«علت ویرانی کشور!»

✍️ اکبر دانش سرارودی

دیروز که عتاب بسیار تند رهبری و چهرهٔ عبوس و عصبانی ایشان در تقبیح وزیرخارجه را دیدم یاد حرفهای ظریف افتادم که در بیانِ خاضع، تسلیم و بی خطر بودنش میگوید:

«در ۴۰ سال گذشته کوشیده ام در تحلیل مجتهد و در اجراء مقلّد باشم و در مقام کارگزار، همواره تابع سیاست‌های مصوّب کشور بوده و از آنها با قدرت دفاع کنم»

و در جای دیگر میگوید: بله من خیلی مواقع از چیزهایی دفاع میکنم که خودم قبول ندارم»

ابتدا میگویم «خواب و خود باختگی بس است» بخدا قسم کسی از آسمان منصوب نشده تا همه را بنام دین به بردگی گیرد، همه باید خواستار اصلاح قانون اساسی فاسدی باشیم که

برای حاکم، جایگاه مطلقه و قدسی ایجاد کرده است.

زیرا وقتی قرار است نظرات صائب و تخصصی مان شنیده نشود و تنها مجری تصمیمات کسانی باشیم که «قانونِ غلط» به ایشان اجازه داده تا نظرات و سلائقش را ولو نادرست و نابودگر، تحمیل کند و بعد هم اگر حتی در خلوت مان نطوق کشیدیم و گفتیم این مسیری که میرویم ختم به جهنّم است جوری عصبانی شوند که گویی ارباب علی الاطلاق با بردگانش سخن می گوید لذا:

۱- تا زمانی که قرار است ما مجری چشم‌و‌گوش ‌بسته اوامر ملوکانه باشیم و بعنوان یک کارشناس و متخصصِ حوضهٔ فعالیت مان، حتی از مواردی که هیچ توجیهی ندارد صرفاً برای خوشآمد ارباب قدرت دفاع کنیم نباید منتظر بهبود اوضاع باشیم.

متحیّرم اینان چرا مانده اند و ضمن تحقیر خود، کارگزار ظلمه ای شده‌اند که دنیا و آخرت شان را نابود میکند؟

آیا باز هم میشود شما را کارگزار و خادم ملت دانست و از تعهد و ایمانتان دفاع کرد؟

۲- بدنبال انتشار فایل صوتی دکتر ظریف همه به تکاپو افتاده اند که کی منتشر کرده؟ و مثل همان عصبانیت ناشی از انتشار خبر جنایت اسیدپاشی های زنجیره ای اصفهان که همه بدنبال تنبیه مُخبر بودند! نه پیدا کردن مجرم و خشکاندن ریشهٔ اینگونه جنایت‌ها!

یا مثل قضیه بازداشت جناب یاشار سلطانی در افشاء املاک نجومی و مفاسد شهرداری تهران!

اینجا نیز به جای پرداختن به موضوعات مختلفی که در این گفتگو مطرح شده و دل هر ایرانی وطن دوستی را بشدت می رنجاند بدنبال دستگیری ناشریم و بجای پاسخگویی، طلبکاری و زباندرازی میکنیم!

در حالی که ظاهراً «تنها نامحرم» امروز دنیا، خودِ ما مردم ایرانیم و تسلّط جاسوسان و نفوذیان دشمن در حسّاس ترین مراکز کشور و به سرقت رفتن هزاران سند خیلی محرمانه و بکلی سری و ترور دانشمندان هسته‌ای و انفجارهای دقیق و حساب شده در حساس ترین مراکز امنیتی و… همه و همه نشان از این دارد که فقط مردم نامحرمند و اگر به گوشه‌ای از حقایق آگاه شوند باید عصبانی ‌شویم.

۳- به آقای ظریف که با افتخار، چون غلام حلقه به گوش میگوید:

«حضرت آقا یک نکته می فرمودند که فلانی [ظریف] می آید مخالفتش را می‌گوید و ولی وقتی من دستور میدهم می‌رود عین دستور من را اجرا می‌کند حتی اگر ۱۸۰ درجه مخالف نظرش باشد»

به امثال ظریف می‌گویم یادتان باشد رویه کردن پشت پا زدن به منافع ملی، جهت تأمین منافع سلیقه‌ای ارباب قدرت، کار را به جایی رسانده که حتی حق ندارید ولو در خلوت خود مخالف امر غلطی باشید و اگر برای ثبت در تاریخ نیز حرفی بزنید چنان عتاب میشوید که گویی ذنب لایغفر و جنایتی انجام شده که…

معلوم میشود رمز محبوبیت بی حساب امثال سردار سلیمانی ها نیز همین اطاعت محض و بی چون و چرایی بوده که…

ایکاش به خود می آمدید و اگر قرار است بله قربان گوی لالی باشید که فقط باید در جهت منویات ویرانگر ارباب قدرت تلاش کنید

یا عزتمندانه استعفا میدادید

یا رسماً میگفتید نتیجهٔ ۲×۲ میشود هر چه شما بفرمائید، ما ندیم شمائیم نه کارگزار و خادم ملت! تا با کنار رفتن این نقاب های دروغین، ملت هم بفهمد که یک شاه زمینیِ قابل انتقاد رفته و یک شاه آسمانیِ تقدیس شدهٔ غیرقابل انتقاد بجایش نشسته است!

۴- و در آخر میگویم مگر ظریف چه گفته که این همه عصبانی شده اید؟ جز اینکه همان حرف خودتان را گفته که من فقط یک مجری هستم لطفاً خرابی ها را به پای ما مجریان خاموش بی اختیار ننویسید!؟

و لذا از رهبری سؤال میکنم حضرت آقا آیا نتیجهٔ اجرای چند دهه سیاست گذاری جنابعالی جز گرفتاری همه جانبه کشور و مردم ثمری داشته است؟

آیا این همه بحران، فقر و آه جگر سوز مردم، خودکشی های گسترده، فحشاء و فساد غیرقابل تصوّری که کل کشور را در خود مندمج نموده نباید جنابعالی را به این فکر وا دارد که دیگران نیز حقی دارند؟ و با اصلاح قانون اساسی به عنوان ام المفاسد کشور، عطف به تجارب تلخ این دهه ها، مسیرمان را باز بینی نموده و به جمهموریتی برگردیم که تمام امور ختم به یک نفر نباشد و اینگونه تحکّم های طلبکارانه! جایش را به یک سیستمِ برنامه محور بدهد؟

تا کی قرار است با دروغ و «استبداد دینی» نابود شویم؟