عاقبت مردمسالاری دینی آیا فرار از رأی مردم است؟!

✍️ محمد شبیری

سردار جعفری گفته است مردم انتخابشان اشتباه بوده‌است.
سرادر؛ انتخاب اشتباه یا درست را قانون به مردم واگذار کرده است. به نظر می‌رسد بین انتخاب مردم و انتخاب غیر مردم، انتخاب مردم اصلح‌تر و درست‌تر خواهد بود.
تا وقتی انتخاب کردن رئیس جمهور و نمایندگان در دست مردم است، با وجود تمام مضایق استصوابی باز هم ممکن است نظر شما را تأمین نکند. چه باید کرد؟!

اگر با اصل انتخابات مشکل دارید، که به نظر می‌رسد دارید، همان را صریح بگویید.
چنانکه سردار صفار هرندی گفته است که رئیس جمهور تبدیل به نخست وزیر شود و مجلس او را انتخاب کند، البته این طرح بسیار خوبی‌ست، اما نمی‌دانم آقای صفار هرندی بقیه قصه را هم می‌داند یا نه؟!
آن قصه این است که این مدل انتخابات در مجلس نمایندگان برای رأی به نخست وزیر، نظام خاصی از حاکمیت دمکراتیک است که نه نظارت استصوابی دارد و نه شورای نگهبان ، در چنین شرایطی‌ست که با رقابت احزاب نمایندگان مردم به مجلس راه پیدا کرده و به رئیس دولت رأی می‌دهند. اما در چنین نظامی رئیس جمهورش (که همان رهبر کشور است)توسط انتخابات آزاد برای مدت محدودی با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شود.
و اگر پادشاه کشور مانند انگلستان و برخی کشورهای دیگر مد نظر باشد که پادشاه و یا ملکه، اساساً به امور اجرایی و کشورداری دخالتی ندارد. نخست وزیر نیز توسط حزبی که بالاترین تعداد رأی نمایندگان مجلس را آورده باشد انتخاب می‌شود.
آیا سردار صفار هرندی به‌دنبال انتخات رهبری برای مدت محدود با رأی مستقیم است؟! یا دنبال ایجاد نظام خاصی که رهبر در آن هیچ‌گونه دخالت اجرایی و قدرتی که هم اکنون در قانون اساسی از آن بهره‌مند است محروم شود؟!

اگر چنین پیشرفت ذهنی را از ایشان بروز کرده باشد جای خوشحالی‌ست.

اما به جناب هرندی و کسانی‌که به دنبال چنین طرح‌های هستند نمی‌خورد که اینگونه افکار و اهدافی داشته باشند! اما اگر این فرض صحیح باشد که این جریان به دنبال نفی آراء مردم در اندک امور کشور و آن‌هم با نظارت استصوابی که بر آن مستولی‌ست( که مساوی با همان گزینش و رد افراد مقبول و غیر مقبول-خودی و غیر خودی-است) به نظر می‌رسد تمامیت خواهان در فرایند مشروعیت خود به نقطه‌ای رسیده‌اند که می‌دانند حتی با سخت‌گیرهای خودی و غیر خودی که به راه انداخته‌اند نتوانسته‌اند به اهداف خود بطور جامع برسند! و هر آن ممکن است در صورت گسترش فضای انتخاب و انتخابات و درخواست‌های مردمی ، قدرت متمرکز خود را از دست داده و به تسلیم رأی مردم در آیند؛ لذا با اصل موضوع انتخابات گلاویز شده‌اند تا موضوعیت انتخابات و نظام انتخاباتی را کم‌کم در کشور نفی کنند.
آیا موفق می‌شوند؟
این‌گونه اظهارات نشانگر ترس از رأی و انتخاب مردم است.

برخی جریانات که مشروعیت خودشان زیر سؤال رود به مشروعیت رأی مردم و نظام انتخاباتی تعریض می‌کنند.
یک نشانهٔ مهم تمامیت خواهی نفی رأی مردم می‌باشد که البته موضوعی فرا گیر و جهانی‌ست.