علت درجا زدن و عقب‌گرد ما، در ۶۰۰ کلمه

✍️اکبر اعلمی

پس از انقلاب، دو باند و قبیله سیاسی در کشورمان پدید آمدند که هربار به فراخور شرایط با عناوینی مانند، چپ، راست، خط امامی، ولایی، اصلاح‌طلب و اصولگرا و …، پوست‌اندازی کرده و بدون اینکه برنامه و منشور مشخصی درباره اقتصاد، سیاست و فرهنگ داشته باشند، در ۴۱ سال گذشته متناسب با قدرت و اختیارات اکتسابی امور کشور را در اختیار و انحصار خود گرفته و بصورت الیگارشی اداره کرده‌اند.

تطمیع، سرکوب، تکفیر، تخریب، ترورشخصیت و بایکوت مهمترین ابزار آنها برای به حاشیه بردن مخالفان و منتقدانشان و حفظ و تحکیم موقعیت خودشان است.

صدای آنها همواره بلندتر و رساتر از همه بگوش می‌رسد و به هر طریق ممکن اجازه نمی‌دهند تا صدای دیگران نیز بگوش برسد‌ زیرا رسانه‌های نوشتاری، دیداری و شنیداری از بی‌بی‌سی و ایران‌اینترناشنال و من و تو در خارج گرفته تا صدا و سیما و اکثر روزنامه‌ها و سایت‌های خبری بصورت مافیایی و متناسب با میزان همگرایی خود با این دو قبیله، آنها را ساپورت خبری کرده و به نفع آنها خبرسازی و جریان‌سازی می‌کنند.

این است که همواره آنها بر روی آنتنند، سخنان تکراری و کلیشه‌ایشان بولد می‌شود و با استفاده از پروپاگاندای تبلیغاتی، سست‌ترین برنامه و ناکارآمدترین‌ها افراد را به مردم قالب می‌کنند و جالب اینجاست که درطول ۴۱ سال گذشته هیچیک نیز مسئولیت کارهای خود را که نتیجه‌اش؛ وضع موجود است، نپذیرفته‌‌ و پیوسته بکمک عمّال و پیاده‌نظام‌هایشان بر روی آن ماله کشیده‌اند!

درواقع دعوای اصلی هر دوقبیله بر سر کسب قدرت و ثروت بیشتر است و با رسیدن به قدرت و ثروت، آرمان‌های صوری‌اشان فراموش می‌شود و عموما نیز به مردم چندان اعتقادی ندارند، بلکه مردم را به عنوان سرباز و پیاده‌نظام برای خود می‌خواهند و تولّی و تبرّا و رابطه‌اشان با سایرین بر پایه مراد و مریدی و چاکرسالاری است و از اینروست که حتی آرمان‌گرا‌ترین افرادی که تن به چاکری آنها نمی‌دهند، بایکوت و حذف می‌شوند و بی‌هویت‌ترین و فرصت‌طلب‌ترین موجودات بپاس ابراز چاکری به آنها مورد تکریم و در مناصب و رسانه‌هایشان قرار می‌گیرد!

در این بین یکی مردم را و دیگری دین را وسیله و نردبان رسیدن به قدرت و امیال خویش قرار داده‌اند و اگر پایش بیافتد برای حفظ قدرت خود، دین و مردم را هم یکجا بپای مصالح و منویات خویش قربانی می‌کنند.


وانگهی تجربه نشان داده است که اعضای این قبیله‌ها، اگر گوشت هم را نیز بخورند، استخوان هم را دور نمی‌اندازند.

مجموع اعضای اصلی این دو قبیله و محفل از ۳۰۰-۲۰۰ نفر تجاوز نمی‌کند، مریدانی هم که به برکت حمایت هریک از این دو قبیله به قدرت و ثروت می‌رسند صرفا مجری منویات آنها و توجیه کننده محصولات فکری و عملی آنها هستند.


▫️بر این اساس مادامیکه اعضای این دو قبیله و منویات و روابط و مناسبات دلخواه آنان بر کشور حاکم است و مردم برای بهبود وضعیت خود به سران این قبائل و حواریون و ایادی‌ آنها دخیل می‌بندند، توقع رسیدن به توسعه سیاسی و اقتصادی و رفاه و عدالت، انتظاری واهی و سرابی بیش نیست و مانند آن است که از همان دست‌اندرکارانی که درطول سال‌های متمادی کم‌و‌بیش مشترکا در همه مراحل طراحی، مهندسی و ساخت یک بنای کج و متزلزل نقش داشته‌اند، انتظار داشته باشید آنرا با همان رویکرد، تخصص، تجارب و توانمندی‌های خود و همان نقشه، فونداسیون، ساختار و مصالح بکار رفته، به یک قصر مجلّل و مستحکم تبدیل کنند!

One thought on “علت درجا زدن و عقب‌گرد ما، در ۶۰۰ کلمه

  • تیر ۳۰, ۱۳۹۹ در t ۱۱:۴۹ ب٫ظ
    Permalink

    مشکل از ساختار قانون اساسی است که جلو هر گونه تحول اساسی در کشور را گرفته و این باند ۳۰۰نفره از این پست به پستی دیگر انتقال شده و چرخ مملکت به امروز رسیده و جلوهرگونه تغییر اساسی گرفته میشود شورای نگهبان عامل اساسی در این بن بست میباشد

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.