فضای سیاسی کشور به “توابین” روی خوشی نشان نمی‌دهد، حتی احمدی نژاد!/ رئیس جمهور سابق در حسرت سوار شدن بر چرخ و فلک است

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _محسن حیات در یادداشتی با عنوان “حسرت چرخ و فلک” به انتقاد از عملکرد و رویکرد احمدی نژاد پرداخت: احمدی نژاد انتخاب کرد که برگ برنده و ضامن حیات سیاسی‌اش فقط و فقط در “دیده شدن” باشد. بنا بر همین هدف نیز اظهارات وی باعث سردرگم شدن تحلیلگران و عموم مردم گشته است. از آنجایی که بهترین و راحت‌ترین شیوه دیده شدن، مخالفت کردن است، همواره از او اظهاراتی مخالف می‌بنیم! این مخالفت گاهی در برابر رئیس جمهور وقت است، گاهی در برابر قوه قضائیه و حتی گاهی در مقابل رهبری! عواقب این “دیده شدن” باعث شده تا احمدی نژاد همه پل های پشت سر خود را ویران کند و در مسیری برگشت ناپذیر، رو به جلو حرکت کند!

 محسن حیات در یادداشتی با عنوان “حسرت چرخ و فلک” به انتقاد از عملکرد و رویکرد احمدی نژاد پرداخت:   “انتظار از آقای ترامپ این است که در مشی دولت آمریکا تغییر ایجاد کند و بیاید و گفت‌وگو کند.” این مهم‌ترین بخش سخنان اخیر احمدی نژاد در مصاحبه با یک شبکه خارجی است. سخنانی که واکنش های قالباً منفی تحلیلگران و عموم جامعه را در پی داشت. بررسی سیر اظهارات و سیاست های احمدی نژاد از سال ۸۴ (و قبل‌تر از آن) تا امروز، گنجایشی فراتر از چند یادداشت را می‌طلبد. اما بررسی خواسته های رئیس جمهور سابق از سیستم سیاسی کشور چیز چندان پیچیده‌ای نیست. سال ۸۴ درچنین روزهایی احمدی نژاد با پیروزی بر هاشمی رفسنجانی، عنوان ششمین رئیس جمهور ایران را از آن خود کرد تا فصل جدیدی در تاریخ سیاسی کشور آغاز بشود. به این بهانه می‌خواهیم ببینیم که از احمدی نژاد چه خبر است؟!

دو سال پایانی دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد را می‌توان شروع سیر نزولی وی در عرصه سیاست کشور دانست. سیری که تا به امروز ادامه داشته است. اما خواسته احمدی نژاد چیست؟ تلاش برای محافظت از نزدیکان خود مانند مشایی و بقایی؟ دوباره نشستن بر مسند ریاست جمهوری؟ و یا به دست گرفتن جایگاهی کلیدی در کشور؟ خواسته های احمدی نژاد را می‌توان در قالب یک مثال بیان کرد. کودکی را تصور کنید که در شهربازی سوار بر چرخ و فلک می‌شود و با شروع حرکت، به بالاترین نقطه آن می‌رسد و برای خود اوقات خوشی را در بالاترین نقطه آن رقم می‌زند. کودک از آن بالا به همه احاطه دارد و از آن مهم‌تر، همه او را می‌بینند و با دست نشانش می‌دهند! بدون شک بدترین اتفاق برای این کودک، پایین آمدن از این وسیله بازی است. برای همین دست به هرکاری می‌زند تا به بالای آن برود! معدود سیاست‌مدارانی هستند که با چشیدن طعم قدرت بتوانند شیرینی آن را از یاد خود ببرند! این قاعده هم هرجایی که انسانی باشد حکم می‌کند و محدود به جای خاصی نمی‌شود. احمدی نژاد هم از این قاعده مستثنی نیست. او در روز های پایانی ریاست جمهوری خود سعی کرد تا با الگوی پوتین-مدودوف برای خود خلف صالحی پیدا کند تا بازی از دستانش خارج نشود، غافل