عصبانیت منصوبان رهبری و رسانه‌های حکومتی از نامه موسوی خوئینی‌/ کج سلیقگی مجید انصاری / یادداشت

✍️ عبدالله ناصری

نامه‌ی اخیر آیت الله سید محمد موسوی خوئینی به رهبر ایران خوانده‌ایم. نگارنده با نشر نامه مذکور ساعت ها با خود کلنجار می‌رفت که لزوم این نامه چیست.

اما به مصداق «تعرف الأشیاء باضدادها» زمانیکه عصبانیت منصوبان رهبری و رسانه های حکومتی را نسبت به این نامه دیدم، بیشتر تأمل کردم و نامه را دوباره خواندم. متانت و لطافت قلم حیرت انگیز بود. آقای موسوی خوئینی بدون شک یکی از مراجع اصلاحگری است. هرچند بسیار کم سخن میگوید و موضع میگیرد، اما در جای خود نشانه میرود. او حرف جدیدی نزده است. سالهاست که همه ی اصلاح طلبان جامعه محور و بزرگان این جریان و رهبران جنبش سبز بر این نکته تأکید دارند که به رغم ایراد وارده در عملکرد آقای روحانی و تیم او، با توجه به تمرکز فوق العاده قدرت علت اصلی بحران ها و ابر بحرهان های کشور مشخص است. آقای خوئینی در این نامه بر این تشخیص تأکید کرده است. در واقع نامه او ترجمان ملموس مشارکت بسیار پایین در انتخابات دوم اسفند است.

مخالفت شدید و عصبانیت بی انتهای نهادها و افراد وابسته به رهبری علیه این نامه امری عادی است اما نمیتوانم از کج سلیقگی جناب آقای مجید انصاری بگذرم. او به خوبی میداند که در درون مجمع روحانیون مبارز دو دیدگاه جامعه محور و قدرت محور حاکم است. نمونه اش موضع گیری مجمع نسبت دیماه ۹۶ بود و نگارنده خبر دارد که مواضع بعضی از بزرگان مجمع آن نبود و بهمین جهت آقای سید محمد خاتمی پس از صدور آن بیانیه در اولین سخنرانی موضع خود را اصلاح کرد و به صراحت بیان داشت که اعتراضات دیماه ۹۶ از جنس اعتراضات مدنی است و باید با تدبیر برخورد شود، عین همان موضعی که نسبت به حوادث آبانماه ۹۸ گرفت. آیت‌الله محمد موسوی خوئینی همین دیدگاه را دارد و من به خوبی میدانم علت عصبانیت اقتدارگرایان چیست: جایگاه ایشان در بین انقلابیون چپ و راست و روحانیون کشور.