غرب و شرق دعوا کنند، جهان سومی‌ها باور کنند / یادداشت

✍️نصرت الله محمودزاده

در چه حالی سرکاراستوار ظریف؟

فکر کردی چکاره‌ای که هر چی دلت بخواد لیچار بار پوتین کنی؟ شرق صاحب داره، آقای دیپلمات.

واقعا عین پیغام شورای امنیت ملی (برجام) رو به دارالخلافه ۵+۱ رسوندی و برگشتی؟

ای دیپلمات ساده، حواست نبود که دیوار برجام روسیه داره و روسیه گوش داره؟

شنیدی که وقتی انور سادات مصری بعد از جمال عبدالناصر، وارد کاخ ریاست جمهوری شد، راننده ناصر ازش پرسید، کدام‌سمت قربان؟ سادات گفت؛ ناصر کدام سمت می‌پیچید؟ راننده گفت، سمت راست(شرق)

سادات گفت، راهنمای راست بزن، اما به چپ (غرب) بپیچ.

وقتی در جنگ ۷ روزه اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷، روسیه گرای محل هواپیماهای اماده پرواز مصر را به اسرائیل داد و ناصر شکست خورد، انور سادات سال‌ها بعد یاد گرفت که در کمپ‌دیوید آمریکایی هل‌هله برپا کند. بهار عربی کیلویی چند؟ قربون مرام دیپلماسی شما برم، راهنمای راست نزده پیچیدی سمت چپ که سوار بر اسب سرکش برجام منجی ایران گرفتار تحریم‌ شوی؟ ۴ سال است که از اسرائیل بگیر تا دلواپسان بهت هشدار دادند که بساط خودتو از جمعه‌بازار برجام جمع کن؛ گوش کردی؟ نکردی جانم.

بنده خدا، همون موقع که افتادند به جان آبروت، این مصاحبه رو انجام می‌دادی و اعتراف می‌کردی که در جریان برجام فقط پستچی‌ شورای امنیت ملی بودی و مغز متفکر دیپلماسی دکتر جلیلی!!!! بود، نه شما. حالا تماشا کن که این دلواپسان همین برجام نجس‌العین‌ رو چطور با آب زمزم روسیه تطهیر کنند و چون صلح حدیبیه با کادو پیچی نرمش فهرمانانه به رئیس جمهور بعدی که قرار است انقلابی‌تر از احمدی‌نژاد باشد، شاباش بدهند. الابرکت‌الله. افتادددددد؟

ببین جواد جان، شگرد این جماعت با شما در آستانه انتخابات این بود که به مرگ بگیرند تا شما به رد صلاحیت قبل از گردنه شورای نگهبان تن بدهی؛ حالا افتاد؟

کرسی ریاست جمهوری کیلویی چند؟ بگرد دنبال سوراخ موش که گرفتار سونامی آتش به اختیار نشوی.

خدایی، خودتو جای اونا بگذار، دو ۸ سال روی خاتمی و روحانی در تله دموکراسی غرب غفلت کردند، آیا انصاف هست که کار به این مهمی را باز هم به «عوام» بسپارند و ۸ سال دیگر گرفتار عده‌ای غربزده و لیبرال شوند؟

نه جانم. به قول احمدی‌نژاد، اون ممه رو لولو برده.

همین که در کمند یک پرستوی روسی نیافتادی، کلاتو بنداز هوا. پرستوی روسی نگو، دلرباتر از قُطام کوفه بگو. پس، مُلک پاستور را بگذار و بگذر. فکر کردی قوم و خویشی غرب و شرق به این آبکی‌هاست؟ غرب و شرق دعوا کنند و جهان سومی‌ها باور کنند.
باور نمی‌کنی؟ به همین شب‌های عزیز قدر قسم که وقتی ابن‌ملجمِ خر مقدس به بهای یک شب هم‌خوابی با قُطّام، محراب مسجد کوفه را به خون مولا علی آغشته کرد، کوفیان پرسیدند؛ مگر علی نماز هم می‌خواند که در محراب گرفتار شمشیر جهل شود؟ چی فکر کردی سرکاراستوار؟

برو جانم، برو سرنوشت امیرکبیر را بخوان، بلکه عاقبت بخیر بشی و بعد از صد سال که مردم بیدار شدند، ادامه خیابان امیرکبیر(چراغ‌برق) را که اتفاقا از جلوی وزارت خارجه می‌گذرد، به نامت کنند.

بله‌، رسم میدان و دیپلماسی چنین است.