سنی هراسی درایران چگونه و چرا؟ / یادداشت

✍️ جلال جلالی زاده

هرچند این مسأله به اوائل انقلاب وتأسیس مراکز بزرگ اسلامی برمی گردد اما این روزها در پی مصاحبه با یک آخوند در شبکه ی ولایت و انتشار آن در فضای مجازی و نیز صدور حکم انتصاب چندین امام جمعه در منطقه ی سراوان موجب اعتراضات گسترده ای از سوی ایرانیان اهل سنت واهل تشیع شده و چنین اظهار نظرهایی را مخالف مصالح وحدت وامنیت ملی دانسته اند.

این دروغ ها و گمانه زنی ها که ناشی از ناآگاهی وتشخیص پیام راستین دین اسلام و فرهنگ ریشه دار ایر انی است جز اینکه کینه ها را بیشتر و تفرقه ها و اختلافات را بیشتر نماید هیچ فایده وبهره ی دیگری ندارد.

هر چند پرداختن به اختلافات مذهبی در ایام کرونا که طوفان مرگ و نیستی به جان انسان ها افتاده کاری خردمندانه به نظر نمی رسد اما گاهی سکوت به معنای رضایت و تأیید تلقی می شود پس لازم است جهت تنویر افکار عمومی و روشن نمودن حقایق نکاتی را به سمع و نظر هموطنان رساند.

بدون شک ایرانیان اهل سنت خالص ترین ایرانیانی هستند که با ورود اسلام به ایران آن را پذیرفتند و با وجود هجمه ها و حملات و جنگ های متعدد از هویت ایرانی و اسلامی خود دفاع کردند ، ریشه ی خود را در این خاک استوارتر نمودند و هزاران محدث ، مفسر ، متکلم ، فقیه و شاعر و ادیب را تحویل جامعه دادند ، هرچند دردوره ی صفوی خیلی از ایرانیان به کیش شیعه درآورده شدند و تاریخ مفصلا آن را توضیح داده است .

اما با سرنگونی و سقوط صفویه تقریبا جنگ و جدال مذهبی در ایران فروکش کرد و ایرانیان سنی و شیعه در مناطق ویژه ی خود مستقر شدند و به سبب تسلط وغلبه ی اهل تشیع زمام امور در اکثر مناطق از اهل سنت سلب شد اما پس از پیروزی انقلاب و تأسیس یک حکومت مذهبی آن یکسانی و برابری و برادری واقعی رخت فروبست.

وهمه ی ایرانیان اعم ازسنی و شیعه در پیروزی انقلاب نفش داشتند و همگان ندای پیاده کردن حکومت عدل اسلامی را سردادند و از عدالت عمر وعلی دم می زدند و خوشحال از اجرای فرامین اسلامی اختلافات گذشته را فراموش کرده بودند .

هر چند در ذهن رهبران انقلاب بحث غلبه و حاکمیت یک مذهب و دورکردن پیروان مذهب دیگری خطور نمی کرد اما در آن زمان بعضی از مراجع بودند با وجود اینکه نقشی در پیروزی انقلاب نداشتند اما در هنگام تصویب قانون اساسی با فشار و تهدید مذهب حقه ی جعفری و شیعه بودن رئیس جمهور را در اصول قانون اساسی گنجاندند و از آن زمان به تدریج تنگ نظری ها شروع و هر روز که می گذرد متاسفانه دامنه ی سنی هراسی و سنی زدایی به سبب دور کردن اهل سنت از مناصب و مقامات و عدم توسعه ی مناطق سنی نشین گسترش می یابد.

