صدای پای احمدی‌نژادیسم!

✍️مجید مرادی

شماری از منتقدان و رهبران احزاب سیاسی در یکی دو روز گذشته از تماس تلفنی دفتر رئیس جمهور منتخب سیدابراهیم رئیسی با خود و دعوت به ارسال نقد و نظر شدند.

شبیه این رفتار را وزارت ارشاد دولت احمدی‌نژاد هم داشت. در همان ماه های نخست دولت نهم حسین زمان خواننده معروف اصلاح طلب از تماس وزارت ارشاد با خود و دعوت به همکاری سخن گفت و ابراز خوشنودی کرد اما بعدها کاری با او کردند که او عطایشان را به لقایشان بخشید.

صاحب این قلم هم از یاد نمی برد که تقاضای دریافت پروانه نشرش در دولت اصلاحات در سال ۷۸،با دخالت نهادی که حسام‌الدین آشنا در آن زمان مدیریتش را برعهده داشت پاسخ گنگی دریافت کرد و ناکام ماند و سپس در دولت احمدی نژاد به آسانی مورد قبول واقع شد و من تنها برای اثبات بیهودگی منع سابق برای دریافت پروانه نشر اقدام و آن را دریافت کردم اما هیچ گاه به دولت احمدی‌نژاد خوش‌بین نشدم.

بعید می دانم طرح تماس با منتقدان یافته و بافته خود ابراهیم رئیسی باشد و احتمالا هنر همان یاران سابق احمدی‌نژاد است که امروز در زیر عبای رئیسی در آمده اند. از این رو احساس می کنم صدای پای احمدی‌نژادی‌ها دوباره به گوش می رسد. آنها استاد طرح های عوامانه و ساده انگارانه و تقلیل گرایانه اند. آنها درک نمی کنند که این گونه اقدامات بوی تهدید هم می دهد. رئیس جمهور منتخب بهتر است از افتادن به دام جماعت احمدی‌نژادی اجتناب کند. آنان از این دست طرح های کودکانه و عوامانه و تبلیغاتی کم ندارند.

یکی از دریافت کنندگان این تماس ها جناب کرباسچی شهردار اسبق تهران بود که تلویزیون جمهوری اسلامی محاکمه او را از نقاط درخشان کارنامه محسنی اژه‌ای رئیس جدید قوه قضاییه برشمرده است. نخستین نقدی که کرباسچی می توانست به رئیس جمهور منتخب تقدیم کند این است که چرا جلسات محاکمه او از اول تا آخر از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد اما جلسات محاکمه عیسی شریفی معاون قالیباف پشت درهای بسته انجام شد؟! چرا به اتهاماتی که مصطفی میرسلیم علیه قالیباف طرح کرده رسیدگی نشد؟!

دریافت نقدها و نظرها نیاز به چنین تماس هایی ندارد. ایجاد فضای امن برای منتقدان بهترین مشوق تولید نقد و نظر است و مشگ آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید.

آیا احمدی‌نژادیسم از آنچه در آینه می‌بینیم به ما نزدیک‌تر نیست؟!