روسیه نمی‌تواند شریک راهبردی ایران باشد

✍️اسفندیار خدایى

نظام سیاسی ایران در همه سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌، تضادی بزرگ با آمریکا و غرب را تجربه کرده که این روزها در اوج این تضاد قرا دارد. در هنگامه تولد نظام جمهوری اسلامی ایران یک همسایه بزرگ به نام اتحاد جماهیر سوسیالیستی داشت که رهبری اردوگاه نبرد با جهان آزاد وقت را به چنگ آورده بود.

در آن دوره شاید ایران و اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی به دلیل ذات نظام‌های غرب‌ستیز می‌توانستند شرکای راهبردی باشند اما به چند دلیل این اتحاد راهبردی ممکن نشد. دلیل نخست این بود که آن نظام سیاسی ایران در قانون اساسی خود تاکید داشت باید سیاست خارجی ایران «نه شرقی، نه غربی» باشد و شوروی سابق نماد شرق به حساب می‌آمد. سد راه دوم در مسیر تبدیل شوروی سابق به شریک راهبردی ایران فعالیت حزب توده در ایران بود که در سال ۱۳۶۲ ایران انقلابی آن را ریشه‌کن کرد. راه‌بندان سوم در مسیر یادشده حمایت شوروی از حزب بعث عراق در جنگ با ایران بود.

در اواخر دهه ۱۹۸۰ اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی مثل برف در برابر غرب آب و به ۱۵ کشور تبدیل شد. هسته مرکزی این امپراطوری اما همین روسیه امروز است که پس از دست به دست شدن میان رهبران با دوره‌های کوتاه‌مدت حکمرانی سرانجام به دست ولادیمیر پوتین افسر سابق کاگ‌ب به مثابه مخوف‌ترین سازمان اطلاعاتی و امنیتی ساخت بشر رسید. اکنون روسیه سال‌های طولانی است با اراده و سلیقه این رهبر روسی اداره می‌شود. در این دوره اما اقتصاد روسیه به مرور با ضعف‌های بنیادین بر جای مانده از نظام سوسیالیستی به اقتصادی متوسط و کوچک‌تر از کره‌جنوبی و شاید ترکیه تبدیل شده است. پوتین در دوره فرمانروایی خود بر روسیه اقتصادی فاسد بر پایه رانت و فساد با همدستی دوستانش را پایه‌گذاری کرده که فاقد توانایی‌های لازم و کافی برای رسیدن به سطح کشورهای اروپای غربی است.

اکنون تنها مزیت این کشور تحت اراده پوتین صادرات نفت خام و گاز و نیز تسلیحات نظامی است. حالا اما ایران از سر ناچاری و برای استفاده از توانایی‌های نظامی روسیه قصد خود را برای اتحاد راهبردی با روسیه نشان می‌دهد. کارشناسان و ناظران آگاه اما باور دارند ایران و روسیه نمی‌توانند به دلیل ذات دو نظم سیاسی و نیز توانایی‌ها و ناتوانی‌های اقتصادی مشابه شرکای راهبردی باشند. به این ترتیب که روسیه رقیب سرسخت ایران در صادرات نفت است و هر گام ایران برای به دست آوردن سهم پیشین از صادرات جهانی نفت به صادرات نفت روسیه آسیب می‌زند. علاوه بر این دو کشور ایران و روسیه از نظر صادرات گاز تا دیر زمانی در آینده رقیب به حساب می‌آیند و روسیه تا همین جا نیز راه دسترسی بازار اروپا به ایران را باز نگه نداشته و از این پس نیز سد راه ایران خواهد شد.

از سوی دیگر روسیه کالای صنعتی و معدنی خاصی که به درد توسعه صنعتی ایران بیاید تولید نمی‌کند و راه بازارهای مواد غذایی خود را به روی ایران بسته است. وقتی دو کشور هیچ کالایی برای تبادل ندارند خیری نیز به هم نمی‌رسانند و بدتر از آن رقابت بلندمدت ایران با روسیه بر سر صادرات انرژی در عمل دوستی ایران با پوتین را بی‌فایده می‌کند. شاید روزی اگر مسیر تجارت دو کشور باز شود و ایران با روسیه پوتین به داد و ستد کالا بپردازند دوستی دو کشور مفید باشد.

به موارد فوق رقابت ایران و روسیه در آسیای مرکزی هم بیفزایید. روسیه نگران آن است که ایران روابط عمیق اقتصادی، فرهنگی وسیاسی با کشورهای این منطقه برقرار کند و نقش تاریخی سابق را در حوزه تمدنی ایران بزرگ را بازیاید.
ایران نیز در این منطقه، روسیه را با تنها مانع مستحکم برای تحقق اهداف خود می‌بیند.