علیرضا بهشتی: اگر پدرم زنده بود شاید از قطار انقلاب پیاده‌اش می کردند

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ فرزند شهید بهشتی: این که امام می گفتند مردم ولی نعمت ما هستند و ما خدمتگذار هستیم، معنایش این است که مردم ما می خواهند جامعه ای را داشته باشند با این ویژگی ها و ما باید تلاش کنیم این خواست مردم را محقق کنیم.

به مناسبت فرارسیدن سالروز ترور آیت الله بهشتی بخشی از گفت و گو با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی را که مهر ماه گذشته منتشر شده است را بازنشر کرده ایم که در پی می آید.

* باشناختی که از افکار و رفتار شهید بهشتی داشتید فکر می کنید اگر امروز بودند از قطار انقلاب پیاده می شدند یا پیاده می کردند ایشان را؟

-(باخنده…) نمی دانم، اما اگر بودند یا پیادشان می کردند و یا احتمالا ریل گذاری این قطار را مورد تجدید نظر قرار می دادند. یک فیلسوف آمریکایی به نام “مارکوس باولز” نکته خوبی را در مقابل افلاطون مطرح می کند. افلاطون معتقد است اگر در یک کشتی درحال حرکت همه خواستند اظهار نظر کنند هرج و مرج ایجاد می شود. هرکس نظری خواهد داشت که از کدام طرف و با چه سرعتی یا با بادبان های بسته یا باز حرکت کنیم و …! افلاطون می گوید کار را باید به دست ناخدا و کسی داد که جهت باد را بشناسند، جهت شناسی داشته باشد و دریا شناس باشد و …

باولز در جواب افلاطون می گوید، حرف درستی است که سکان کشتی را به دست یک ناخدای ماهر داد، اما این مسافران کشتی هستند که تصمیم می گیرند که این کشتی به کدام سمت برود.

یعنی این افراد هستند که تعیین می کنند این کشتی به کدام سمت و جهت حرکت کند، و تنها وظیفه ناخدا و خدمه این است که به خوبی کشتی و مسافران را به سمت مقصد مشخص شده از سوی مسافران حرکت دهند . بنابراین تصمیم گیرنده برای جهت دهی حکومت، حاکمان نیستند بلکه مردم هستند. حاکمان تنها کارگزارند.

این که امام می گفتند مردم ولی نعمت ما هستند و ما خدمتگذار هستیم، معنایش این است که مردم ما می خواهند جامعه ای را داشته باشند با این ویژگی ها و ما باید تلاش کنیم این خواست مردم را محقق کنیم.

یک روز پس از سوء قصد به جان حضرت آیت الله  خامنه‌ای در ششم تیرماه ۱۳۶۰، در ساعت ۲۰ و ۳۰ دقیقه شامگاه روز یکشنبه هفتم تیرماه ۱۳۶۰، جلسه‌ای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران برگزار شد. بحث روز درباره تورم بود اما عده‌ای از اعضا خواستند که درباره انتخابات ریاست جمهوری نیز صحبت شود. شهید بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد: «ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برای ما مهره سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند و…» این آخرین کلمات آن بزرگوار بود که از لبانِ حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان انفجاری مهیب روی داد و در کمتر از ثانیه‌ای، از سالن اجتماعات حزب جمهوری اسلامی جز تلی از خاک، چیزی نماند.

فاجعه انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در تهران و شهادت مظلومانه هفتاد و دو تن از برجستگان و نیروهای لایق و کارآمد انقلاب و در رأس آنها شهید مظلوم آیت اللّه بهشتی از سوی سازمان جهنمی منافقین، عکس العمل استکبار جهانی و عوامل داخلی آنها در قِبال برکناری بنی صدر خائن و حذف ضدانقلاب از صحنه سیاسی کشور توسط مسؤولین نظام اسلامی بود. عوامل این جنایت بزرگ معتقد بودند که در اثر کشتار مسئولان عالی رتبه، اوضاع کشور به هم می‌ریزد و انقلاب اسلامی از بین خواهد رفت ولی به کوری چشم دشمن، انقلاب ما پایدارتر شد و هیچگونه تزلزلی در ارکان نظام به وجود نیامد.

در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی علاوه بر آیت الله دکتر بهشتی، تعداد زیادی از وزرای کابینه و نیز نمایندگان مجلس شورای اسلامی به شهادت رسیدند. حضرت امام خمینی ره پس از این حادثه فرمودند: «ملت ایران در این واقعه، ۷۲ نفر به عدد شهدای کربلا را از دست داد. بهشتی خار در چشم دشمنان اسلام بود».