شیرین نجفی کارکشته ترین زن عامل سیستم امنیتی ایران ( بخش دوم )

✍️مجتبی سجادی

سودابه خرسند یا همان شیرین نجفی در اوایل سال ۱۳۹۲ راهی ترکیه می شود تا ماموریت های محول شده از سوی سیستم امنیتی را اجرا نماید ، و شهر محل اقامت خود را آنکارا پایتخت کشور ترکیه برمی گزیند ، چرا که در آن سال ها دفتر مرکزی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در این شهر مستقر بود ، و بخش اعظم فعالان سیاسی که پس از وقایع سال ۱۳۸۸ از ایران گریخته بودند در این کمیساریا اعلام پناهندگی کرده و منتظر تعیین تکلیف برای پذیرفته شدن از سوی کشور سومی بودند تا ادامه زندگی را در آن سرزمین بگذرانند.
وظیفه اصلی شیرین نجفی نزدیک شدن به پناهندگان و ارتباط گیری موثر با آن ها بود تا ضمن شناسایی دقیق تک تک آن ها ، فعالیت هایشان را زیر نظر گرفته و گزارش آن را به مراکز امنیتی ارائه نماید ، در ضمن او ماموریت داشت تا از تمامی توانمندی و ظرفیت های خود بهره بگیرد تا اعتماد همه فعالان سیاسی را به هر طریق ممکن به دست آورد.
طبق قوانین ترکیه ، در آن سال ها هر شخصی که جهت پناهندگی به کمیساریای عالی پناهندگان مراجعه می نمود ، طی هماهنگی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل که با وزارت کشور ترکیه انجام می داد ، بایستی در شهری که از طرف این وزارتخانه تعیین می شد مراجعه نموده و پس از تشکیل پرونده در پلیس این شهر ، ضمن تهیه خانه مسکونی و وسایل منزل ، تا تعیین تکلیف جهت رفتن به کشور سوم ، در آن دیار سکونت نماید ، البته مطابق با قوانین هر شهر و صلاحدید استانداری ، بایستی پناهندگان در هرهفته بین یک تا سه مرتبه به پلیس شهر جهت امضاء مراجعه می نمودند و هم چنین برای خارج شدن از شهر هم ، نیاز به گرفتن برگه اجازه از پلیس همان شهر را داشتند .
لذا پناهندگان هر شهر آزادانه امکان زندگی در داخل شهر محل سکونت خود را داشتند اما هم چون یک شهروند عادی یا حتی افراد خارجی که با اقامت قانونی در ترکیه زندگی می کردند نمی توانستند بدون اجازه و بدون گرفتن برگه از پلیس ، به شهرهای دیگر سفر کنند و مرتب توسط پلیس شهر کنترل می شدند ، هم چنین طبق قوانین آن سال ها ، پناهندگان اجازه قانونی برای رفتن سر کار نداشتند لذا برای امرار معاش باید چند راه را بر می گزیدند ، یا باید با همراه داشتن پول فراوان از ایران وارد ترکیه می شدند تا می توانستند طی چند سال اقامت در ترکیه ، تا تعیین تکلیف جهت رفتن به کشور سوم ، توان تامین مایحتاج زندگی را داشته باشند یا از طرف خانواده و آشنایان از ایران یا دیگر کشورها تامین مالی می شدند ، یا با فعالیت های از راه دور هم چون فعالیت های رسانه ای و خبری برای برخی از مراکز خبری ارائه خدمت نموده و در قبال دریافت مبلغ ، امرار معاش می کردند یا توسط نهادهای حقوق بشری و مراکزی از این دست کمک مالی دریافت می کردند و در غیر از موارد مذکور تنها راه باقیمانده ، رفتن غیرقانونی سر کارهای سیاه بود ، کارهای سنگین و طاقت فرسایی که با سوء استفاده صاحبان برخی مشاغل از مهاجران غیر قانونی و پناهندگان ، ضمن بکارگیری آنان با بالاترین ساعت کاری ، کمترین دستمزد ممکن به آنان تعلق می گرفت.
برخی از شهرهای تعیین شده توسط وزارت کشور با مرکز ترکیه دارای فاصله زیادی بود و یا امکانات مناسبی مطابق با بودجه پناهندگان جهت ادامه زندگی آنان نداشت ، و یا در آن شهرها مشاغل مناسبی جهت رفتن حتی سر کار سیاه را هم نداشت لذا بسیاری از پناهندگان جدید الورود طبق اطلاعاتی که از پناهندگان قدیمی تر به دست می آوردند ، ترجیح می دادند به شهرهای تعیین شده از سوی وزارت کشور جهت سکونت نروند و آنکارا را برای اقامت برگزینند تا هم نزدیک به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل جهت آگاه شدن از وضعیت پرونده خود باشند و هم از امکانات بیشتری جهت زندگی استفاده کنند و چنان چه می خواستند سر کار هم بروند ، فرصت های شغلی بیشتری در این شهر یافت می شد و هم چنین در صورت مسافرت برخی از اعضای خانواده از ایران جهت دیدارشان ، سفر به آنکارا به صورت مستقیم با هواپیما و اتوبوس و قطار کاملا ممکن بود در حالی رفتن به سایر شهرها به صورت غیر مستقیم و با زحمات زیادی همراه بود.

