سعید نفیسی؛ نویسنده پرکار و پژوهشگر فراوان‌نویس

پایگاه خبری / تحلیلی نگام_هجده خرداد ۱۲۷۴، ۱۲۶ سال پیش در چنین روزی سعید نفیسی در تهران زاده شد. او می گفت: «انسان فانی است، مخصوصا در ایران».


پدر سعید نفیسی پزشک ویژه مظفرالدین شاه و یکی از نخستین فرهنگ‌نویسان ایران نوین بود: «پدرم مدرسه شرف را تأسیس کرد. در پنج سالگی مرا به آن مدرسه گذاشتند. برای دوم متوسطه و عالی برادرم مرا به اروپا برد».

در ۱۴سالگی به سوئیس و سپس به فرانسه رفت و تاریخ و زبان‌های باستانی خواند: «نخستین کاری که در ایران به من رجوع کردند، تدریس فرانسه در معروف‌ترین مدارس تهران “اقدسیه” و “سن لویی” بود».

او در کنار آموزگاری، از فرانسه ترجمه می‌کرد و از نخستین مترجمان و شناسندگان داستان کوتاه اروپایی به فارسی‌زبان‌ها به شمار آمد.

در۳۹سالگی با گشایش دانشگاه تهران، استاد تاریخ و ادبیات شد و به تألیف بیش از ۱۰۰ کتاب تاریخی و ادبی و ویرایش و انتشار آثار بسیاری از سرایندگان و نویسندگان ماندگار و گاه گمنام ایران به شیوه علمی نوین پرداخت. تا مدتها کمتر کتاب پژوهشی در زمینه تاریخ ادبیات چاپ می‌شد که پیشگفتار آن “با مقدمه سعید نفیسی” نباشد.

همسرش از نخستین شب زندگی مشترکشان در سال ۱۳۰۸ می‌گوید که او در آن “شب خجسته” با چند کتاب به اتاق زیر کرسی آمده و با لحنی شرم‌زده گفته بود: «اول این غلطگیری‌ها را می‌کنیم و بعد می‌خوابیم» و ادامه می‌دهد: «او می‌خواند و تصحیح می‌کرد و من مقابله می‌کردم و این برنامه مدتها سرگرمی شب‌های ماه عسل ما بود».

به همان اندازه که شیفته ادیبان و ادبیات بود با سیاستمداران ناسازگار بود، ایشان را بازیچه نیروهای قدرتمند می‌پنداشت و به ایشان می‌تاخت. به همین خاطر نام بخش سیاسی خاطراتش را “خیمه‌شب‌بازی” گذاشته است.

در ۵۸سالگی رمان طنزآمیز “نیمه راه بهشت” را نوشت و در آن “پرده از خیانت‌ها و شرارت‌های سردمداران کشور” برداشت اما داستان او با اشاره‌های پنهان شخصی به زندگی خصوصی وزیران و وکیلان و استادان دانشگاه آن زمان، بیشتر به یک هجویه سیاسی می‌ماند تا یک اثر هنری و انتقادی روشنگر.

با اینکه پرخاش‌های سیاسی او در آن رمان، دشمنان بسیاری در میان نیروی حاکم برایش تراشید، از انتقاد به سیاست وقت دست نکشید.

در۶۶سالگی پس از یک تظاهرات دانشجویی، نیروهای امنیتی به دانشگاه تهران تاختند و سه دانشجو را کشتند.

او از پاریس قصیده‌ای به دوستانش فرستاد:
“سوی تهران چو گذر کردی ای باد سحر
رو به دانشگه و این نامه من آنجا بر
نامه‌ای بوده در او مرگ جوانان عنوان
نامه‌ای کرده در آن سوگ ضعیفان مضمر”

سعید نفیسی در ۷۱ سالگی در زادگاهش درگذشت.

✍️ دیدگاه شما 🙏