مادر یک عضو لشکر فاطمیون: مقابل جان پسرم، سفر مشهد پیشنهاد دادند/آنچه از فاطمیون می دانیم

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ مادری پنجاه ساله است که بعد از کشته‌شدن پسرش در جنگ سوریه، هشتاد ساله به نظر می‌رسد. پسرش به ایران رفته بود تا با کارگری به تامین معیشت خانواده خود کمک کند اما ناگهان به بهانه «دفاع از حرم حضرت زینب» [دختر امام اول شیعیان] راهی سوریه شد و پس از یک و ماه نیم، خبر مرگش را به خانواده‌اش دادند؛ در مقابل، به آن‌ها گفتند که می‌توانند با هزینه جمهوری اسلامی به شهر «مشهد» سفر کنند و به زیارت «حرم امام رضا» [امام هشتم شیعیان] بروند و در شهر «قم» به قبر پسرشان هم سری بزنند. پیشنهادی که از طرف خانواده پذیرفته نشد و حالا آن‌ها، جمهوری اسلامی را مسئول کشته‌شدن پسرشان می‌دانند.

«لشکر فاطمیون»، گروه شبه‌نظامی وابسته به سپاه پاسداران ایران است که «قاسم سلیمانی»، فرمانده کشته‌شده سپاه قدس آن را مهندسی کرده است. جنگ‌جویان لشکر فاطمیون را شیعیان افغانستانی که ساکن ایران هستند، تشکیل می‌دهند که در حمایت از منافع جمهوری اسلامی، به جنگ سوریه پیوستند؛ برخی فریب وعده‌‌هایی مثل دریافت کارت اقامت را خوردند و برخی با اعتقاد برای دفاع از «حرم» راهی این جنگ بی‌بازگشت شدند. آن‌هایی هم که توانستند جان سالم به‌در ببرند، حالا در افغانستان مخفیانه زندگی می‌کنند چراکه اقدام آن‌ها از نظر حکومت افغانستان، محکوم است.

***

پسرش را «رضا» می‌نامیم؛ جوانی که در ایران کارگری می‌کرد و ناگهان در تماس تلفنی با خانواده‌اش، خبر داد که به لشکر «فاطمیون» پیوسته است و می‌خواهد به سوریه برود. مادرش تمام تلاشش را کرد تا فرزندش را از این سفر مرگ‌بار منصرف کند اما نتوانست و یک ماه و نیم بعد، خبر کشته‌شدنش را به او دادند. رضا هم مثل هزاران افغانستانی دیگر حتی جنازه‌اش هم به وطنش برنگشت و خانواده‌اش هیچ‌وقت نفهمیدند که چرا او چنین تصمیمی گرفت، چه بر او گذشت و حتی مزارش چگونه است.

مادر رضا برای «ایران وایر» روایت کرد که پسرش را در ناامنی و فقر افغانستان، در شهر «دایکندی» به سختی بزرگ کرد. دایکندی از شهرهای مرکزی افغانستان است که مشکلات اقتصادی بسیاری دارد. یکی از مهم‌ترین عوامل مهاجرت افغانستانی‌ها به ایران هم همین فقر است که حاضر می‌شوند تن به کارگری دهند تا بلکه خانواده‌هایشان لقمه‌نانی داشته باشند. رضا تا وقتی افغانستان بود، عصای دست پدرش بود و بعد از ساعت‌های مدرسه به همراه او در مزرعه کار می‌کرد و در فصل برداشت محصولات، میوه‌چینی می‌کرد اما قرار شد به ایران برود تا کمک‌حال خانواده‌اش شود و حتی سرنوشتی متفاوت از دیگر جوانان افغانستانی داشته باشد.

مادرش آن وداع آخر را چنین روایت می‌کند: «روی [صورت] و پیشانی‌اش را ماچ کردم و گفتم خداوند پشت و پناهت، دعای من همیشه پشت سرت است، هر وقت به ایران رسیدی، زنگ بزن و ما را بی‌خبر نگذار؛ انشالله به‌خیر و خوبی بروی و پس بیایی. برای او دختری را نظر کرده بودم و اگر پسرم امروز زنده بود، داماد می‌شد. کاش می‌مردم و هیچ‌وقت خبر کشته شدنش را نمی‌شنیدم. بعد از شنیدن آن خبر، همه موهای سرم سفید شد.»

