فوبیای دموکراسی و ترکش‌های آن / یادداشت

✍️امید فراغت

نا‌امید شدنِ مردم از صندوق رای ممکن است قواره جامعه را به هم بزند؛ بنابراین جوامعی که مردم را مُحقِ بر سرنوشت خویش می‌دانند جوامعی باز هستند که پویایی و نوگرایی جامعه را به رسمیت می‌شناسند.

چرا که آموزه‌های تاریخی به آنان تفهیم کرده است جوامع بسته دیر یا زود با صرف هزینه‌های سنگین به ریل ادبیاتِ توسعه جهانی خواهند پیوست و خرد عمومی دهکده جهانی مانند سیلِ خروشان با تاخر زمانی جوامعِ کم تر توسعه را نیز خیس خواهد کرد.

بنابراین هزینه‌سازی برای جوامع کم‌تر توسعه یافته اقدام بی‌فایده است چرا که دیر یا زود مُشت جوامع بسته باز خواهد شد و یکپارچگی جهانی گریبانِ آنان را خواهد گرفت.

ایران نیز تافته جدا بافته از ادبیاتِ جهانشمول نیست بنابراین برخی هزینه‌سازی‌ها برای ملت در فضایی که در تاثیر و تاثر با نظام بین‌الملل هستند به نوعی چشیدن طعم و مزه‌ای اجباری ست و تکرارِ تاریخ تجربه شده نوعی وقت تلف کردن است.

چرا که قدرت اجبار زمان آن به انجام می‌رساند که در تجربه تاریخی قابل مشاهده است؛ نباید به دلیل فوبیا دموکراسی انتخابات و صندوق رای را به فضایی نمادین تبدیل کرد و با یکسویه نگری، بخش عمده جامعه را نادیده گرفت.

اگر مردم احساس کنند در ساختار حاکمیت و دولت نقش موثر ندارند و به خواست و مطالبات و همچنین همراهی آنان توجهی نمی‌شود تبدیل به قدرتِ سرخورده‌ای در حاشیه خواهند شد.

و هر لحظه ممکن است این حاشیه به متن تبدیل شود بنابراین جمهوریت نظام تحت هر شرایطی باید به معنی و مفهوم واقعی کلمه حفظ شود و نقش آفرینی مردم چه خوب و چه بد به رسمیت شناخته شود و در چنین فضایی، فشارهای بیرونی به مقاومتِ همگانی خود خواسته تبدیل خواهد شد.

چرا که واقعیت‌های موجود را برآمده‌ای از خواست و مطالبات خود به حساب می‌آورند البته ایجاد چنین واقعیتی منوط به این است که تحت هر شرایطی از انتخاب مردم حمایت شود و هیچ گونه سنگ‌اندازی صورت نپذیرد.

شاید برخی بگویند همواره از دولت‌ها حمایت شده است اما وقتی شعارهای انتخاباتی محقق نشده است یعنی این که قدرتِ دولت توان تحقق شعارها را ندارد.و پیامِ عدم تحقق شعارها این است که زور و بازوی دولت محدود و قابل اندازه‌گیری ست.

بنابراین انتخابات به عنوان رهیافتی برای تغییر وضعیت‌هاست و معنی و مفهوم شور انتخاباتی این است که مردم وضع موجود را ناکافی می‌دانند که صندوق رای را به عنوانِ مرجعی برای رسیدن به وضعیت بهتر به حساب می‌آورند.

سیاست مدارانِ برجسته از افزایش آگاهی و خواست و مطالباتِ مردم ترس و نگرانی ندارندچرا که پذیرفته‌اند مطمئن ترین تکیه‌گاه ملت است و سیاست مداری که با پشتوانه اکثریت ملت حرکت کند ماندگار خواهد شد و مهم‌تر از مانایی، حکمرانی بر قلب‌ها را تجربه خواهد کرد