فضای امشب چقدر آشناست / یادداشت

✍️نصرت الله محمودزاده

شبی که انگار یادمان دادند به آن عادت کنیم

درست شبیه ۸ سال قبل

و شاید تاحدودی ۱۲و ۱۶ سال قبل

و یا کمی شبیه ۲۴ سال قبل

شبی درام که می‌خواهی جشن بگیری، اما می‌دانی این صدای طبل و دهل موقتی است و سپس همه چیز سر جای اول.

در جنگ وقتی هر عملیاتی تمام می‌شد، اولین شب جمعه برای بچه‌ها درام بود و غمبار، شبیه همین امشب، عده‌ای رفتند و عده‌ای ماندند تا باز هم بجنگند؛ مخصوصا عملیات‌های لو رفته که بعدا نامش فریب می‌شد.
فریب، فریب، امان از فریب که ریشه این دام غفلت ملت است و دیگر هیچ.

آه خدا، وقتی این سخنان مصباح یزدی را در کنار سخنان مصلحی، وزیر اطلاعات احمدی‌نژاد، قرار می‌دهیم، متوجه وعده‌های سطحی‌نگر نامزدهایی می‌شویم که خودشان هم می‌دانند طبق فتوای این تئوریسین حکومت اسلامی، کجای کارند.

انگار تنها امام خمینی حریفشان می‌شد.

به‌راستی چه راه طولانی در پیش داریم.

راهی که جز مردم هیچ جریانی قدرت پیمودن آنرا تا انتها ندارد.

فردا چه روز سختی است برای مردم.

فریاد سخت «جمهوریت» را نمی‌شنوید؟

از قتلگاه کربلای ۴ نجاتش می‌دهیم.

اگر قرار بود ناامید شویم،

خدا ما را خلق نمی‌کرد.

آیا این راه سخت برای تشیع علوی آشنا نیست؟

اِنّ مَعَ العُسْرِ یسْراً،