از این‌که سوت پایان بازی زده شده بود! احمدی نژاد ماند و یک بازی تمام شده و آرزو های بر باد رفته! فارق از نقد هایی که بر ایدئولوژی احمدی نژاد و حلقه اطرافیانش وارد است، رفتار سیاسی او از سال ۹۲ به این سمت نشان داد که شخص مناسبی برای ادامه مسیر نیست! احمدی نژاد از زمره کسانی بود که لایق بدست آوردن یک جایگاه بود اما نالایق‌ترین برای ادامه آن! او انتخاب کرد که برگ برنده و ضامن حیات سیاسی‌اش فقط و فقط در “دیده شدن” باشد. بنا بر همین هدف نیز اظهارات وی باعث سردرگم شدن تحلیلگران و عموم مردم گشته است. از آنجایی که بهترین و راحت‌ترین شیوه دیده شدن، مخالفت کردن است، همواره از او اظهاراتی مخالف می‌بنیم! این مخالفت گاهی در برابر رئیس جمهور وقت است، گاهی در برابر قوه قضائیه و حتی گاهی در مقابل رهبری! عواقب این “دیده شدن” باعث شده تا احمدی نژاد همه پل های پشت سر خود را ویران کند و در مسیری برگشت ناپذیر، رو به جلو حرکت کند!

همه این اتفاقات باعث می‌شود که مردی که روزی با شعار ضدیت با غرب، پله های قدرت را یکی یکی طی می‌کرد، امروز بعد از شهادت حاج قاسم سلیمانی توسط آمریکا، دم از مذاکره با این دولت تروریستی بزند.

نکته ای که احمدی نژاد از آن غافل شده و شاید هم حاضر به پذیرش آن نیست، این است که فضای سیاسی کشور به توابین روی خوشی نشان نمی‌دهد! در اینجا منظور از توبه و تواب، برگشتن به مسیر درست نیست بلکه منظور، چرخش ناگهانی و تغییر جناح می‌باشد. نه تنها مردم بلکه احزاب و گروه های سیاسی نیز از این افراد استقبالی نمی‌کنند. برای مثال احمدی نژاد در اواخر دوران خود و بعد از آن به ناگاه در جوامع هنری حضور پیدا کرد، از نماد های ملی نظیر کوروش سخن گفت و جاهایی نیز نقش شبه اپوزوسیون به خود گرفت و حالا هم دم از گفت‌وگو با آمریکا می‌زند اما این کار نه تنها باعث جذب روشنفکران و دیگر اقشار مردم به اقدامات وی نشده، بلکه باعث شده تا بسیاری از طرفداران وی نیز از او ناامید شوند. کسانی که احمدی نژاد را نماد مقاومت می‌دانستند؛ نماد استکبار ستیزی و عدالت. و از همه مهم‌تر نماد ولایت مداری.

اکنون با عملکرد فاجعه بار دولت روحانی، کورسوی امیدی برای احمدی نژاد باز شده تا با استفاده از این شرایط  به عنوان یک ابر قهرمانِ باتجربه، خود را برای مردم نمایان کند. اذهان اکثریت مردم نیز از روحانی فاصله بسیاری گرفته و از حالا، سخن از زئیس جمهور بعدی در هر بحث سیاسی مطرح می‌شود. همین باعث شده تا احمدی نژاد حضورش در رسانه ها پررنگ شود تا اقبال مردم به خود را محک بزند. اکنون برای سخن گفتن از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ بسیار زود است و نمی‌توان نتیجه خاصی گرفت. اما احمدی نژاد می‌تواند از یک چیز با قطعیت سخن بگوید؛ تجربه چند سال گذشته برای او به خوبی اثبات کرده که تنها راه ورود به چرخ و فلک، فقط و فقط از درب آن است!

لازم به ذکر است :محمود احمدی‌نژاد، گفته است «شخصاً تمایلی» به کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ ندارد ولی «آماده فداکاری در این راه» است.