اوایل سال ۱۳۹۵ بود که رضا به همراه چند نفر از دوستانش بعد از بیست و دو روز سفر قاچاقی، خود را به «تهران» رساند و زندگی کارگری‌اش را در هجرت، شروع کرد. او پس از سه ماه کارگری توانست پول قاچاق‌بر خود را بپردازد. در تماس با مادرش، به او گفته بود که حالا می‌تواند پول جمع کند و برای آن‌ها بفرستد. پنج ماه می‌شد که کارگری می‌کرد که با خانواده‌اش تماس گرفت و گفت می‌خواهد به جنگ سوریه برود و از «حرم حضرت زینب» دفاع کند. دوستانش هم قرار بود او را همراهی کنند.

مادر رضا از آن جنگ و لشکر فاطمیون هیچ نمی‌دانست. برای همین این تصمیم پسرش را با بزرگان محل در میان گذاشت و آن‌ها به او خبر دادند که بسیاری از جوانان افغانستان در آن جنگ کشته شده‌اند: «به او گفتم بچه‌م نرو، خودت می‌دانی چطور بچه‌های جوان رفتند و زنده برنگشتند. مردم می‌گویند از همین دایکندی هم تعداد زیادی کشته شده‌اند. پدرش هم به او گفت اما قبول نکرد. مغز بچه‌م را شست‌وشو داده بودند.»

رضا توجهی به هشدارهای خانواده‌اش نکرد و عازم سوریه شد. خانواده‌اش از جزییات پیوستن فرزندشان به لشکر فاطمیون اطلاعی ندارند. اگرچه شهادت بسیاری از اعضای لشکر فاطمیون وجود دارد که گفته‌اند مسئولان سپاه پاسداران به آن‌ها وعده داده بودند که کارت اقامت ایران دریافت خواهند کرد؛ قرارهایی که هیچ‌وقت عملی نشد.

مادر رضا از آخرین تماس تلفنی فرزندش می‌گوید: «یک شب زنگ زد و گفت در سوریه است و به خاطر دفاع از حرم حضرت زینب به آن‌جا رفته. می‌گفت کفار می‌خواستند حرم بی‌بی‌ زینب را خراب کنند و ما آمدیم که دفاع کنیم. مدام تکرار می‌کرد که کفار حتما شکست می‌خورند چون خدا به ما کمک می‌کند. از من خواست که دعا کنم. می‌گفت احساس آرامش می‌کند چون برای دفاع از مقدسات اهل تشیع در برابر داعش می‌جنگد. با گریه از او می‌خواستم که برگردد. اما دیر شده بود. فرماندهان سپاه اجازه ترک جبهه به آن‌ها نمی‌دادند مگر بعد از سه ماه جنگیدن.»

هنوز دو ماه از جنگیدن رضا زیر پرچم سپاه ایران نگذشته بود که خبر مرگش را به خانواده‌اش می‌دهند. البته اهالی دایکندی، پیش از مادر رضا این خبر را دریافت کرده بودند. مسئولان سپاه این خبر را اول به یکی از هم‌محله‌ای‌هایش در ایران می‌دهند تا او به خانوده رضا خبر دهند. خبر به دایکندی می‌رسد و چند نفر از ریش‌سفیدان و روحانیون محل، به خانه رضا می‌روند تا خبر کشته‌شدنش را به خانواده بدهند. اما هنوز این اتفاق نیفتاده بود که شخصی از ایران با آن‌ها تماس می‌گیرد که برای «زیارت حرم امام رضا» می‌توانند به «مشهد» بروند.

بنا به اطلاعاتی که در اختیار این خانواده قرار گرفته، رضا یک ماه و نیم پس از اعزام به سوریه، در ماه رمضان ۱۳۹۵ در نزدیکی مرز عراق با چند تن از همراهانش توسط «داعش» کشته شدند و جنازه‌هایشان به ایران منتقل و به خاک سپرده شد.

