زندخت شیرازی؛ از ازدواج اجباری تا تلاش برای حق رأی زنان

پایگاه خبری / تحلیلی نگام۱۳ مرداد ۱۳۳۱ یعنی ۶۹ سال پیش در چنین روزی زندخت شیرازی در شیراز درگذشت. این یکی از سروده‌های اوست: کار تجارت از چه معنی کار زن نیست؟ کار صناعت با چه منطق کار من نیست؟

فخرالملوک زندپور مشهور به زندخت شیرازی در سال ۱۲۸۸ در شیراز زاده شد. مادرش از خانواده‌ای روحانی و پدرش از نوادگان دودمان زند بود. خواندن و نوشتن را نخست در خانه و سپس در دبستان تربیت آموخت.

زندخت شیرازی را در ۱۰ سالگی به ازدواج مجبور ساختند، ولی دیری نپایید که پدرش به این کار ناشایست پی برد و طلاقش را گرفت و از او در آموزش و تلاش برای حقوق برابر زن و مرد پشتیبانی کرد.

او پس از آزادی زبان عربی و انگلیسی را به خوبی آموخت و چون از کودکی ذوق شعر داشت، “به قصد تمرین” بخش بزرگی از ترجمه قرآن را به نظم کشید.

در ۱۸ سالگی “مجمع انقلاب نسوان” را در شیراز بنیان نهاد و شعار آن را “کوشش در ترقی نسوان و طرفداری از حقوق نسویت” اعلام کرد.

از آنجا که حکومت وقت واژه انقلاب را شورش می‌دانست، نام انجمنش را به “نهضت نسوان” تغییر داد: “مقصود ما از این کلمه انقلاب اجتماعی و فکری و ادبی بود. چون دیدیم بین توده سوء تفاهم به وجود می‌آورد کلمه نهضت را به جای انقلاب برگزیدیم”.

۱۹ ساله بود که کوشید ماهنامه “دختران پارس” را در شیراز منتشر کند، ولی دریافت امتیاز بیش از ۲ سال طول کشید و تازه اول مرداد ۱۳۱۰ توانست نخستین شماره آن را در چهل صفحه به نام “دختران ایران” منتشر کند.

بیشتر مقالات و سروده‌های مجله را خودش ترجمه می‌کرد و می‌نوشت و به نارسایی‌های اجتماعی در زندگی زنان، وضعیت زنان در کشورهای دیگر و تشویق زن ایرانی به نبرد علیه نابرابری‌ها می‌پرداخت:

“در اسفند مه، کردم آخوند تکفیر
مرا خواند بی کیش، بی جرم و تقصیر
“فیوضات” گردید بی مهر و کم‌لطف
ستم کرد از ترسِ آخوندِ بی‌پیر
فلانی بترسید و درسم نفرمود
مر این دخت بیچاره را کرد دلگیر
برو مفتی مفت‌خور، مرغ می‌خور‌
که این تکه‌ات میکند در گلو گیر”.

زندخت شیرازی بیش از ۳۰ سال پیش از دادن حق رأی به زنان این مسأله را مطرح کرد:

“پریشان تا به کی ای دخت و ای دوشیزه ساسان
به هر کشور که زن خوار است هرگز نیست آبادان
آیا باد صبا رو از زن بدبخت ایران گو
چرا حق وکالت نیست زن را در بهارستان”.
منظور مجلس شورای ملی است.

اما در ۲۳ سالگی ماهنامه‌اش توقیف شد و تلاش چندین ساله‌اش برای بازگشایی آن به نتیجه نرسید.

او پنج سال آموزگار مدرسه‌های دخترانه تهران بود، ولی توقیف مجله‌اش را تاب نیاورد و به افسردگی شدید و اختلال حواس دچار شد.

زندخت شیرازی در ۴۳ سالگی در زادگاهش درگذشت.