روی گرداندن یکی از هواداران سابق احمدی‌نژاد از وی / دکتر اکبر جباری ، باجناق غلامحسین الهام : وضعیت روانی احمدی نژاد وخیم است ، او اختلال سایکوتیک دارد و باید تحت درمان باشد!

پایگاه خبری / تحلیلی نگام ، دکتر اکبر جباری، باجناق غلامحسین الهام و از هواداران سابق احمدی نژاد که. سالهاست در حوزه روانکاوی فعالیت دارد، با انتشار یادداشتی در کانال تلگرامی خود، شرایط روحی و روانی محمود احمدی نژاد، را وخیم دانست و اعلام کرد احمدی نژاد اختلال سایکوتیک دارد و باید تحت درمان قرار بگیرد.

متن کامل یادداشت تلگرامی دکتر اکبر جباری به این شرح است :

سلام و عرض ادب خدمت هم مخاطبان گرامی‌ام.

بدون مقدمه، خلاصه و سربسته میگویم.

اعراض و روی‌گردانیدن من از آقای احمدی‌نژاد دو دلیل اصلی دارد که دلیل نخست را نمی‌توانم بازگو کنم، چون هم تبعات حقوقی برای خودم دارد (به دلیل نداشتن مدرک) و هم برای ایشان.


اما دلیل دوم، دلیل روانشناختی است. بارها و بارها از دیگران و خاصه مخالفان ایشان درباره غرور و خودشیفتگی احمدی‌نژاد شنیده بودم ولی به دلیل سیاست‌های ضد اشرافی‌گری و مردم‌دارانه ایشان، یا آن خصائل زشت را نمی‌دیدم و یا دست به توجیه می‌بردم. برای من همیشه درباره مرد سیاسی “عمل” حائز اهمیت بود و چندان به مسائل شخصیتی مرد سیاسی وقعی نمی‌نهادم. از همین‌رو نه “آن ممه را لو لو برد” برایم اهمیتی داشت، نه شعر خواندن و حرفهای عاشقانه و عرفانی زدنش.

برای من عمل سیاسی او مهم بود. البته این وجه بیشتر سلبی بود تا ایجابی. یعنی احمدی‌نژاد را دوست داشتم، نه به خاطر اینکه عمل ایجابی خاصی انجام داده بود، بل فقط بدین خاطر که ‘در مقابل کفتارهای چپ و راست و اصولگرا و اصلاح‌طلب ایستاده بود. این عمل سلبی او، آنقدر برایم مهم و حائز اهمیت بود که از شخصیت او غافل بودم و نمی‌دیدم که او به کجا می‌رود.


تا اینکه مصاحبه‌ای از او دیدم که او را با “هگل” مقایسه کرده بود و او نیز این قیاس را با سکوتش تایید می‌کند. برای اهل سیاست و مخالفان سیاسی او، موضوع کمیک بود و به طنز با آن مواجه شدند، اما برای من از منظری دیگر که وجه روانشناختی مساله است، اهمیت داشت.

اگر احمدی‌نژاد خودش را ولی خدا بداند، چندان تعجب نمی‌کردم، چراکه در کانتکس او که یک کانتکس مذهبی است، دیلوژن‌ها [باورهایی که فرد قاطعانه آنها را قبول دارد اما سایر اعضای جامعه آنها را قبول ندارند] نیز از جنس موضوعات مذهبی خواهد بود، اما وقتی دیدم دیلوژنی بیرون از کانتکس مذهبی شکل گرفته، حقیقتا ترسیدم. فی المثل اگر یک شهروند مسیحی اهل آلمان در دیلوژن‌هایش، خود را عیسی مسیح ببیند، چندان عجیب نیست، و با دارو می‌توان بیمار را تحت کنترل درآورد، اما اگر او ناگهان خود را امام زمان معرفی کند، بسیار متفاوت است، چراکه این دیلوژن بیرون از کانتکس او شکل گرفته و باید دید چگونه این اتفاق افتاده است!

اینکه یک سیاستمدار ایرانی مسلمان شیعه، خودش را “هگل” بداند، حالش وخیم‌تر از آن مسلمانی است که خودش را ولیّ خدا می‌داند. اما اگر کسی خود را هر دوی این‌ها بداند، بی‌شک باید تحت معالجه قرار گیرد.


آقای احمدی‌نژاد بنابر دلایلی، خود را هر دو می‌داند و این بسیار نگران کننده است.


نخست، اقبال عمومی مردم نگونبخت و ستمدیده و رنجکشیده از دست چپ و راست، به آقای احمدی‌نژاد، مقدمات شکلگیری این دیلوژن را فراهم ساخت. معجزه هزاره سوم معرفی کردن او، شروع این اختلال بود.


دوم، دیگر اطرافیان و دور و بری‌های چاپلوس و صد البته نادان او در شکل‌گیری این اختلال نقش مهمی دارند. عده‌ای بی تمدن، که نه فکر جوانی دارند و نه ثمره و نتیجه مفیدی، که دائما به او مستقیم یا غیر مستقیم الهام می‌کنند که معجزه هزاره سوم است. این وضعیت تا بدانجا پیش رفت که اگر یکی از نزدیکانش، کوچکترین انتقاد ولو مشفقانه به او داشته باشد، حذف شده و از بارگاه رانده می‌شود.


چنانکه آزمایش زندان استنفورد نیز نشان داده، انفعال، همواره نیروی اهریمنی را در طرف مقابل بیدار می‌سازد. کافی است هر روز ۵ نفر مدح و ثنای شما بگویند و ستایشگر شما باشند، روز ششم، شما به هیولایی بدل خواهید شد که تا پیش از آن‌ هرگز تصورش را نمی‌کردید. آقای احمدی‌نژاد در طی این سالها که خود را صدای بلند مردم ستمدیده معرفی کرده، در چنین وضعیتی گرفتار آمده و به شکل وحشتناکی دچار دیلوژن‌های مرتبط و غیر مرتبط با کانتکس مذهبی خود شده است. باز هم بنابر دلایل حقوقی نمی‌توانم، به اخبار نگران کننده‌ای که از ایشان بدستم رسیده، اشاره کنم، اما اینقدر می‌توانم بگویم که ایشان با سرعت به سمت پرتگاه اختلالات سایکوتیک [نوعی بیماری روانی می باشد و فرد مبتلا ارتباط خود با واقعیت را از دست می‌دهد] در حرکتند که اگر دوستان و علاقه‌مندان ایشان، به داد ایشان نرسند، بعدها دیگر نمی‌توان کاری کرد.


بازهم تاکید می‌کنم، این صرفا دلیل دوم و روانشناختی مساله است و خدا را گواه می‌گیرم که هیچ قصد و ملاحظه سیاسی در بیان این حقایق ندارم و کماکان رقبای سیاسی ایشان را کفتارانی می‌دانم که دیگر نزد مردم ایران هیچ جایگاهی ندارند.


لذا در پایان، نخست به فرزندان آقای احمدی‌نژاد، خاصه آقا علیرضا و سپس به دوستان عاقل و اطرافیان دلسوز ایشان عرض می‌کنم، کمی از سیاست فاصله بگیرید و این نوشته مرا صرفا از منظر روانشناختی بخوانید. با همه وجودم برای رفع این مشکل در خدمتم. هرچند دلیل نخست همچنان به قوت خود باقیست.