احمدی‌نژاد: ایران و آمریکا می‌توانند محور وحدت جهان باشند

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام که یک شبکه تلویزیونی به نام «یو.اس.ایران.تی‌وی» گفت‌وگو می‌کرد، امسال را «سال تحولات» در جهان توصیف کرد و گفت: «باید به فکر جهان و اصلاح جهان باشیم». احمدی‌نژاد در دوران ریاست‌جمهوری‌اش نیز بارها از پروژه «مدیریت جهانی» سخن می‌گفت و اظهار می‌کرد که بیش از ۱۰۰ سیاستمدار دنیا «می‌گویند ایران پتانسیل مدیریت جهان را دارد». رئیس‌جمهور پیشین، سال ۹۶ کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری ایران شد ولی توسط شورای نگهبان ردصلاحیت شد!

متن گفتگوی شبکه «یو.اس.ایران.تی‌وی» با دکتر احمدی نژاد بدین شرح است:
* آقای دکتر احمدی‌نژاد ضمن سپاسگزاری بیکران از جنابعالی که دعوت ما را پذیرفتید که در خدمت شما باشم. اگر اجازه بدهید ابتدا درباره تبلیغات با شما صحبت بکنم. حس می کنم ایران از نقطه نظر تبلیغات در جهان بویژه در آمریکا که حوزه تخصص من هم هست خیلی ضعیف است. می خواهم از زمانی که رئیس جمهور بودید و در سازمان ملل سخنرانی کردید دو نمونه از کارهای شما را که خیلی خیلی مثبت بود برای شما بگویم و فکر نمی کنم شما هم خبر داشته باشید و بعد سوالم را مطرح می کنم.
فکر می کنم بار هفتم بود که شما برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل تشریف آورده بودید. در آن زمان مجله تایمز که یک مجله معروف در آمریکا است و حتما جنابعالی این را می دانید، در آن سال تصمیم گرفته بود یک کار فوق العاده انجام بدهد و یکی از معروفترین خبرنگاران عکاس خودش را آماده کرده بود. در صحنه ای که روسای کشورها آنجا می رسیدند تا بعد بروند بالای صحنه برای سخنرانی، این خبرنگار عکاس کارش این بود که وقتی روسا تشریف می آورند از آنها اجازه بگیرد که آیا می تواند با آنها عکس بگیرد یا نه. در صورتی که این کار در برنامه هم نبود. این خبرنگار می گفت بعدا که این کار را انجام داده بود، آمده بود در رسانه های آمریکا راجع به خاطرات خودش که فی البداهه این کار را انجام داد و عکس العمل روسا چه بود، دو خاطره داشت که یکی از آنها خوب و یکی دیگر خوب نبود. آن خاطره خوب راجع به شما بود. او می گفت من دیدم آقای پرزیدنت احمدی نژاد دارد می آید، من هم خیلی نگران بودم که اگر من اجازه بگیرم برای گرفتن عکس، آیا ایشان قبول می کنند یا نه، چون این جزو برنامه نبود. به محض اینکه آقای احمدی نژاد آمد من پریدم جلو و گفتم آقای رئیس جمهور اجازه می دهید من یک عکس از شما بگیرم؟ گفت بله. او می گفت من خیلی شوکه شدم چون همیشه به ما گفته بودند که او آدم خطرناکی است ولی او با یک خنده رویی و برخورد خوب با ما عکس گرفت و خیلی بامزه خندید و من خیلی حال کردم. نیم ساعت بعد از آن، رئیس جمهور فرانسه رسید (اینها را کجا دارد تعریف می کند؟ در رادیو سراسری آمریکا که مخاطبان آنها از سه تلویزیون آمریکا بیشتر هستند. بیش از ۲۵ میلیون نفر در هر روز این برنامه را گوش می کنند.) یکدفعه دیدم پرزیدنت سارکوزی از فرانسه دارد می آید، گفت پریدم جلو و گفتم آقای رئیس جمهور می توانم از شما عکس بگیرم؟ گفت جلو نیا، چه کسی به تو گفت به من نزدیک شوی! عکس نگیر! او می گفت آنچنان به هم ریخت که من نگران شدم که چرا اینگونه است! شماها که گفته بودید احمدی نژاد خطرناک است، خطرناک این آقاست که من فقط می خواستم عکس بگیرم با اینکه گفته بودم مال مجله تایمز هستم.
