عاشورا ؛ تلاقی جامعه ضعیف و دولت قوی

✍🏻داود فیرحی

سیدالشهدا در خطبه ای که در مکه قبل از سفر به کربلا یا سال قبل بیان می کند، تفسیر و تصویر دقیقی از جامعه نشان می دهد.

در این خطبه که در منا بیان شده است، می فرماید:
شما ای نخبگان دینی و اجتماعی کاری کردید که هیبت جامعه شکسته شد و بازی را باختید. همه چیز در اختیار حکومت قرار گرفته و دین را طوری که می خواهد ارائه می دهد.
اعتبارتان را از دست ندادید جز به خاطر اختلافتان در حق و سنت پیامبر که موجب گم شدن سیره و راه درست شد.

در هرکشوری چهار وضعیت ممکن است بوجود بیاید:
۱. جامعه قوی و دولت قوی، که هر کدام کار خود را می کند مثل دولتهای اروپایی.
۲. جامعه ضعیف و دولت ضعیف، نه جامعه می تواند دولت را تغییر دهد و نه دولت جامعه را مثل یمن.
۳. جامعه قوی و دولت ضعیف، که جامعه، دولت را سرنگون می کند.
۴. دولت قوی و جامعه ضعیف که دولت همه فضای فرهنگی، دینی آزادی و حرکتهای اجتماعی را تصرف می کند، دولت هم قانونگذار است و هم مفسر و جامعه را لاغر می کند و به اصطلاح خون جامعه را می مکد.

در این شرایط مردم چاره ای جز چاپلوسی دولت ندارند تا باقی بمانند.
نخبگان جامعه در چنین شرایطی رو به سوءاستفاده می روند.
نخبگان و علمای دین شرایط دین را تحریف می کنند تا با سلیقه حکومت تطبیق پیدا کند.

حضرت می فرماید:
جامعه توانش را از دست داد و تبدیل به مستضعفانی شد که در برابر اربابان مطیعند و بخاطر نان شب، کمر خم کردند.

مستضعف یعنی کسی که توسط قدرت و حکومت ضعیف شده و جامعه را لاغر و ضعیف کردند تا در حکمرانی هر تقلبی که بخواهند بکنند و حقایق را وارونه کنند و هر خط و سیاستی که می خواهند می گذارند. هرکس شرورتر و زورگوتر استوارتر. به هر شهری بروی، منبرهایی وجود دارد که با صدای بلند استبداد را توجیه می کنند.
دین در واقع وسیله حکومت شده و بی اعتمادی مردم به نخبگان دینی به دین سرایت می کند و اعتقاد مردم به خدا از دست می رود.

در متن مدینه هم که بعنوان وصیت نامه امام است شرایط مدینه هم تشریح شده است.
چون راه خروج بر امام بسته شده است، ایشان ناگهانی و بصورت پوششی از مدینه و مکه خارج می شود و می فرمایید من بی دلیل یا از سر خوشی خروج نکردم بلکه می خواهم به سیره جدم باز گردم.

می فرماید من در این مسیر نظرم را خواهم گفت هرکس خواست بپذیرد هرکس خواست رد کند و من صبر می کنم تا تقدیر الهی رخ دهد.

در ابتدای حکومت امیرمومنان هم شعار اصلی بازگشت به سیره پیامبر است اما انقدر سیره تغییر کرده که کسی نمی داند سیره پیامبر چیست.

این به اصطلاح تغییر دی ان ای جامعه است
این یک حرکت چریکی نیست بلکه یک حرکت گفتمانی و روشنگرانه است.

در کوفه نیز شاهد متنی هستیم.
کوفیان به دلیل ترس از شام به امام حسین تمایل داشتند اما جرات میدانداری را نداشتند به همین دلیل فرزدق به امام می گوید: قلوب کوفیان با توست اما شمشیرهایشان با امویان است.

این تناقض کامل درون مردم، نتیجه عملکرد انحرافی حکومت است و سیدالشهدا می فرماید:
درست است و مردم بنده اموالشان هستند و اگر تناقضی بین دنیا و دین باشد، بسوی دین نمی آیند.