اقامت غیر قانونی در آنکارا البته برای پناهندگان بدون زحمت نبود ، چرا که بایستی هفته ای یک یا دو یا سه بار برای امضاء به پلیس شهر تعیین شده توسط وزارت کشور ترکیه مراجعه می کردند ، برای اجاره منزل در آنکارا هم معمولا صاحبان منازل و بنگاه های املاک ، کفیل اهل ترکیه را برای اجاره منزل جهت افراد خارجی ضروری می دانستند تا با توجه به آن که در گذشته برخی از مهاجران در پرداخت اجاره کوتاهی کرده بودند آن کفیل ، پرداخت اجاره توسط آن فرد خارجی را به صورت ماهانه تضمین نماید ، تهیه لوازم دست دوم تمیز و با قیمت مناسب از سمساری از دیگر امور ضروری برای اقامت در آنکارا بود ، پیدا کردن کار مناسب برای امرار معاش از اولیه ترین نیازها بود تا امکان امرار معاش و در ابتدا توان پرداخت اجاره منزل و پول آب و برق و گاز وجود داشته باشد ، وقتی تمامی این مسائل حل می شد مهم ترین مساله این بود که شهر محل امضاء ، شهری باشد که به آنکارا نزدیک باشد تا زمان کمتری صرف رفت و آمد بین آنکارا و آن شهر شود ، لذا پیدا کردن یک پارتی و آشنای اهل ترکیه در پلیس یا وزارت کشور که بعضا با پرداخت رشوه همراه بود برای تعیین یک شهر مناسب که نزدیک به آنکارا باشد نیاز اولیه پناهندگان ساکن آنکارا بود ، علاوه بر آن ارائه اجاره نامه صوری و غیر حقیقی منزل در پلیس شهر محل امضاء الزامی بود ، لذا پیدا کردن یک بنگاه املاک آشنا در آن شهر هم امری لازم بود ، برای رفت و برگشت به آنکارا هم از آن جا که تردد با اتوبوس هم زمان بر بود و هم امکان کنترل توسط پلیس و گرفتاری برای پناهندگان را داشت ، برخی از پناهندگان ، خود با تهیه وسیله نقلیه ، و همراه نمودن چهار نفر دیگر همراه خود ، ضمن گرفتن مبلغی کمتر از رانندگان اهل ترکیه ، راه مناسبی برای امرار معاش از این طریق بر می گزیدند.
تمامی این موانع ، خود باعث سوء استفاده برخی افراد شده بود تا با تشکیل باند و گروه ، برای پناهندگان تازه وارد تور پهن کرده و ضمن پیدا کردن آشنایانی در تمامی موارد فوق الذکر ، از پناهندگان تازه وارد که نه زبان ترکی بلد بودند و نه آشنایی لازم از اوضاع داشتند ، مبالغ هنگفتی برای تک تک موارد ذکر شده و بعضا چند برابر مبلغ اصلی دریافت نمایند ، برخی از پناهندگان هم که سیاسی نبوده و صرفا به عشق رفتن به یک کشور اروپایی یا کانادا و آمریکا و استرالیا ایران را ترک و وارد ترکیه شده و پناهندگی را برگزیده بودند ، نوشتن ماجرای دلیل مهاجرت و پناهندگی و درست کردن یک داستان ساختگی هم برای پذیرفته شدن در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل تبدیل به یک شغل نان و آب دار شده بود که حتی برخی از پناهندگان سیاسی واقعی ، هم از ترس رد شدن احتمالی به این گونه افراد که به کیس نویس مشهور بودند و به دروغ ادعا می کردند که با وکیل ها و افراد موثر در داخل کمیساریا مرتبط هستند مراجعه می نمودند ، مبالغ دریافتی جهت کیس نویسی از دو هزار تا بعضا ده هزار دلار بود.
درست کردن حکم جلب جعلی ، حکم زندان جعلی از دادگاه ، درج خبر غیر واقعی محکومیت و زندان و تحت تعقیب بودن در برخی از سایت های خبری هم از مشاغل جانبی سوء استفاده کنندگان از پناه جویان تازه وارد بود که بابت درست کردن این موارد جعلی جهت ارائه به کمیساریای عالی به منظور قبولی تضمینی ، مبالغ هنگفتی از متقاضیان دریافت می شد ، گرفتن کمک مالی از برخی نهادهای حقوق بشری که بعضا بین سه تا پنج هزار دلار به پناهندگان پرداخت می کردند و یافتن آشنایانی در آن مراکز ، مشروط بر آن که بخش اعظم از آن کمک به عنوان پورسانت به این واسطه ها توسط پناهندگان پرداخت شود از دیگر مشاغل رایج توسط سوء استفاده کنندگان بود.
جالب آن که هم پیمان عارف و هم شیرین نجفی از افراد سر آمد در این زمینه و کلاهبرداری از پناه جویان تازه وارد بودند که با پیدا کردن آشنایانی در کمیساریای عالی ، وزارت کشور ، پلیس ، بنگاه های املاکی ، سمساری ها ، صاحبان مشاغل ، ترتیب دادن گروهی از رانندگان به عنوان یک باند زیر مجموعه خود ، کیس نویسی و … تا می توانستند و تا آن جا که تیغشان می برید بسته به نوع عدم آشنایی افراد جدید الورود از آنان اخاذی کرده و پول های هنگفتی بعضا برابر با کل سرمایه و پول همراه آنان دریافت می نمودند.

