شرایط فعلی حاکم بر بورس از لحاظ منطق اقتصادی قابل درک نیست

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ مردم، بدون اطلاع از عملکرد مکانیزم بورس و بدون اینکه دولت، اطلاعات کافی در اختیارشان بگذارد، وارد این بازار شده‌‌اند. در همه کشورهای جهان، معمولا مردم، مازاد درآمدهای خود را به سمت بورس می‌آورند در شرایط شدیدا تورمی کنونی، مردم ما برای حفظ ارزش دارایی‌های خود، بسیاری از داشته‌های‌شان مانند جواهرات و منزل مسکونی‌ خود را فروخته و آن را وارد بازار بورس کرده‌اند.

بازار بورس و سرمایه‌گذاری در آن، این روزها با استقبال بی‌سابقه‌ای از سوی مردم مواجه شده و نقدینگی قابل توجهی را وارد این بازار کرده است. مسئله‌ای که نگرانی‌هایی را از سوی اقتصاددانان درخصوص جذابیت‌های کاذب و غیرمنطقی آن به دنبال داشته است.

بهمن آرمان، نماینده پیشین وزارت اقتصاد در هیئت امنای حساب ذخیره ارزی دولت اصلاحات و معاون پیشین بورس تهران با اشاره به وضعیت حاکم بر بورس در شرایط کنونی اظهار داشت: به نظر من عدم توانایی و درک درست وزارت اقتصاد شاخص‌های حاکم بر بورس در حال حاضر در شرایط خاصی قرار گرفته و در مورد اینکه، روند کنونی امکان ادامه داشته باشد یا خیر، طبعا کسی توان چنین پیش‌بینی را نخواهد داشت. ولی آن چه که موجب نگرانی از پیامدهای منفی ایجاد جذابیت کاذب برای بورس شده، بسیار زیاد است.

به این معنی که مردم، بدون اطلاع از عملکرد مکانیزم بورس و بدون اینکه دولت، اطلاعات کافی در اختیارشان بگذارد، وارد این بازار شده‌‌اند. در همه کشورهای جهان، معمولا مردم، مازاد درآمدهای خود را به سمت بورس می‌آورند در شرایط شدیدا تورمی کنونی، مردم ما برای حفظ ارزش دارایی‌های خود، بسیاری از داشته‌های‌شان مانند جواهرات و منزل مسکونی‌ خود را فروخته و آن را وارد بازار بورس کرده‌اند.

در مقابل این اقدام، عرضه‌ای وجود نداشته و همین امر موجب شده که قیمت‌ها، طبق قانون عرضه و تقاضا افزایش پیدا کند. به گونه‌ای که شاهد آن هستیم همین امروز، شاخصی که تا همین یکی دو ماه قبل بر روی ۳۰۰هزار واحد بود، الان به دو میلیون واحد نزدیک شده است.

طبیعتا این مسئله برای دولت خوب است. چرا که می‌تواند از این طریق، دارایی‌ها و سهام متعلق به خود را به قیمت بالاتری به فروش برساند. ضمن اینکه از طریق داد و ستد سهام در بورس اوراق بهادار، دولت می‌تواند مالیات بیشتری کسب کرده و در نهایت، کسری بودجه خود را جبران کند.

ولی واقعیت این است که این رشد در شرایط فعلی به هیچ عنوان توجیه کننده شرایط واقعی اقتصاد ایران که شدیدا تحت تاثیر عواملی چون تحریم‌ها، کاهش شدید قیمت نفت، کاهش شدید صادرات نفت خام و پائین بودن نسبت سرمایه‌گذاری‌ها به تولید ناخالص داخلی بوده، نیست. لازم به یادآوری که از آغاز دولت هشتم تا کنون، این نسبت در ایران پائین‌ترن در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بوده است.

عدم توانایی مدیریت بورس به پیامدهای اجتماعی و امنیتی منجر می‌شود

معمولا رشد، زمانی رخ می‌دهد که اقتصاد یک کشوری در شرایط مناسبی قرار داشته و رشد اقتصادی آن بالا باشد. در حالی که ما در ایران شاهد عکس این گونه موارد بوده و شرایط فعلی حاکم بر بورس از لحاظ منطق اقتصادی به هیچ وجه قابل درک نیست.

متاسفانه، مدیرعامل فرابورس از فرصت استثنایی که در اختیار داشت، هیچ گونه اشاره‌ای به چگونگی هدایت این منابع مالی به سوی فعالیت‌های مولد و اشتغالزا که به هیچ وجه، متاثر از تحریم‌ها نبوده و نیاز ارزی هم ندارند، نکرد.

اگر این منابع مالی سنگینی که مردم به نظام اعتماد و آن را در بورس سرمایه‌گذاری کرده‌اند در حوزه تولید هدایت می‌شد، چه اتفاقی در اقتصاد کشور رخ می‌داد؟ یا تصور کنید که چندمیلیون مسکن می‌توانستیم به وسیله این منابع برای طبقه متوسط بسازیم؟

یا چند کیلومتر آزادراه، توسط این منابع امکان ساخت پیدا می‌کرد؟ و یا اینکه چند سد را می‌توانستیم با اتکا به این منابع احداث کرده یا سدهای نیمه‌تمام را به بهره‌برداری برسانیم و مانع از سیلاب‌های ویرانگری که هستی کشاورزان را نابود می‌کند، شویم. یا مثلا می‌توانستیم، چند صد‌هزار هکتار را به سیستم‌های نوین آبیاری مجهز کرد که به تصور من، اراده لازم برای تحقق این مسائل وجود ندارد.