علی؛ خلیفه ای بی بدیل، امامی معصوم؛ اما پاسخگو-دُم حضرت والا، دُم حضرت آقایان اقتدارگرا! / یادداشت

✍️حسین جعفری

نمی دانم چرا به هر طرف روی می شود، پر از فساد، اختلاس، دزدی، دروغ و تباهی است و رد پای این “اقتدارگرایان” قدر قدرت را هم قبل و بعدِ آن مشاهده می شود! چه می شود که وقتی صحبت از اختلاس، غارت و حیف بیت المال، فساد سیستمی و مطالبه ی رسیدگی به لایه های پنهان مفاسد می شود؛ بلافاصله به پدر خوانده های قدر قدرت بر می خورد و با لطائف الحیل دستور به عدم ادامه رسیدگی به جریان‌ فساد و لایه های اصلی و پنهان شده در پشت قدرت می دهند تا مبادا به دُم قدرت شان خدشه وارد شود! … و شوربختانه کار از نهی می گذرد و افشاگر؛ در مضیقه قرار می گیرد و منتقدان به اتهام تبلیغ علیه نظام، سیاه نمایی و تشویش اذهان عمومی مورد پیگیرد واقع می شود و‌ بی محاکمه ممنوع الهمه الچیز و محصور و … می شوند!

انگار این دوست نمایان جاهل، نظام را با مفسد ها یکی می گیرند و محاکمه جریان فساد را تضعیف نظام‌ می دانند! در حالی که بتعبیر امام معصوم، آنچه به حیثیت اسلام ضربه می زند اجرای قانون و عدالت نیست، بلکه تبعیض در اجرای قانون است!

گاهی اوقات شک می کنیم آیا مردم ما حساس شده اند که با ربط و بی ربط سایه آنان را بر سرِ تمامی فجایع و فلاکت امروز ایران می بینند و یا برعکس، تقصیری متوجه ما نیست، مشکل از بزرگی دم “آقایان” است؟

گفته شده که؛ “شاهزاده فرمانفرما به وسیله یکی از محارم خود پیغام داد که به آقای مدرس بگویید: این قدر پا روی دم ما نگذار. وقتی این پیغام به مدرس رسید، گفت؛ به شاهزاده بگویید؛ مدرس گفت: من هر جا پا می گذارم دم حضرت والا آن جا است مرا در این میان تقصیری نیست.”

به تعبیر دقیق موسوی خوئینی‌ها؛ “اگر شیوه‌ای که تاکنون به کار رفته است نتیجهٔ محاسبات متعارف و براساس آراء و تحلیل‌های شناخته‌شده در حکم‌رانی است، پس هستند پرشمار صاحب‌ نظرانی که حق دارند و باید مجاز باشند تا زبان و قلم به نقد بگشایند و درست و نادرست این روش را تذکر دهند و اصلاح آن را با تأکید درخواست کنند و نگران پیامدهای ناگوار بهره‌مندی از این حق طبیعی و الهی نباشند. اما اگر مبنای تصمیمات این چند دهه دانسته‌هایی از مبادی غیرمتعارف است که تنها در اختیار خواصی از بندگان خدای متعال است که بنده و امثال بنده هیچ حظّی از آن نداریم و در نتیجه، آنچه بر کشور و مردم و جمهوری اسلامی می‌گذرد سرنوشتی محتوم و گریزناپذیر است، پس همگان تسلیم امر محتوم و مشیّت الهی خواهیم بود.”

ما در ایران ادعای حکومت علوی داریم، اما آیا امام علی در برخورد با دشمنان اسلحه بدست چنین کرده که ما با دوستانِ منتقد و نجیب خود چنین می کنیم؟

مرحوم شهید مطهری در بیان سیره عملی علی (ع) می فرمایند:

“امیرالمؤمنین با خوارج در منتهی درجه آزادی و دموکراسی رفتار کرد. او خلیفه است و آنها رعیتش، هر گونه اعمال سیاستی برایش مقدور بود اما زندانشان نکرد و شلاقشان نزد و حتی سهمیه آنان را از بیت المال قطع نکرد، به آنها نیز همچون سایر افراد می نگریست. آنها در همه جا در اظهار عقیده آزاد بودند و حضرت خودش و اصحابش با عقیده آزاد با آنان روبرو می شدند و صحبت می کردند، طرفین استدلال می کردند، استدلال یکدیگر را جواب می گفتند. می آمدند در مسجد و در سخنرانی علی پارازیت ایجاد می کردند. روزی علی امیرالمؤمنین بر منبر بود. مردی آمد و سئوالی کرد. علی بالبدیهه جواب گفت. یکی از خارجی ها از بین مردم فریاد زد: قاتله الله ما افقهه(خدا بکشد این را، چقدر دانشمند است)، دیگران خواستند متعرضش شوند اما علی فرمود رهایش کنید او به من تنها فحش داده است.

[حضرت مشغول ایراد خطبه جمعه بود] در این هنگام مردی آمد و شعار خوارج را سر داد که«لا حکم الا الله‏». سپس یکی دیگر از خوارج از جای دیگر مسجد برخاست (با هماهنگی می‏خواستند در نمازجمعه مولی اخلال ایجاد کنند) حضرت به آن‏ها فرمود: بنشینید! بله حکمی جز حکم خدا نیست و لکن این جمله‏ ای است که از آن اراده باطل دارید …

سپس فرمود: آگاه باشید تا با ما هستید (نه بر ما و مخالف مسلحانه) شما را از سه حق ممنوع‏ نخواهم کرد:

۱ _ شما را از حضور در مسجد برای یاد خدا ممنوع نخواهیم کرد،

۲ _ حقوقتان را مادامی که با ما هستید قطع نخواهیم ساخت،

۳ _ تا وقتی که دست‏ به سلاح نشدید با شما نخواهیم جنگید.

در سخنی دیگر آمده است که حضرت فرمود: «ان سکتوا ترکناهم و ان تکلموا حاججناهم و ان افسدوا قاتلناهم!

اگر سکوت کنند، آنان را به حال خودشان واخواهیم گذاشت و اگر حاضر به گفت و گو باشند با آن‏ها گفت و گو و محاجه خواهیم کرد و اگر افساد کنند با آنان خواهیم جنگید.»

این سیره را مقایسه کنید با روش اصحاب قدرت تا روشن شود؛ میان ماه ما (امام علی) با ماه گردون (“آقا”یان) تفاوت از زمین تا آسمان است!!