فرصت دیپلماسی یا فرصت سوزی

✍️حسین ثنایی نژاد

چند روز دیگر ایران باید مطابق قانونی که در مجلسش تصویب کرده درصورت عدم رفع تحریم ها، از پروتکل الحاقی خارج شده و نظارت های داوطلبانه سازمان بین المللی انرژی اتمی را لغو کند. بدیهی است برداشتن چنین گامی امکان حل مسالمت آمیز مناقشه هسته ای را به شدت دشوار و پیجیده می سازد.

با توجه به اینکه آمریکا یک اقدام سمبلیک برای پیوستن مجدد به برجام انجام داده و طرح خود را برای فعال سازی مکانیسم ماشه از شورای امنیت پس گرفته است، ایران نیز باید حداقل یک اقدام سمبلیک انجام داده و به استقبال گشایش اندکی در این باب دیپلماسی برود.

هیچ تردیدی نیست که در عالم واقع این آمریکاست که باید بدون قید و شرط به برجام برگردد و پس از رفع تحریم های یکجانبه اش، بلافاصله از ایران بخواهد به تعهدات برجامی اش که پس از اعمال تحریم های آمریکا کم کرده بود کاملا پایبند شود.

اما بدیهی است که شرایط موجود ایران، وجود مخالفین سرسختی که در داخل هیئت حاکمه آمریکا برای برجام وجود دارد و نیز حفظ حیثیت سیاسی که کاخ سفید به هر حال نمی خواهد به آن لطمه وارد شود، مانع از این است که این کار به همین سادگی قابل انجام باشد.

از آن سو اروپا که تا کنون از مقابله با ترامپ ناتوان بوده، بسیار مایل است که با سیاست های جدید کاخ سفید همراهی کرده و اتحاد قبلی اش را با آمریکا در مقابله با ایران بازسازی نماید. بنابراین اگر ایران بخواهد بر این موضع پا فشاری کند که تا همه آن شرایط محقق نشود به تعهداتش برنخواهد گشت، قفل سنگینی بر این در اندک گشوده دیپلماسی زده خواهد شد، که پس از پنجم اسفند دیگر کلیدی برای باز کردنش پیدا نمی شود.

پرواضح است که اگر این بار دیپلماسی برجامی احیا نشود، این توافق نیمه مرده به فنا خواهد رفت و پس از آن دوباره ماییم و کل جامعه جهانی که علیه ما متحد شده اند. و البته این بار ما با پیکری نحیف تر از قبل هستیم که حاصل تحریم های فلج کننده سه ساله گذشته ترامپ است.

بنابراین رهبران ایران در چهار روز آینده اگر در برابر این اقدام سمبلیک کاخ سفید واکنش مثبتی حداقل در همان سطح سمبلیک، نشان ندهند، این فرصت نیز خواهد سوخت و کشور دوباره وارد یک مرحله بسیار دشوار و خطرناکی خواهد شد که به آسانی نمی توان پایانش را تصور کرد.