کدام ماده‌ قانونی؟ اگر چنین رویکری وجود دارد چرا این لایحه اینقدر در قوه قضاییه ماند؟

این هم یک مسأله‌ فرهنگی است و هم سیاسی. چون موضوع به قدرت ارتباط پیدا می‌کند، اینکه زنان در جامعه ما از چه سطحی از اثرگذاری و قدرت برخوردار هستند؟ آیا تولیداتی داشتیم که به جامعه نشان دهد زن هم از نظر جایگاه انسانی برابر با مرد است؟ اینطور نیست بلکه عکس این موضوع نشان داده می‌شود و بازتولید می‌ شود. قانون‌گذار هم تحت همین آموزش است.

تا زمانی که این فرهنگ بازتولید می‌شود و رویکرد واپس‌گرایانی که دین را آمیخته به همین سنت‌ها کردند همین است، درب بر همین پاشنه خواهد چرخید. ماجرای رومینا یادآوری کرد که نیاز به اصلاحات ساختاری داریم.

مردانی که به خاطر ناموس زنان را می کشند بعد از آن خودشان را هم می کشند، خب مسأله اصلی فرهنگ است که در همین راستا قانون هم درست نمی‌شود. در همین مجلس چند درصد از آقایان با این نظر هم‌راستا هستند که قوانینی داشته باشیم که از این چیزها جلوگیری کند؟

آن قانون‌نویس یا مسئول تولیدات فرهنگی هم درگیر این مسائل است، نقش رسانه‌ ملی بسیار می‌تواند جدی باشد. اگر پشتیبانی جدی در جامعه وجود داشت این لایحه این قدر معطل نمی‌ماند. با این وجود من از پیگیری‌ها چشم پوشی نمی‌کنم و باید به همین نم نم‌ها قناعت کنیم. در بحث زنان نمی توان به یکباره انتظار سیل داشت.

زن در فرهنگ ما جنس دوم تلقی می‌شود که باعث می‌شود مرد فکر کند اختیار دارد هرکاری بخواهد می تواند با او کند، چندهمسری هم از همین رویکرد است. مجموع فعالیت‌ها برای جایگاه برابر انسانی هم با مقاوت روبرو می‌شوند. چه زمانی از میان زنان کاندید ریاست جمهوری داشتیم؟ چند وزیر و چند قاضی داریم؟ شورای نگهبان که به کلی مردانه است، در هیئت رییسه مجلس نیز جز در دوره ششم “زنی” نبود.