سیاستگذاری صحیح چگونه انگیزه ارتکاب جرم را پایین می‌آورد؟

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ پرویز گیلانی معتقد است : از نظر اقتصاددانان سیاستگذاری غلط اقتصادی ریشه اصلی گسترش فقر در جامعه است و افراد در پایین‌ترین سطوح درآمدی مستعدترین افراد برای ارتکاب جرم محسوب می‌شوند چون هزینه صرف‌نظر کردن از درآمدهای قانونی برای آنها بسیار کم است.  

پرویز گیلانی در تجارت فردا شماره ۲۶۵ نوشت :

رئیس قوه قضائیه گفته:«آمار جرایم و تخلفات، قابل قبول و زیبنده نظام نیست و نیازمند تمهیدات جدی است.اگر فرایند نظارت به درستی انجام شود و انگیزه‎ها و ابزارهای جرم بر طرف شود، از وقوع جرم پیشگیری خواهد شد.» 

معنی سخنان آقای رئیسی این است که با تقویت فرآیندهای نظارتی می‌توان از میزان جرم و جنایت در کشور کاست.بدون شک هر کشوری نیاز به سیستم‌های نظارتی بسیار قوی دارد تا میزان جرایم به حداقل برسد اما از نظر علم اقتصاد نظارت به تنهایی کافی نیست و آب از سرچشمه گل آلود است.

 اقتصاددانان معتقدند رفتاری که از افراد سر می‌زند،فقط نتیجه موقعیت اجتماعی آنها نیست، بلکه نتیجه انتخاب‌های آنهاست.افراد انتخاب‌هایشان را بر اساس پیامدهای مورد انتظارشان انجام می‌دهند.اگر سیاست‌های تدوین شده در یک کشور بتواند پیامدهای مورد انتظار را تغییر دهد، رفتار افراد هم متعاقباً تغییر خواهد کرد.

از نظر اقتصاددانان سیاستگذاری غلط اقتصادی ریشه اصلی گسترش فقر در جامعه است و افراد در پایین‌ترین سطوح درآمدی مستعدترین افراد برای ارتکاب جرم محسوب می‌شوند چون هزینه صرف‌نظر کردن از درآمدهای قانونی برای آنها بسیار کم است.  

به طور مثال بررسی تورم به‌عنوان یک عامل اثرگذار بر هنجارهای اجتماعی، از جمله جدیدترین مطالعات در حوزه اقتصاد جرم است. گری بکر جرائم اجتماعی را به‌صورت یک فعالیت اقتصادی در نظر گرفت و مشخص کرد که هر فرد دارای آستانه‌ای از ارزش‌هاست که او را در تصمیم میان ارتکاب یا عدم ارتکاب ناهنجاری اجتماعی دچار تردید می‌کند. 

«پدرو تلس» نیز نشان داد سیاست‌های اقتصادی (پولی و مالی) با تحت تاثیر قرار دادن نرخ تورم در جامعه می‌تواند به تغییر در میزان وقوع جرائم و انحرافات اجتماعی منجر شود. اقتصاددان دیگری به نام استفان ترنوفسکی هم به بررسی تاثیر سیاست‌های مالی دولت بر میزان انحرافات اجتماعی پرداخت و نشان داد سیاست‌های نادرست می‌تواند سرمایه اجتماعی را کاهش دهد.

«کوین اسپیسی» در فیلم «مظنونین همیشگی» نقش فردی را بازی می‌کند که در یک عملیات تبهکاری دستگیر شده است. او با فریب پلیس، همه‌چیز را گردن فردی به نام کایزر شوزه می‌اندازد؛ درحالی‌که خود او کایزر شوزه است. در دنیای واقعی، کایزر شوزه‌هایی که جنایت‌ها و جرائم را طراحی می‌کنند اما همه را فریب می‌دهند و از مخمصه می‌گریزند، سیاستمداران هستند. اقتصاددانان معتقدند ریشه بسیاری از رذیلت‌ها و جرائم در سیاستگذاری غلط نهفته است که سیاست‌های غلط نیز محصول انتخاب سیاستمداران است.