 با اینکه مسئولین با اعلام هفته ی وحدت و نیز کنفرانس های پرهزینه ی وحدت تلاش می کنند که جمهوری اسلامی را منادی وحدت اسلامی دردنیای اسلام معرفی کنند اما متاسفانه چون در عمل هیچ گامی برداشته نشده ، نتوانسته تأثیر چندانی در افکار عمومی داشته باشد ، زیرا وقتی که حکومت اجازه ی ساخت یک مسجد را درتهران نمی دهد و یا حتی اجازه ی انتصاب یک استاندار و معاون وزیر را نمی دهد و یا حتی اهل سنت اجازه ی انتخاب ائمه ی جمعه ی را ندارند ، چگونه می توان شعارها را پذیرفت و باور کرد آنچه که تا کنون دیده شده و تجربه شده عدم اجرای عدالت نسبت به اهل سنت بوده است که گاهی از سوی مقامات آشکارا و گاهی نهانی و گاهی به صورت غیر رسمی از سوی مراجع و عالمان شیعه اظهار شده است.

به عنوان مثال پس از خاتمه ی جنگ یکی از علمای دولتی در نامه ای به آقای هاشمی می نویسد : اینک که فتنه ی مردوخ و مفتی زاده تمام شده و اهالی کردستان اکثرا پیرو طریقت هستند و گرایش به شیعه دارند اگر اعتبارات بازسازی بانه در اختیار اینجانب قرارداده شود بیشتر می توان مردم را شیعه کرد.

ازاین گونه اقدامات زیاد است و در دوره ی احمدی نژاد تسریع شد و شاید در بعضی از شهرها تلاش هایی برای تغییر جمعیت با آوردن افراد غیر بومی صورت گرفته است.

اما جالب این است که با وجود حمایت اهل سنت از روحانی در دو دوره ، اما متاسفانه ایشان نه تنها اهل سنت را در مراکز وزارتخانه ها راه نداد بلکه پست فرمالیته ی مشاور اهل سنت ریاست جمهوری را حذف کرد ، و یا پس از آمدن آقای شاهرودی به کردستان شواهدی بر کم رونق کردن اهل سنت با ساختن مدارس و حوزه های اهل تشیع و حسینیه ها ومهدیه ها و واگذاری ساختمان دولتی از سوی استاندار قبلی به حوزه ی علمیه وجود دارد

پخش اذان اهل تشیع از سیمای کردستان ، انتخاب آقای شاهرودی به عنوان نماینده خبرگان که هنوز حرف وحدیث های زیادی درباره ی این انتخاب وجود دارد ، استخدام فرزندان نیروهای غیر بومی در ادارات وشرکت های دولتی به سبب نفوذ آنان و بسیاری از مسائل دیگر که لازم به بیان آن ها نیست.

اگر اظهارات آخوند شبکه ی ولایت نبود شاید این موضوعات مطرح نمی شد ، زیرا ایشان با زدن اتهام وابستگی اهل سنت به بیگانگان و طرح مضحکه ی تعدد زوجات وهجده فرزند داشتن ، ادعایی را مطرح نموده که باید دردادگاه اثبات نماید ، همانگونه که چند سال قبل آیه الله مکارم مطرح نموده بود وخلاف واقعیت این مطالب ثابت شده است.

اما این فرا فکنی ها موجب نمی شود که اهل سنت از پیگیری حقوق شهروندی خود عقب نشینی نمایند و یا نسبت به رواج سنی هراسی وسنی زدایی برخی از افراد نا آگاه واکنشی نشان ندهند ، زیرا اهل سنت همیشه موقعیت خطیر منطقه و وضعیت بحرانی کشور و جهان را درک نموده و همیشه خیلی از خواسته ها و مطالبات خود را فدای حفظ همبستگی و وحدت و ایستادگی در مقابل بیگانگان نموده اند .

اهل سنت این افتخار را دارند که حتی برای ساختن مسجدی دست کمک و نیاز به سوی خارج از مرزها دراز نکرده اند اما در میان مسئولان پرمدعا افرادی بوده اند که ازغارتگران منابع جهان اسلام کمک ها و یا بورسیه هایی دریافت نموده اند.

درد دل زیاد است و وقت نیست ، اما امیدوارم عقلای قوم بیشتراز این اجازه ی تحریک احساسات و تجریح قلوب ندهند و عدالت را سرلوحه ی کارهای خود قرار دهند که نامی ماندگار و افتخاری جاودان است.