روایت کیهان از مرموزترین چهره اطلاعاتی-امنیتی در تهران

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ روزنامه کیهان نوشت: «یعقوب نیمرودی» از مهم‌ترین پایه‌گذاران شبکه‌های اطلاعاتی- امنیتی اسرائیل در ایران، عراق و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس به حساب می‌آید.


یخشی از کتاب خاطرات یعقوب نیمرودی، از مرموزترین چهره‌های اطلاعاتی-امنیتی نقش‌آفرین در تاریخ ایران را در ادامه می خوانید.


«یعقوب نیمرودی» بی‌شک یکی از مرموزترین چهره‌های اطلاعاتی-امنیتی نقش‌آفرین در تاریخ ایران و حتی منطقه غرب آسیاست. خاستگاه خانوداگی او و پیشینه فعالیت‌هایش در شکل‌گیری نهادهای امنیتی اسرائیل و گسترش شبکه اطلاعاتی آن‌ها در ایران و سایر کشورهای منطقه غرب آسیا گواه این ادعاست.


«یعقوب نیمرودی» و «بنیامین نتانیاهو»
نیمرودی سال ۲۰۰۳ بخشی از خاطرات خود را در دو جلد تحت عنوان «امید و شکست» به زبان عبری دراسرائیل منتشر کرد. فاصله «تهران» تا «تل‌آویو» چندان هم دور نبود و «دفتر پژوهش‌های کیهان» توانست‌اندکی پس از تصمیمش برای ترجمه این کتاب، با کمک مجاهدان جبهه مقاومت به نسخه‌ای از آن دست پیدا کند.


بخش زیادی از این کتاب توسط همکاران «دفتر پژوهش‌ها» از عبری به فارسی ترجمه شده و در آینده‌ای نزدیک در قالب کتاب منتشر خواهد شد. با این حال تصمیم گرفتیم به مناسبت ایام دهه فجر قسمتی از خاطرات «یعقوب نیمرودی» را که به مقطع پیروزی انقلاب اسلامی ایران می‌پردازد، منتشر کنیم. پیش از شروع این سلسله مطالب لازم است توجه خوانندگان را به نکات زیر جلب کنیم:

این کتاب تنها به زبان عبری منتشر شده و نسخه انگلیسی ندارد. بر این اساس صرفا برای افکار عمومی ساکنان اراضی اشغالی نوشته شده و به دنبال تأثیرگذاری بر آنهاست. با توجه به این نکته نیمرودی در سراسر کتاب سعی کرده اقدامات خود در خدمت به اسرائیل را به شدت برجسته کند به امید اینکه از انتقادات نسبت به او و دوستانش در اراضی اشغالی کاسته شود.


آنچه می‌خوانید از دیدگاه یک یهودی متعصب و کارکشته امنیتی است. مسلما او بسیاری از وقایع را مسکوت گذاشته و یا ناقص بیان کرده است و روایتش در برخی رویدادهای تاریخی کاملا منطبق با واقعیت نیست. با این حال همین خاطرات با تمام ملاحظاتش، حاوی نکات دست‌اول و نابی است که به پژوهشگران تاریخ معاصر کمک شایانی خواهد کرد.


مقدمه
«یعقوب نیمرودی» اول ژوئن ۱۹۲۶ در خانواده‌ای یهودی و عراقی‌الاصل در بیت‌المقدس به دنیا آمد. خانواده‌اش پیش از تولد او از کردستان عراق به بیت‌المقدس مهاجرت کرده بودند. نیمرودی در اوایل جوانی توسط «اسحاق ناوون» به استخدام اولین سازمان اطلاعاتی اسرائیل موسوم به «شای» قبل از تشکیل دولت جعلی اسرائیل درآمد.


اسحاق ناوون بعداً به مقام منشی خصوصی «بن‌گوریون» و سپس ریاست جمهوری اسرائیل دست یافت. نیمرودی در ادامه توانست خیلی زود به عضویت سازمان ‌هاگانا طی سال‌های ۱۹۴۰ – ۱۹۴۷م درآید و در فعالیت‌ها علیه مسلمانان فلسطینی مشارکت داشت. او به سرعت در شبکه امنیتی اسرائیل پلکان ترقی را پیمود و یکی از افسران بلندپایه آن شد.


نیمرودی؛ از مهم‌ترین پایه‌گذاران شبکه‌های اطلاعاتی- امنیتی اسرائیل
وی از مهم‌ترین پایه‌گذاران شبکه‌های اطلاعاتی- امنیتی اسرائیل در ایران، عراق و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس به حساب می‌آید. نیمرودی در جوانی، عضو شبکه عربی پالاخ (ستاد عملیات نظامی سازمان تروریستی مخفی یهودیان پیش از تأسیس رسمی دولت اسرائیل) بود و در حوادث خونینی که منجر به اعلام رسمی تأسیس دولت غاصب اسرائیل شد، نقش قابل‌توجهی ایفا کرد.


