فعالان حزب الله از چه کسانی تأثیر پذیری دارند؟

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ کانال تلگرامی محمد جواد روح(راهبرد) گزارشی تلگرامی را شیر کرده حاکی از این که حدود ۲۴۰ نفر از فعالان حزب الله در خراسان رضوی، در برابر این پرسش که” در زمینه فکری و فرهنگی به چه آثاری مراجعه می کنید؟”، که در پاسخ، آقای: “پناهیان، ماندگاری و رائفی پور رتبه های اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند.”

نیم نگاهی به رهبران فکری جامعه به ویژه برای نسل جوان در دهه ۴۰، ۵۰ و تا حدودی اوایل دهه ۶۰، نشان از آن دارد که در آن سال ها چه بزرگانی به عنوان معماران اندیشه دینی تأثیرگذار جامعه به ویژه نسل جوان در عرصه اجتماعی و مذهبی فعال بودند شاخص هایی چونان:


علامه طباطبائی، علامه جعفری، طالقانی، بهشتی، بازرگان، پیمان،باهنر، مفتح، شریعتی(پدر و پسر)،مطهری، آرام، حکیمی، مصباح یزدی، راشد، فلسفی، گرجی، خسروشاهی، محیط طباطبایی، پاینده، سحابی ها(پدر و پسر)، صالحی نجف آبادی، مکارم شیرازی، سبحانی، خامنه ای، هاشمی رفسنجانی، هاشمی نژاد، بجنوردی، نوری همدانی، الهامی، حجتی کرمانی، سروش، حلبی، دوانی، امینی، پرورش، گلزاده غفوری، قائمی، و… .

نکته مهم این که حکومت پهلویِ سکولار، در عرصه های دینی و مذهبی و در مراکزی مانند دانشکده های الهیات، کمیته بررسی کتاب در وزارت فرهنگ، مجلات و آثار تاریخی – مذهبی، سعی می کرد از فرهیخته گان صاحب مبنا، فکر و فاضل حوزه و دانشگاه بهره برد چونان مطهری، مفتح و باهنر و…مرحوم آیت الله صالحی نجف آبادی در خاطرات خود می گوید به واسطه شهید مفتح، از وی نیز برای تدریس در دانشکده الهیات دعوت به عمل آمده است.


نکته مهم دیگر این که الزاما تمامی این اندیشه وران موافق حکومت شاه نبودند و برخی از آنان از شاگردان امام خمینی و از طرفداران ایشان بودند.

گذشته از این، در هر مرکز استانی یک مجتهد مسلم ساکن بود که یا جزو حلقه اولیه یا ثانویه درس و مکتب: آیات: حائری یزدی(مؤسس حوزه قم)، بروجردی، خویی یا امام خمینی و دیگر بزرگان بودند و به همین منوال اندیشمندان دینی غیر حوزوی تحصیل کرده در دانشگاها.


گذشته از فرهیخته گان تهران، در استان های دیگر می توان از:منتظری، اشرفی اصفهانی،خاتمی، طاهری، خادمی، کفعمی، ایزدی، حسنی، احسان بخش، جزایری، دستغیب، صدوقی، قائمی، مروج، مدنی، خوانساری، یثربی، ارسنجانی، محلاتی، آیت اللهی و… نام برد.

با مقایسه دیروز – امروز اگر امثال آقایان: پناهیان، ماندگاری و رائفی پور در صف اول تا سوم رهبران فکری بخشی از جامعه، گرچه اقلیت، قرارمی گیرند آن هم با بهره از رانت و انحصارطلبی رسانه ای و نهاد های حکومتی انتصابی، چه باید نتیجه گرفت و چه آینده ای در انتظار این نسل زانو زده در محضر اینان است؟!


این جا بحث بر سر مواضع و سلایق سیاسی- اجتماعی اینان نیست؛ مهم تر این است که چه قوت علمی، مبنایی، معرفتی در این بین وجود دارد که بخشی از جامعه بخواهد مبانی معرفت عمیق دینی خود را با آنان کوک کند آن هم در اقیانوسی از شبهات دینی مطروحه؟!

گاه که از سر لاعلاجی پای یک برنامه مذهبی صدا و سیما می نشینی، گاه، استناد به روایات ضعیف و سطحی در زمینه های فکری و تاریخی و نقل چند خواب از عالمی رحلت کرده که مریدانش کراماتی برای وی ساخته اند، تو راخسته می کند.


سوگمندانه باید گفت: در اکثر موارد، انگیزه های جناحی و خودی و ناخودی، بر فضل دعوت شدگان، تقدم دارد و گرنه کم نیستند در حوزه و دانشگاه اندیشه ورانی که به حق از نظر معلومات، حق استادی به گردن موجودین دارند.


الحذر! رواج و ترویج منبرها و تریبون هایی که یا مروج قشری گری اند یا قسری گری(حرکت بر خلاف طبیعت)، مساوی با عمیق و عریض تر شدن گسل میان صاحبان اصیل اندیشه با نسلی است که سر سفره طعام های چرب و شیرین امروزین نشسته اند!