دومین مورد هم این بود که وقتی شما در دانشگاه کلمبیا سخنرانی می کردید که سی ان ان هم زنده پخش کرد، بعد از آن برنامه، یک میزگردی برگزار شد در شبکه ام اس ان بی سی. چند تا کارشناس آورده بودند و می خواستند کارهای شما را ارزیابی کنند. برخی می گفتند این سوال را جواب نداد، آنجا این کار را کرد تا اینکه نوبت رسید به پت بو کنن. برای اطلاع شما می گویم، پت بو کنن یکی از مفسران محافظه کار جمهوری خواهان است و آخرین پست دولتی او، رئیس امور ارتباطات کاخ سفید در دوران ریاست جمهوری ریگان بود. نوبت به او که رسید از وی پرسیدند نظر شما چیست؟ گفت درباره احمدی نژاد هر چه می خواهید بگویید، بگویید ولی برنده اصلی این سخنرانی و مناظره خود پرزیدنت احمدی نژاد بود. گفتند چطور؟ گفت اولا که ایشان سخنرانیش را از قبل آماده کرده بود و آمد سخنرانیش را انجام داد. وقتی به پرسش و پاسخ رسید، اینهمه آدم به او حمله می کردند و او در نهایت متانت و خنده رویی و حتی خیلی جاها خیلی بامزه جواب همه شما را داد، ایشان برنده است. وقتی پت بو کنن داشت این حرف را می زد، من واقعا افتخار کردم که رئیس جمهور کشورمان آمده و پت بو کنن که یک آدم محافظه کار و از ناسیونالیست های آمریکاست، چندین کتاب دارد و در مورد شما اینگونه گفته است.
حالا چرا اینها را خدمت شما می گویم و وقت شما را هم گرفتم، به این دلیل است که از نظر تبلیغات، ما در خارج بویژه در آمریکا خیلی ضعیف هستیم و این تبلیغات هم باید توسط کارشناسانی که کارشان این است انجام داده شود. دلم می خواهد نظر شما را ابتدا در همین مورد که چرا ایران از نظر تبلیغات ضعیف است، بدانم.
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر وجعلنا من خیر اعوانه و انصاره والمستشهدین بین یدیه
من می خواهم عرض سلامی داشته باشم به همه بینندگان شبکه شما و همه عزیزانی که بعدا این گفتگو را می شنوند، می خوانند و یا می بینند. برای همه ملت ها و همه انسان های روی زمین سلامتی و عزت و موفقیت آرزو می کنم.
سوال مهمی را پرسیدید. شاید بهتر باشد اسمش را تبلیغات نگذاریم، بگذاریم اطلاع رسانی. بسیاری از جریانات سیاسی، بسیاری از نظامات اجتماعی و سیاسی صرفا با جریان اطلاع رسانی و تسلط بر سیستم اطلاع رسانی زنده هستند و متاسفانه بعضی از آنها هم با تبلیغات، تبلیغات غیرواقعی. یعنی جابجا کردن مفاهیم و جایگاه ها، کوچک و بزرگ کردن اهمیت ها، پوشاندن برخی حقایق، برجسته سازی بعضی از غیرواقع ها، حدس ها و گمان ها دارند سیاست خودشان را در دنیا جلو می برند. همان طور که اشاره کردید نه در آمریکا بلکه ما تقریبا در هیچ کجای دنیا حضور جدی رسانه ای و اطلاع رسانی دقیق نداریم حتی در کشورهای اطرافمان. این ضعف متاسفانه از ابتدا در کشور ما بوده الان هم هست و من در این مورد با شما هم نظر هستم.