و گویا سیستم امنیتی هم با این گونه کلاهبرداری ها و سر کیسه کردن هموطنان ایرانی و لقمه زدن در خون آن ها و به تاراج بردن تمام سرمایه و زندگی پناه جویان فلک زده و بعضا به خاک سیاه نشاندن آنان که با آمال و آرزو وارد این کشور شده بودند توسط عوامل خود مشکلی نداشت ، چرا که با این روش ها ، اتفاقا عوامل سیستم امنیتی هم چون پیمان عارف و شیرین نجفی با کسب پول زیاد و کاسبی نان و آب دار ، امکان شناسایی لحظه به لحظه و کامل فعالان سیاسی و پناهندگان ساکن در ترکیه را داشتند ، لذا نه تنها سیستم امنیتی عوامل خود را از این روش های ناپسند و بنیان برکن بر حذر نمی داشت که اتفاقا این روش ها را راه مناسبی هم برای کسب اطلاع از فعالان سیاسی و پناه جویان و هم مسیر مناسبی برای زمین گیر کردن آنان می دانست تا در درجه اول به دلیل مشکلات فراوان به کشور سوم نرسند و دست از پا درازتر به ایران برگشته و توبه نامه امضاء کنند و یا با دشواری های فراوان ، آن چنان هم سهل و آسان به کشور سوم نرسند.
در بسیاری از این موارد پناه جویان با از دست دادن میلیون ها تومان سرمایه خود و تمامی هستی خود مجبور می شدند به ایران برگردند و علی رغم میل باطنی در دل همان خطری برگردند که به همان دلیل از ایران خارج شده بودند و یا در ترکیه به زندگی خفت بار و مشقت باری بدون داشتن پول و سرمایه ادامه دهند.
از جمله مواردی که هم پیمان عارف و هم شیرین نجفی با توجه به نقطه ضعف مشترک در اکثر قریب به اتفاق پناهندگان از آن به بیشترین نحو ممکن سوء استفاده می کردند تسلط بر زبان ترکی بود که اکثر ایرانیان تازه وارد به ترکیه از آن بی بهره بودند و اتفاقا در همه جا هم برای ایجاد ارتباط با مراکز اداری و تجاری و … دانستن زبان ترکی یا همراه داشتن فردی که زبان ترکی بداند امری لازم و ضروری بود ، پیمان عارف با توجه به آن که زبان مادری اش ترکی بود از همان بدو ورود توانست در تک تک این مراکز جای پای خود را باز و پناهندگان را با سوء استفاده از برند فعال سیاسی و زندانی سابق و جلب اعتماد آنان از این طریق ، سر کیسه کند البته مدت اقامت او در ترکیه آن چنان طولانی نبود که بتواند از توانمندی های شگرف خود در این زمینه !!!!! بهره کافی بگیرد اما شیرین نجفی که مدت نسبتا طولانی در ترکیه اقامت داشت ، هم توانست ظرف مدت کوتاهی بر زبان ترکی مسلط شود و هم با افراد مختلف در مراکز مود نیاز پناه جویان تازه وارد ، ارتباط موثر برقرار نماید و البته از زنانگی خود هم جهت پیشبرد هر چه بهتر و موثرتر کارهای خویش استفاده نماید .
