صد افسوس که صانعی رفت…

صانعی با همه‌ی قصورها و تقصیرهایش در ابتدای انقلاب آخرین‌های عمرش را درست انتخاب کرد

و در دورانی که بسیاری از عالمان دین، بر خلاف وظیفه ایمانی و اخلاقی‌شان چشم بر ظلم و بیداد بستند عافیت‌طلبی پیشه نکرد

و کنار مطالبات مردم ایستاد و از حقوق آنها در مقابل ظلم و زوری که نقاب دین بر چهره داشت دفاع کرد

و همین ارزش کارش را دوچندان نمود

چرا که با لباس مرجعیت نقاب تقدس از چهره بیدادگران برمیداشت

و افسوس که چه انگشت شمارند مراجع اینچنینی در این تیره روزگاران…

هرچند عمله استبداد نیز هر چه توانستند کردند؛

از صحنه‌آرایی‌ها علیه مرجعیت مستقل ایشان

تا حمله ددمنشانه به دفتر و منزلش

که لکه ننگی است که از دامن مرتکبانش پاک نخواهد شد.

روحش شاد…