* در این مورد پیشنهادی دارید؟
بله. همانطور که اشاره کردید باید افراد صاحب نظر و افراد آشنا به مسائل بین الملل، آشنا به فرهنگ ایران، آشنا به خواست های ملت ایران که خواست های جهانی و خواست همه ملت هاست، این ها مسئولیت اطلاع رسانی را بر عهده بگیرند و نگاهشان، نگاه جهانی باشد. نگاه جغرافیایی و محدود و موضعی و مقطعی نمی تواند کمک بکند. بسیاری از مشکلاتی که امروز در سطح جهان پیش پای ملت هاست بخاطر درک ناهمگون و درک مخالف و متفاوت از شرایط جهان است و بخاطر القائاتی است که یک عده قلیلی دارند انجام می دهند. روی یک اطلاع رسانی نادرست ممکن است منجر به جنگ شود، منجر به کدورت بین ملت ها و دولت ها شود، اطلاع رسانی صحیح خیلی از فاصله ها و بددلی ها را از بین می برد. زمینه ساز دوستی و همراهی است و البته اطلاع رسانی که همراه با صداقت، صمیمیت و دلسوزی باشد برای همگان.
* ممنونم. آقای دکتر می خواهم شما را ببرم خلیج فارس و یک سوال درباره عربستان سعودی از شما بپرسم. روزنامه جروزالم پست و همچنین روزنامه گاردین از قول چندین کارشناس از کالج کینگز کالج گرفته تا مرکز مطالعات خاورمیانه در واشنگتن تا مرکز مطالعات خلیج فارس در ابوظبی، اینها همه تقریبا در این روزنامه ها یک صحبت را کردند که محمدبن سلمان می خواهد از این جنگ خانمان سوز یمن خودش را بیرون بکشد و این جنگ را تمام بکند ولی یک مشکل دارد و آن مشکل این است که می خواهد طوری بیرون بیاید که آبرویش نرود. به این دلیل که ایشان اوایل گفته بود که جنگ را در سه چهار هفته تمام می کند و یمن را فتح می کند ولی الان به این نتیجه رسیده است که هر روز ۵۵ میلیون دلار هزینه این جنگ است و از همه این ها مهمتر اینکه ایشان دیگر کسی را ندارد که از طرف عربستان بجنگد و پول هایش هم دارد تمام می شود، بخاطر اینکه نفت هم دیگر خریدار ندارد، کشتی های نفتی عربستان هم همچنان دارند دور آمریکا طواف می کنند و سناتورها می گویند اینجا نیا چون نفت ما همچنان بادکرده و ما اصلا احتیاج نداریم بخاطر همین مسئله ویروس کرونا. به همین دلیل این کارشناسان می گویند اگر راه حلی باشد که محمدبن سلمان خجالت زده نشود و آبرویش نرود این جنگ را تمام می کند. دلم می خواهد از جنابعالی بپرسم کلا دیدگاه شما درباره این جنگ چیست و راه حل این کارشناسان از نظر شما چگونه است؟
من قبلا درباره جنگ های منطقه اظهارنظر کرده ام. اینجا جنگ مردم منطقه با مردم منطقه است و هیچ برنده ای نخواهد داشت. فقط دشمنان ملت های منطقه برنده این جنگ خواهند بود. چرا ما باید با هم بجنگیم؟ بالاخره یک منطق پذیرفته شده توسط همه انسانها در سراسر جهان هست. اینکه هر ملتی باید بر سرنوشت خودش حاکم باشد و منطق دیگر این است که ما باید نظر اکثریت را بپذیریم و با رای اکثریت، کشورها را اداره کنیم تا در آینده ان شاءالله برسیم به اکثریت قاطع و همه ملت ها در تصمیمات مربوط به زندگی و سرنوشت خودشان مشارکت بکنند.
