عمده تفاوت کشورهای عقب مانده و توسعه یافته

✍️فرهاد قنبری

اصلی ترین تفاوت میان کشورهای جهان سوم و کشورهای توسعه یافته را اگر بخواهیم در یک جمله بیان کنیم «عینیت یافتگی یا تضاد در گفتار و عمل حاکمان و مسئولان است» برای مثال وقتی رئیس جمهور آمریکا در روز اولی که به قدرت می رسد بیان می کند که من در صد روز اول دویست میلیون دوز واکسن به مردم کشور تزریق خواهم کرد، این نیست که جمله ای در هوا گفته و برای جمع کردن رای گفته و رد شده باشد، بلکه در همان تاریخ مقرر رسانه ها و جناح رقیب و دستگاههای آماری مستقل تمام نتایج را سنجیده و میزان پایبندی او به شعار داده شده را می سنجند و در صورت عدم تحقق وعده او و حزب متبوعش را به صلابه می کشند. یا مثلا فلان مقام غربی می گوید در کشور ما «آزادی بیان» حکمفرماست و حقوق بشر رعایت می شود، صرفا برای ژست پشت تریبونها نیست بلکه باید صورت بیرونی تحقق آن را به عینه نشان داده و درهای زندانهای خود را به روی جهانیان گشوده و تریبون در اختیار مخالفانش قرار دهد تا شرایط خود را آزادانه بیان نمایند.

چنین شخصی وقتی ادعای «آزادی بیان» می کند دیگر نمی تواند روزنامه ای را بسته و قلمی شکسته و دهانی را گل بگیرد.‌ اما حاکم کشور جهان سوم می تواند بادی به غبغب انداخته و راهی سازمان ملل شود و یک ساعت در رسای انتخابات آزاد و دموکراسی و مردم سالاری و رعایت کرامت انسانی در کشورش داد سخن سر دهد و در آن میان چند فحش و ناسزایی هم نثار دموکراسی دروغین غرب بنماید اما در همان لحظه هزاران نفر از کارگران و روزنامه نگاران و فعالین سیاسی و اجتماعی و.. در کشور تحت حاکمیتش در حال سپری کردن دوران محکومیت های خود باشند.

این که مسئولی می تواند ساعت ها پشت تریبون رفته و سخنان بی سروته و بی معنی سرهم کند و خود را ابرقدرت جهان و یکه جهان بنامد و به دموکراسی من درآوردی خود بنازد و قولهای عجیبی که یک موردش هم قابلیت اجرایی ندارد سر دهد اما در عمل مردمش دربه در و رنگ پریده و به نان شب محتاج باشد و در عین حال از بیان این مهملات ککش هم نگزد. و یا اینکه مسئولی در جایی دیگر وقتی پشت تریبون قرار می گیرد جرات نکند یک سخن نسنجیده یا یک قولی که احتمالش برآورده شدنش نیست سردهد، تفاوت عمده جهان سوم و جهان توسعه یافته است.