شیخ علی تهرانی و روح‌الله زم

✍️رحیم قمیشی

خبر اعدام روح‌الله زم حالم را بد کرده است. من زم را هرگز ندیده‌ام و خط مبارزاتی او را هم قبول نداشتم، اما اعدام هر کسی حال آدم را بد می‌کند چه رسد به کسی که “قتل” جزو اتهامات او نبوده است.

می‌گویند حضرت علی (ع) وقتی در جنگ جمل به جنازه طلحه، که علیه او شمشیر کشیده بود رسید، از غم و اندوه نشست و گفت کاش هرگز چنین صحنه‌ای را نمی‌دید.

در دوران اسارت و زمانی که هنوز جنگ خونین ایران و عراق جریان داشت، فردی روحانی، اهل قلم و سرشناس به نام شیخ علی تهرانی به صدام و عراق پناهنده شد. من از قبل از انقلاب کتاب‌های آقای تهرانی را می‌خواندم و برای او احترام فوق‌العاده‌ای قائل بودم.

شیخ علی تهرانی در تلویزیون فارسی عراق، دو روز در هفته تریبون گرفت، و در همان ایامی که جوان‌های ما روزانه به دست ارتش عراق شهید می‌شدند و اسرا هر روز سهمیه کتک تا حد مرگ داشتند، تهرانی سخنرانی‌های آتشینی داشت و چنان رهبران ایران و جنگاوران جبهه را به لجن می‌کشید که در موقع پخش برنامه‌اش، در همان فصای اسارت به‌شدت دل بچه‌ها شکسته می‌شد.
و من که او را قبول داشتم چقدر زجر می‌کشیدم، که او شده بود مزدور صدام.

شیخ علی تهرانی خانواده‌اش را هم برده بود عراق. پس از حمله آمریکا به عراق، سرنگونی صدام و به هم خوردن اوضاع آن کشور، شیخ تصمیم گرفت برگردد ایران، احتمالا با امان‌نامه‌ای که دریافت کرده بود.

برگشت و خدا را شکر هرگز اعدام نشد، ظاهرا مدتی در زندان بود و سپس مشمول رأفت نظام قرار گرفت.

قطعا اینکه او داماد رهبر جدید ایران بود هیچ تاثیری در سرنوشتش نداشته.
گفتند پیرمردی بوده فریب خورده و سرانجام برگشته. اعدام او چه مشکلی را حل می‌کند؟

من با اینکه از سخنرانی‌های پر از کینه‌ شبخ علی تهرانی در اسارت بسیار آزرده بودم، از این تصمیم نظام بسیار خوشحال شدم.

اما ایکاش این رأفت شامل حال همه آنهایی می‌شد که قتلی انجام نداده‌‌اند، خونی نریخته‌اند، فریب خورده‌ و کار اشتباهی انجام داده‌اند…

روح‌الله زم فرزند یکی از روحانیون خوشنام کشور بود، تا سال ۸۸ مدافع شدید همین نظام بود. وقتی در آن سال دستگیر شد و سپس از ایران رفت، تبدیل شد به کسی که دلش می‌خواست این نظام سرنگون شود و از طریق رسانه‌اش همه تلاشش را کرد تا با افشاگری‌هایی که خیلی‌هایشان هم راست بودند، نظام را تضعیف کند.

کانالی که او زده بود بیشتر از یک یا دو میلیون عضو ایرانی هم داشت، اعضایی که بیشترشان قبولش داشتند.

در عراق دستگیر شد، و امروز اعدام.

ماندن او در زندان چه لطمه‌ای به جمهوری اسلامی می‌زد؟ می‌شد او را به سال‌ها زندان محکوم کرد. تا زمانی که تادیب شود و به نظر ما هدایت شود.

آیا اعدام یک راه حل است؟

چرا باید آرزو به‌دل بمانیم تا مثل کشورهای پیشرفته، هرگز خبر اعدام مخالفین نظام را نشنویم.

چرا نباید به این درک برسیم که گرفتن جان، جز در مورد قصاص راه حل نیست!

ما عربستان نیستیم.

ما بحرین نیستیم.

ما کشور عقب مانده‌ای نیستیم!

ما ایرانیم!

ایرانی بزرگ، با تاریخی پر افتخار.

ما مخالفت با نظام و فعالیت رسانه‌ای علیه آن را حق هر شهروند می‌دانیم.

کاش این خبر را هرگز نشنیده بودم.
کاش بعد از این، هرگز از این اخبار نشنوم.
کاش همه مخالفین نظام
“شیخ علی تهرانی” دیده شوند!