مادر رضا می‌گوید که چندین بار مسئولان سپاه پاسداران با آن‌ها تماس گرفته‌اند که می‌توانند با هزینه جمهوری اسلامی به مشهد سفر کنند و به قم و مزار پسرشان هم بروند: «ما قبول نکردیم. ایران مسئول کشته‌شدن فرزند ماست. پسرمان را بردند و به کشتن دادند؛ دیگر چه چیزی می‌تواند دلبند ما را به ما برگرداند؟ سفر مشهد و قم؟»

پنج سال می‌شود که مادر رضا در داغ پسرش اشک می‌ریزد؛ موهایش سراسر سفید شده است. رضا یک برادر ۱۸ ساله هم دارد اما مادرش می‌گوید: «حتی اگر از گرسنگی در افغانستان تلف شویم هم اجازه نمی‌دهیم پسرمان برای کار به ایران سفر کند. همسایه ما بزرگ‌ترین داغ را بر دل‌مان گذاشت.»

در طول این سال‌ها، خانواده‌های بسیاری در افغانستان داغ‌دار شده‌اند و هنوز برای فرزندان خود سوگوارند. آن‌ها جمهوری اسلامی را مسئول کشتار این جوانان می‌دانند؛ همان‌هایی که درد غربت و تبعیض و تحقیر و کارگری را به جان خریده بودند تا بلکه لقمه نانی به دست آوردند. حالا از آن‌ها، تنها قاب عکسی به یادگار مانده است و خانواده‌های بسیاری حتی مزاری برای زاری ندارند.

لشکر فاطمیون یک نیروی شبه نظامی وابسته به سپاه قدس ایران و متشکل از شیعیان افغانستان است، این لشکر متشکل از «داوطلبان» افغانستانی است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آنها را برای اعزام به سوریه و جنگیدن در کنار نیروهای بشار اسد علیه مخالفانش بسیج کرده‌است. این گروه در ۲۲ اردیبهشت سال ۱۳۹۲ شمسی با ۲۲ نفر در منطقه زینبیه سوریه حاضر شد و اعلام موجودیت کرده و امروز با نام لشکر فاطمیون با نام عربی (لواء فاطمیون) شناخته می‌شود. بنیانگذار این گروه علیرضا توسلی ملقب به ابوحامد بود که در ۹ اسفند سال ۱۳۹۳ در منطقه تل قرین در نزدکی مرزهای فلسطین همراه با معاونش رضا بخشی (فاتح) توسط موشکی که از هواپیمای بدون سرنشین اسرائیلی شلیک شد کشته شدند.

ولین نیروهای فاطمیون اواخر سال ۲۰۱۲ به کوشش علی‌رضا توسلی جنگجوی افغانستانی به سوریه رفتند. در اوایل این نیروها در بین نیروهای دیگر شیعی عراقی مشغول به جنگ بودند. سال ۲۰۱۳ زمانی که تعداد این نیروها به صدها نفر رسید گروه فاطمیون به نیروی مستقل تبدیل شد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال ۲۰۱۵ تیپ فاطمیون را در ظاهر برای دفاع از حرم زینب (نوه پیامبر) و در اصل برای یاری رساندن به حکومت بشار اسد با سربازگیری از مهاجران افغانستانی مقیم ایران تشکیل داد.

در اوایل تشکیل لشکر فاطمیون تعداد مجاهدان این گروه زیاد نبود و سازماندهی آنها کار خود ابوحامد بود ولی بعد از عملیات درعا فاطمیون رشد چشم‌گیری در تعداد نیرو پیدا کرد به طوری که در ۴ منطقه مجاهد داشت: درعا، دمشق، تدمر و حلب. اما بعد از عملیات‌های جنوب، درگیری‌ها به شمال کشیده شد و حلب خیلی نا امن شد و کم‌کم فاطمیون توانست گردان زرهی و تخریب و تک تیرانداز خود را رشد دهد و بزرگ کند.

به گزارش ایندیپندنت فارسی گروه‌های شبه نظامی منطقه غرب آسیا و از جمله لشکر فاطمیون حاصل فعالیت‌ها و آموزش سپاه قدس هستند.

سید علی خامنه‌ای طی سخنانی شبه نظامیان افغانی «فاطمیون» که توسط سپاه پاسداران آموزش دیده و به جنگ سوریه اعزام شده‌اند را مورد تمجید قرار داد، وزارت خارجه افغانستان طی بیانیه‌ای اعلام کرد «تهران از فقر و محرومیت افغانها که به ایران مهاجرت کردند برای تأمین منافع و اهداف فرقه گرایانه و توسعه طلبانه خود سوءاستفاده کرده‌است.»وزارت خارجه افغانستان افزود ما بارها از تهران خواسته‌ایم با افغانها به عنوان پناهنده برخورد کند، نه به عنوان ابزاری برای جنگ خود اما این خواسته‌ها بی فایده بود.