این جنگ های منطقه چیزی جز خرابی و کینه و کدورت، جز از بین بردن منابع ملت های منطقه، منابع انسانی و مادی هیچ نتیجه ای ندارد. بعد هم یک کینه ای درست می شود که تا صدها سال از بین نمی رود. هیچ دلیلی که انسان را قانع کند که در منطقه ما باید جنگ باشد وجود ندارد و این خواست دشمنان تاریخی ملت های منطقه است. آنها می خواهند بر منطقه مسلط باشند. من از اول مخالف این جنگ ها بودم الان هم هستم. شاید عده ای هستند که قبلا تصور می کردند با جنگ می شود کاری کرد یا می شود موقعیت بهتری را ایجاد کرد. من معتقد هستم که همه با هم باید موقعیت بهتر را ایجاد کنیم. منطقه را با هم باید بسازیم. منابع انسانی و مالی داریم، موقعیت جغرافیایی بسیار استثنایی داریم. چرا دست به دست هم ندهیم و منطقه را آباد کنیم؟ تا مردم مرفه و در آسایش باشند، آزاد و عزیز باشند، با هم زندگی کنند، چرا نباید این بشود؟ می توانیم این کار را بکنیم.
متاسفانه برخی خودخواهی ها با دخالت های بیگانه و فرامنطقه ای، جنگ ها را بوجود آورده است. اگر این خبر درست باشد که ایشان به این نتیجه رسیده، خبر بسیار خوشحال کننده ای است و باید از آن استقبال کرد. اگر خطایی در گذشته اتفاق افتاده است، حالا هرکس که کرده است، اصلا دو طرف خطا کرده باشند و حالا یک طرف می خواهد بیاید و قضیه را تمام کند، چرا باید ناراحت باشد و خجالت بکشد؟ باید خوشحال باشد. یک نفر کمتر کشته شود به نفع همه است، یک ساختمان کمتر خراب بشود به نفع همه است. من فکر می کنم هر کس پیشقدم شود و این جنگ را پایان دهد، این پیش ملت ها عزیز خواهد شد و نه در آینده نزدیک بلکه همین الان قهرمان می شود. من فکر می کنم همه طرف های درگیر در ماجرا هم باید استقبال کنند. بنشینند تفاهم کنند. مردم یمن و هر کس یمنی هست آزادانه رای بدهند و هر چه که دلشان خواست انتخاب کنند. این حق مردم یمن است، حق مردم همه کشورهاست. حق همه ملت هاست. این یک اصل انسانی است، اصل الهی و آسمانی است که هر انسانی بر سرنوشت خودش باید حاکم باشد و حق تعیین سرنوشت داشته باشد. همه کمک کنیم، من که البته الان سمتی ندارم ولی از مقامات کشورها یک نفر پیشقدم شود و دعوت بکند و در فضایی دوستانه بنشینند دور هم تفاهم بکنند، هر کسی که غیر از مردم یمن است بیرون برود و اجازه بدهند مردم یمن خودشان تصمیم بگیرند. از آنها هم بخواهیم که اسلحه و جنگ را کنار بگذارند. دوستانه و برادرانه واسطه گیری و ریش سفیدی کنیم و برویم در کنارشان بنشینیم و از آنها بخواهیم خودشان تصمیم بگیرند و جنگ را خاتمه بدهند و هر کس را که مردم انتخاب کردند، هر سیستم و نظام و دولت و مجلسی که مردم انتخاب کردند قبول کنیم و کسی تحمیل نکند، کسی فشار نیاورد و زیاده خواهی نکند. علی ایحال اگر این خبر درست باشد، بنظرم همه باید از این خبر استقبال کنند و اگر کسی آمد این خبر را دستمایه سرکوب و تحقیر و سرزنش قرار داد اصلا کار درستی نیست. بالاخره یک جنگ اگر امروز متوقف شود به نفع همه است. امیدوارم که این خبر هم درست باشد و ایشان هم هر چه زودتر اقدام کند. بنده هم به عنوان یک فرد، هر کاری از دستم بیاید انجام می دهم و آماده هستم کمک بکنم که این جنگ هر چه زودتر تمام شود و رای مردم و اراده مردم یمن حاکم شود.
