سال‌مرگ اسماعیل فصیح؛ نویسنده نومیدی‌ها

پایگاه خبری / تحلیلی نگام۱۱ سال پیش در چنین روزی اسماعیل فصیح در تهران درگذشت. او درباره داستان‌هایش می‌گفت: “برخی از داستانهایم گویی خودشان پدید می‌آیند. وقتی می‌خوانم‌شان به گریه می‌افتم”.

اسماعیل فصیح در سال ۱۳۱۳ در تهران زاده شد و درباره خانواده‌اش هم می‌گفت: «پدرم نزدیک سه راه شاپور مغازه خواربارفروشی داشت.» اما دو ساله بود که پدر را از دست داد.

فصیح در گرماگرم جنبش ملی‌شدن نفت دبیرستان را به پایان رساند. او در بخشی از خاطراتش درباره دوران نوجوانی‌اش می‌گوید: «پس از سه سال آموزگاری،‌ مادرم به من ۳۲۰۰ تومان کمک کرد و با همان پول رفتم آمریکا. چهار سال شیمی خواندم و از همان ماه اول چون انگلیسی‌ام خوب بود، اجازه یافتم ساعات آزادم را برای دانشگاه کار کنم.»

او پس از گرفتن کارشناسی به سانفرانسیسکو رفت و ازدواج کرد، ولی همسرش به هنگام زایمان درگذشت و او این اندوه را تا پایان عمر با خود کشید و در آثارش به ویژه در “عشق و مرگ” بازتاب داد.

پس از آن زندگی ناکام باز به دانشگاه مونتانا رفت و ادبیات انگلیسی خواند. در ۲۹ سالگی به ایران بازگشت و به عنوان مدرس در دانشکده شرکت نفت استخدام شد و به اهواز و سپس به آبادان رفت.

همزمان ترجمه‌هایش که بیشتر در زمینه روانشناسی اجتماعی هستند، توسط انتشارات فرانکلین چاپ می‌شدند. ۳۴ ساله بود که پس از انتشار چند داستان کوتاه، نخستین رمانش “شراب خام” را منتشر کرد که مانند همه آثارش ته‌رنگ کارآگاهی دارد. این داستان خواننده را با واقعیت جامعه شهری ایران در پایان دهه ۱۳۳۰ آشنا می‌کند.

رمان‌های او همه گِرد زندگانی “خانواده آریان” می‌گردند که با زندگی نویسنده بیگانه نیست. داستان‌های او ساختی ادواری دارند. در هر رمان زندگی یکی از افراد این خانواده محور داستان است. به این ترتیب داستان‌های فصیح به هم پیوسته‌اند و زندگی شهری را از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰ به تصویر می‌کشند. آدم‌های داستان‌های او همه سرگشته، سرخورده و گرفتار خفقان زندگی هستند و فدای خشونت اجتماع می‌شوند.

او در ۳۸ سالگی “دل کور” را با الهام از خاطرات کودکی‌اش در محله “درخونگاه” نوشت و ۴۷ ساله بود که با آغاز جنگ ایران و عراق دانشکده نفت آبادان بسته و خانه‌اش ویران شد و به تهران رفت: «بعد از آن که دو تا کتاب نوشته بودم شروع کردم به نوشتن “داستان جاوید” در حالی که نه کسی را به نام جاوید می‌شناختم و نه از دین زرتشتی خبر داشتم. ناگهان یک روزی خلاصه‌ای به ذهنم رسید و داستان را که شروع کردم، نوشتن‌اش شش سال طول کشید.»

او نخستین نویسنده‌ای است که شرایط جنگ ایران و عراق را در “زمستان ۶۲” بازتاب داد. اسماعیل فصیح در ۷۴ سالگی در زادگاهش درگذشت.