لشکر فاطمیون در جنگ ادلب نقش مهمی در دفاع از حکومت بشار اسد داشت.این نیروها همچنین در نبردهایی مانند نبل و الزهرا، پالمیرا (مارس و سپتامبر ۲۰۱۶)، لاذقیه، خناصر، حماه، دیرالزور، خان طومان، بصری الحریر، المیادین و البوکمال جنگیده‌اند. در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ میلادی حدود ده هزار افغان به سوریه اعزام شدند.

وزارت خزانه‌داری و وزارت خارجه آمریکا بشار اسد و افراد، شرکت‌ها و نیروهایی را که از جنایت رژیم وی علیه مردم سوریه حمایت می‌کنند و از جمله شبه نظامیان لشکر فاطمیون که در این جنایت‌ها مشارکت دارند مورد تحریم خود قرار داد.

پیش از این نیز در ۴ بهمن ۱۳۹۷ وزارت خزانه داری آمریکا با انتشار بیانیه‌ای شبه نظامیان لشکر فاطمیون را که تحت فرمان نیروی قدس سپاه پاسداران در حمایت از حکومت بشار اسد عمل می‌کردند، در فهرست تحریم‌های خود قرار داده بود. بیانیه وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌گوید رژیم ایران با سوءاستفاده از مهاجران افغانستانی، در جنگ سوریه از آنها به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کند.دیدبان حقوق بشر پیشتر طی گزارشی اعلام کرده بود که حکومت ایران نوجوانان ۱۴ ساله مهاجر افغانستانی را به سوریه اعزام می‌کند تا در کنار نیروهای بشار اسد بجنگند، که این کار از نظر حقوق بین‌المللی جنایت جنگی محسوب می‌شود.

در ژانویه سال ۲۰۱۸ سید زهیر مجاهد یکی از فرماندهان این نیرو، کشته‌های این لشکر را ۲۰۰۰ و زخمی‌های آنان را ۸۰۰۰ نفر برآورد کرده هست

روز ۲۲ مهر ۱۳۹۹، حمید قریشی، رئیس سازمان بسیج ادارات و وزارتخانه‌های سپاه تهران بزرگ اعلام کرد که به خانواده شبه‌نظامیان لشکر فاطمیون، متشکل از نیروهای عمدتاً پناهجوی افغان، که در جنگ سوریه کشته شده‌اند، زمین اهدا می‌شود. قریشی تأکید کرد که «طرح اهدای زمین» به خانواده شبه‌نظامیان کشته شده لشکر فاطمیون، حاصل همکاری سپاه پاسداران با «دستگاه‌های مسئول» و طرحی سراسری است که در تمام شهرهای ایران این کار انجام خواهد شد اما «به‌عنوان شروع کار و در مرحله اول، خانواده‌هایی که در استان تهران ساکن هستند، شامل این طرح می‌شوند.» به گفته رئیس سازمان بسیج ادارات و وزارتخانه‌های سپاه تهران بزرگ، «قطعه زمین‌های اهدایی» به خانواده شبه‌نظامیان کشته شده لشکر فاطمیون که ساکن استان تهران هستند، در شهرستان ملارد قرار دارد. قریشی گفت که به هر چهار خانواده شبه‌نظامیان کشته شده لشکر فاطمیون در ملارد یک قطعه زمین ۲۰۰ متری تعلق می‌گیرد تا با مشارکت یکدیگر و تسهیلات بانکی که در اختیارشان قرار می‌گیرد «یک دستگاه ساختمان» به عنوان «سرپناه» برای خود احداث کنند.

سوشیتدپرس در گزارش خود می‌نویسد که هزاران افغانی لشکر فاطمیون که از جنگ سوریه به کشور خود بازگشته‌اند با ناامنی و خطر جانی روبه‌رو هستند، زیرا بسیاری از مردم افغانستان این افراد را «خائن و تروریست» لقب می‌دهند.


سازمان حقوق بشر سپاه پاسداران را متهم کرده که کودکان مهاجر افغان که برخی از آنها حتی ۱۴ سال بیشتر ندارند، در لشکر فاطمیون به کار گرفته و به عنوان سرباز به جنگ سوریه به کمک نیروهای بشار اسد اعزام می‌کند.