وی در سال‌های بعد و در جریان لشکرکشی‌های اسرائیل به کشورهای عربی، هدایت شبکه‌های اطلاعاتی – امنیتی آن کشور را بر عهده داشت. یعقوب نیمرودی اولین بار در ۳۰ دی ۱۳۳۴ از طریق مرزهای ترکیه در پوشش معاونت آژانس یهود وارد ایران و اولین افسر اطلاعاتی اسرائیل در ایران شد. مأموریت او در ایران ۱۳ سال (تا سال ۱۳۴۸) به طول انجامید.


در همین زمینه بنجامین بیت‌هلحمی از اساتید دانشگاه حیفا در اراضی اشغالی می‌نویسد: «در اوایل دهه ۱۹۵۰، هنگامی که «نیمرودی» به فرماندهی جنوبی نیروی [موسوم به]دفاعی اسرائیل پیوسته بود، با یک فرمانده [دیگر]جوان و درحال ترقی ارتش برخورد کرد و با او دوست شد. این شخص «آریل شارون» نام داشت. نقطه عطف این سرگرد جوان، [«یعقوب»]به سال ۱۹۵۵ و هنگامی پدیدار شد که او را به تهران فرستادند و بخش اعظم دوران کار خود را، در این شهر گذراند…


حضور ۱۳ساله در تهران؛ شادترین دوران زندگی نیمرودی!
او بعداً درباره سیزده سالی که در تهران به سر برده بود، اظهار می‌داشت که این مدت، شادترین دوران زندگی‌اش بوده است. او نمونه نوینی بود از فرستادگان اسرائیلی که به جای پنهان شدن و در تاریکی به سر بردن، قدرت خود را اعلام می‌کرد و حتی با وجود اینکه ایران و اسرائیل هنوز [در ظاهر]روابط کامل دیپلماتیک نداشتند، به مقامات عالی‌رتبه ایرانی دسترسی داشت. میهمانان اسرائیلی او مسلماً حیرت می‌کردند از اینکه می‌دیدند، ژنرال‌های ارتش ایران، صبورانه در راهروی دفتر کار وی انتظار می‌کشند، تا طی دیدار کوتاهی با او، از وی بخواهند نزد رئیس‌ستاد و یا حتی «شاه» وساطت و یا شفاعت آن‌ها را بکند.»


نیمرودی‌اندکی پس از پایان مأموریتش در ایران؛ از سمت خود در ارتش اسرائیل کناره‌گیری کرد. اتفاقی که تعجب صاحب‌نظران وقت را برانگیخت و نمی‌توانست رویدادی طبیعی قلمداد شود. اداره کل هفتم ساواک در همین زمینه ۲۶ اسفند ۱۳۴۸ نامه‌ای به اداره کل ششم می‌نویسد و طی آن فعالیت تجاری جدید نیمرودی را پوششی برای فعالیت‌های اطلاعاتی او در منطقه تحلیل می‌کند.
در این گزارش آمده است: «روزنامه کثیرالانتشار معاریو (مستقل، چاپ تل‌آویو) طی مقاله‌ای نوشته است: سرهنگ یعقوب نیمرودی و یک نفر یهودی میلیونر ژاپنی به نام آیزنبرگ به زودی شرکتی به منظور شیرین کردن آب شور در نقاط مختلف ایران تأسیس خواهند کرد. سرهنگ نیمرودی درصدد است که برای اشتغال کامل به کارعمرانی جدیدش در ایران از ارتش کناره‌گیری نماید و این امر برای شخص وی و افرادی که از ۲۲ سال خدمت وی به ارتش اسرائیل آگاهی دارند عملی دشوار محسوب می‌گردد…


«یعقوب نیمرودی» و «حییم هرتزوگ» (چپ) رئیس‌جمهور اسبق اسرائیل و «شیخ اسحاق ادریس سخوطه» (وسط) از رجال دینی سعودی و مشاور عالی سازمان رابطه العالم الاسلامی، مستقر در مکه با توجه به تجربیات نظامی وسیع نیمرودی و تخصصی که در امور خاورمیانه عربی دارد، کناره‌گیری وی از ارتش در هنگامی که اسرائیل بیش ازهر زمان دیگر نیازمند یک چنین افراد است باعث تأسف می‌باشد… سرهنگ نیمرودی مدت ۱۳ سال در ایران ظاهراً به عنوان وابسته نظامی اسرائیل خدمت می‌نموده و اشتغال جدید وی در ایران اعم از اینکه از ارتش کناره‌گیری نماید یا ننماید به احتمال زیاد پوششی برای فعالیت اطلاعاتی در خلیج‌فارس و شیخ‌نشین‌ها خواهد بود.»