در بخش قبلی گفته شد که شیرین نجفی یکی از کارکشته ترین و پیچیده ترین ماموران زن امنیتی ایران در خارج از مرزهای کشور است ، زنی که توانمندی او بیش از بسیاری از مردان بود و توان تشکیلاتی و قدرت مدیریت او حتی قابل مقایسه با بسیاری از مدیران با تجربه نبود ، او علاوه بر آن که در آن واحد توانسته بود در بدنه و قلب چند تشکیلات مهم اپوزوسیون و مخالفان نظام نفوذ کند ، ده ها نفر را نیز زیر چتر مدیریتی خود داشت و به گونه ای اوضاع را تنظیم کرده بود که زندگی و خرج و مخارج آن ها وابسته آن چه بود که این زن برنامه ریزی می نمود.
او با برنامه ریزی دقیق توانسته بود شبکه گسترده ای از افراد موثر اهل ترکیه که در ادارات مرتبط با پناه جویان و مهاجران خارجی شاغل بودند ، رانندگان ایرانی، صاحبان مشاغل مختلف و …. ارتباط جدی و نزدیک برقرار کند و همواره برای آنان مشتری همیشگی ردیف کند ، این شبکه ارتباطی بالغ بر چند صد نفر بود که همگی روابط موثر و قابل توجهی با شیرین نجفی داشتند.
جدا از آن که شیرین نجفی از ورود هر فرد تازه واردی به ترکیه با این شبکه گسترده ای که درست کرده بود مطلع می شد ، اما برای آن که هیچ کس را از قلم نیندازد و بتواند همه را درون تور خود گیر بیندازد ، در مبادی ورودی مانند فرودگاه و ترمینال و ایستگاه قطار هم افرادی را گمارده بود تا به محض ورود ایرانیان تازه وارد برای کمک به آنان !!! وارد عمل شود ، یعنی تور او در همه جا پهن شده بود و در هر نقطه ای کمین کرده بود تا بتواند ایرانیان تازه وارد را داخل زمین بازی خود کند تا هم از آنان بهره برداری و کلاهبرداری مالی کند و هم اخبار آنان را از آخرین وضعیت استقرار و کار و نحوه فعالیتشان به مراکز امنیتی ارائه نماید.
پس از چندی دامنه این تور و کمین شیرین نجفی از ترکیه فراتر رفت و به داخل ایران هم رسید ، او شبکه ای طراحی کرده بود که بتواند متقاضیان مهاجرت و پناهندگی را از داخل ایران به ترکیه بیاورد ، لذا ارتباط گیری با قاچاقچیان انسان و خروج غیر قانونی از مرز هم رفته رفته جزء فعالیت های شیرین نجفی شد.
گفتنی ها در مورد شیرین نجفی بسیار است که در بخش های بعدی به آن اشاره خواهد شد و چگونگی ورود او به تیم آمدنیوز از ابتدا تا انتها ، در بخش های بعدی بدان پرداخته خواهد شد.

ادامه دارد …..

پنج بخش کامل این نوشتار را با کلیک کردن بر روی موارد ذیل می توانید بخوانید :

شیرین نجفی کارکشته ترین زن عامل سیستم امنیتی ایران / اما اگر او را در قالب متهم در دادگاه روح الله زم دیدید تعجب نکنید :

( بخش اول )

( بخش دوم )

( بخش سوم )

( بخش چهارم )

( بخش پنجم )

2 thoughts on “شیرین نجفی کارکشته ترین زن عامل سیستم امنیتی ایران ( بخش دوم )

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.