* ممنونم. آقای دکتر می خواهم درباره روابط ایران و آمریکا از شما سوال کنم. بالاخره با این فضایی که فعلا در آن هستیم این روابط به کجا ختم می شود؟ آیا بالاخره روزی می رسد که ما بتوانیم با آمریکا یک روابط دوستانه منتهی با احترام متقابل به منافع همدیگر داشته باشیم؟
* الان که معلوم است اصلا روابطی وجود ندارد و اصلا خوب نیست و توهین آمیز و جسارت آمیز است، برخوردها تند است. اینها که حاصلی ندارد. اصل بین ملت ها ارتباط است. همه باید با هم ارتباط داشته باشند و همکاری بکنند. اصلا دنیای آینده را همه باید با هم بسازیم. اگر یک گروه خیال کند که فقط او هست و بقیه هیچ نیستند یا بقیه باید از او تبعیت کنند یا به شکل او دربیایند، این تصور غلطی است، این تصور و اندیشه شیطانی است. آینده را همه باید بسازیم. اگر اشکالی هست، همه با هم برطرف کنیم. اگر ضعفی هست، همه با هم رفع کنیم. اگر فقر هست, همه با هم کمک کنیم تا فقر ریشه کن شود. اگر ناامنی هست، همه کمک کنیم تا ناامنی از بین برود. فاصله طبقاتی، ظلم، اجحاف، تحقیر، اینها از بین برود.
ملت آمریکا ملت مهم و بزرگی است. ملت ایران هم که شناخته شده است. هفت هزار سال تاریخ دارد، ملت فرهنگ آفرین، تمدن ساز. چقدر خوب است که این ها با هم کار کنند برای بهبود وضع جهان. الان فاصله زیاد است، پرخاش و تنش هست. اینها می تواند نباشد. یعنی اگر دولت آمریکا ادعا می کند که می خواهد دنبال امنیت جهان باشد، دنبال حقوق بشر باشد، خب ملت ایران که در طول تاریخ خواسته اش همین بوده است، پرچمدار این حرف ها بوده است. بنظر من دو ملت هیچ مشکلی با هم ندارند. من فکر می کنم دولت ها هم اگر می خواهند کمک ملت هایشان باشند، راه را باز کنند برای همکاری و تعامل ملت ها، رفت و آمد بین ملت ها و البته این شرط لازمش، کوتاه آمدن از بعضی مواضع است. نه دولت آمریکا دنبال تسلط بر ملت ایران باشد، نه دولت ایران به دنبال تخریب دولت آمریکا باشد.
دولت آمریکا، آزادی و عدالت و احترام ملت ایران را به رسمیت بشناسد و دولت ایران هم، دولت آمریکا را به رسمیت بشناسد و بنشینند در یک فضای سرشار از عدالت و احترام گفتگو کنند و مسائل را حل کنند. با تهدید و پرخاش و توهین و تلاش برای تسلط بر یک ملت، اینها مشکلی را حل نمی کند. انتظار از آقای ترامپ این است که یک تغییری در مشی دولت آمریکا بدهد. بیاید و بنشیند و گفتگو کند. دولت ایران هم همین طور. البته قبلا گفتگوهایی کردند ولی گفتگوها یکطرفه بود. یک توافق یکطرفه تنظیم شد و یکطرفه هم لغو شد. خب اینها کار را خراب کرد. الان یک مقدار بدبینی بین دو ملت ایجاد کرده است. بیایند موانع را بردارند.
اولین کاری که می کنند این است که دو ملت را آزاد بگذارند تا با هم تجارت کنند، فعالیت کنند، گفتگو کنند، کار علمی کنند. چرا محدودیت درست می کنند؟ بعد هم دولت ها بیایند و مسائل را با هم حل کنند. الان مثل روز بر همگان روشن شده است که اگر بنا باشد دنیا اصلاح شود، باید در فضای تفاهم و همکاری باشد، در فضای حضور و مشارکت همه ملت ها باشد. یک کسی به تنهایی راه بیفتد و بگوید من می خواهم دنیا را درست کنم، آنطور که خودم می فهمم می خواهم درست کنم و این فهم من هم درست است و مو لای درزش نمی رود، این غلط است، با این روش کار جلو نمی رود و مسائل حل نمی شود. حالا اگر خدای نکرده پشت این تابلو هم عده ای باشند که بخواهند و بیایند منافع اقتصادی و سیاسی خود را بطور نامشروع تامین بکنند، این ها کار را سخت تر می کند.
