سقوط خاندان لاریجانی و بحران در طبقه الیت سیاسی

👈 محمدحسین بادامچی، نظریه‌پرداز “چپ اسلامی” و نویسنده کانال “جمهوری سوم”، در یادداشتی تلگرامی نوشت:

✍ بدون‌شک انتشار اخبار سقوط خاندان لاریجانی از معدود اتفاقات مسرت‌بخش و امیدوارکننده چند وقت اخیر است که غیرمنتظره بودن آن را نمی‌توان کتمان کرد. بنابراین، با نزدیک شدن به موسم تحولات در مجلس و دولت، کل ساختار طبقه الیت سیاسی دهه۹۰ در حال فروپاشی است.

✍ پس از دور اول تصفیه طبقه الیت که در عین روی کار بودن دولت روحانی، طیف وسیعی از نخبگان سیاسی قدیمی‌تر نزدیک‌ به مرحوم هاشمی را از دور خارج کرد؛ سقوط لاریجانی‌ها را باید دور دوم تصفیه‌ای دانست که بر اثر موج بلند سوم‌تیر ۸۴ در ساختار قدرت جمهوری‌دوم، ولو با تأخیر، در حال روی دادن است.

✍ طبعا با سقوط لاریجانی‌ها خلاء قدرت شدیدی در الیگارشی پدید خواهد آمد. لاریجانی‌ها در طول یک‌دهه قدرت فائقه خود و تسلط بر قوای مقننه و قضاییه و در واقع، خنثی کردن پارلمان و عدالتخانه در ایران، کوشیده بودند که جای خالی هاشمی‌رفسنجانی را پر کنند و حلقه وصل نظام و اصلاح‌طلبان از یکسو و حلقه وصل نظام و قم و روحانیت از سوی دیگر باشند.

✍ آنها در کنار حسن روحانی نمادهای استیلای کامل راست سنتی و اشرافیت روحانیت-بازار بر جمهوری دوم بودند. آنها در یک کلام نقطه اتکای اصلی نظام در مهار امر سیاسی و نورمالیزاسیون داخلی و خارجی در یک دهه اخیر محسوب می‌شدند.

✍ اکنون این خلاء قدرت چگونه پر خواهد شد و نخبگان سیاسی جدید ایران در جمهوری‌سوم چه کسانی خواهند بود؟ جامعه‌شناسی نخبگان سیاسی در ۴۰سال اخیر نشان می‌دهد که هسته اصلی الیت قدرت در چند سال اول انقلاب در حزب جمهوری اسلامی شکل گرفت و در یک رقابت شبه‌دموکراتیک -شبه‌امنیتی پیچیده که به حذف رقبا انجامید، تا سال ۶۱ به استقرار کامل رسید و از آن پس تا امروز به تصفیه درون خود مشغول شد.

✍ امروز اما در فقدان یک رقابت سیاسی عادلانه، بیم آن می‌رود که انتقال از نخبگان قدیم به نخبگان جدید در گام دوم به روی کارآمدن طبقه‌ای از آقازادگان رانت‌خوار، مقلد، متملق و ترسو بینجامد که به تعبیر ابن‌خلدون با روی آوردن به تجمل و در فقدان عصبیت اسلامیستی نسل اول بساط نظام را به کلی بر باد دهند.

✍ پیشنهاد من به بزرگان نظام این است که برای تضمین آینده کشور و انقلاب و نظام، خود عقب بنشینند و با حمایت مساوی از همه گروه‌های سیاسی جوان نوظهور، امکان رقابتی عادلانه، آزاد و دموکراتیک برای روی کار آمدن شایستگان را در سال‌های آینده فراهم کنند.

✍ تنها در چنین میدانی است که بی‌شک صلاحیت مردان و زنان جوانی که فکر و کار خویش را وقف بازاندیشی در انقلاب و آسیب‌شناسی نظام کرده‌اند، در مقابل بی‌کفایتی آقازادگان رانت‌خوار، مقلد و متملقی که پشت روابط خود پنهان شده‌اند؛ بر همگان آشکار خواهد شد.