من فکر می کنم ایران و آمریکا می توانند محور وحدت در دنیا باشند. از همه دعوت کنند. تا الان با یک مدل در دنیا جلو آمدیم، نتیجه ای نگرفتیم و این وضع دنیا شده است. از این به بعد می خواهیم همه مشارکت کنند، مشارکت واقعی. همه با هم صداقت داشته باشند. همه دوستدار و خیرخواه هم باشیم. بیاییم کنار هم بنشینیم و مسائل دنیا را به اتفاق هم حل کنیم. مسائل اقتصادی را درست کنیم، فقر را برطرف کنیم، ناامنی ها را رفع کنیم، این مسابقه وحشتناک و ضد انسانی تسلیحاتی را ریشه کن کنیم. ثروت های فراوان جهان را در اختیار مردم قرار دهیم و دنیای بهتری را بسازیم. این فقط با مشارکت همگان امکان پذیر است و من فکر می کنم ایران و آمریکا می توانند پیشتاز باشند.
* آقای دکتر بعنوان آخرین سوال؛ این شبکه ما به عنوان شبکه ایران دوستان معروف است. دلم می خواهد از جنابعالی بپرسم که آیا در انتخابات پیش رو خودتان را کاندید ریاست جمهوری می کنید؟ در هر صورت پیام شما برای ایران دوستان خارج چیست؟
من فکر می کنم هنوز تا انتخابات خیلی وقت است. ما باید به فکر امروز باشیم. امسال، سال تحولات در کل دنیا است. ما باید خودمان را برای آنها آماده بکنیم و مراقبت کنیم تا مردم آسیب نبینند. من فکر می کنم امروز بیش از آنکه به فکر یک منطقه یا جغرافیا باشیم باید به فکر جهان و اصلاح جهان باشیم. هر اصلاحی که بخواهد اتفاق بیفتد، در ظرف جهان اتفاق میفتد، در ظرف جامعه انسانی اتفاق میفتد. من هم یک فرد کوچکی هستم از هفت و نیم میلیارد و دلم می خواهد جهان خوب اداره شود، مردم در رفاه و آسایش باشند، آزادی و عزت و عدالت باشد. من هنوز هیچ فکری نکرده ام به مسئله انتخابات و شخصا هم تمایلی به این کار ندارم. گرچه من هم مانند همه ایرانیان آماده فداکاری در راه ایران هستم.
* سپاسگزارم آقای دکتر. اگر ان شاءالله تصمیم گرفتید، امیدوارم که از طریق یو اس ایران تی وی این خبر را به خارج از کشور هم بدهید. به هر حال ممنون و سپاسگزارم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. برای شما و یاران بسیار خوب در داخل آرزوی سلامتی می کنم.
من هم همین طور. همه ایران دوستان جهان را دوست دارم. آنهایی هم که هنوز ایران را نمی شناسند و در موضع دیگری هستند، آنها را هم دوست دارم. من انسان دوست هستم یعنی تمام انسانها را در کره زمین دوست دارم، ایرانی ها را دوست دارم. از همین جا به همه آنها سلام می کنم. برای همه انسان های روی زمین آرزوی موفقیت دارم. ما نمی توانیم برای هیچ انسانی در روی زمین بدی بخواهیم. باید خوبی ها را برای همه بخواهیم. شادی ها را برای همه بخواهیم و با هم تقسیم کنیم. این فرهنگ ایرانی است و مطمئن هستم ایرانی های عزیز در سراسر جهان همین فرهنگ را جلو می برند و ان شاءالله در کنار سایر انسانها از هر نژاد و از هر جغرافیا و از هر طبقه اجتماعی با هر مذهب و دینی که باشند زندگی خوبی خواهند داشت، مشارکت خواهند داشت و همدیگر را دوست خواهند داشت.
* آقای دکتر من به شما روز بخیر می گویم و باز هم سپاسگزارم.