ما و الکسیس تگزاس / یادداشت

✍️بهزاد صبری

چند نفر از شما همین لحظه فقط به خاطر نام الکسیس ، قصد کرده اید این نوشته را بخوانید؟ چرا نام الکسیس برایتان جذاب است؟ اینهمه بازیگر در صنعت پورن، حالا چرا این؟

دو هفته پیش مستندی منتشر شد از متلک پرانی جنس مذکر به مونث در ایران. ایجاد مزاحمت ها توسط جوانانی که عموما بدون هیچ نیت و بدون هیچ اراده جهت رسیدن به هدفی، فقط متلک می انداختند. در اوایل این مستند، پسری در کنار پیاده رو پارک به سوژه “تیکه” می اندازد:” تو الکسیس میشی و منم جانی؟”.

اینها متلک هستند . نه نیاتی برای قصد و هدفی. بسیاری از همان پسرهای “خوشمزه” اگر همان لحظه و بدون معطلی از طرف دختر جواب قاطعِ مثبت بگیرند، “هنگ میکنند”. گویی آنها متلک می اندازند تا فقط چیزی را از درونِ انباشته شان خالی کنند. بحث بر سر همین خالی کردن است.

سالها سیاستهای انقباضی در زمینه فرهنگ و رسانه نتیجه ای جز “وا دادگی” نداشته است. و جالب آنکه حاکمیت هم به خوبی بر این معضل واقف است . دیدار حجت الاسلام رئیسی با امیر تتلو در کوران رقابتهای انتخاباتی دقیقا این حرف را تایید میکند. آنها میدانند که جوانان در نبود پریسا و حمیرا و الهه و دلکش و معین و داریوش، به چه کسانی و چه “آشوبهایی” پناهنده شده اند. از همین پناهگاه هم سوء استفاده میکنند.

یادتان نرود در انتخابات های سالهای دور، مهدی کروبی هم با ساسی مانکن دیدارِ انتخاباتی داشت. دیداری که روزنامه های آن زمان ، از آن به عنوان شنیدن صدای جوانان یاد کردند.

سوال این است که چرا حاکمیت با وجودیکه میداند این ره به ناکجاآباد است، پس چرا آنرا ادامه میدهد و حتی با شدت بیشتری عرصه را برای فرهنگ خودی، تنگ میکند؟

پاسخها مشخص هستند. حکومت در ایران به جای اینکه مانیفست داشته باشد، شعار دارد. شعار استکبار ستیزی، حکومت را به دامان روسیه و چین انداخت؛ و شعار موسیقی حرام است، آن را به دامان تتلو پناهنده کرد. حکومت نمیتواند از شعارهایش دست بکشد. اگر این شعارها را از جمهوری اسلامی بگیریم، از آن چه چیزی به عنوان راه و روش می ماند؟ اگر صدای ملکوتی پریسا و حمیرا ، اگر دوستی با جهان در این مملکت باشند؛ چه چیزی به عنوان حکومت اسلامی باقی می ماند؟!

حکومتی که بیش از ده سال ، حسرت ربنای شجریان را بر دل مردم در افطارهای مقدس ترین ماهش باقی گذاشته، محکوم است که الکسیس تگزاس را در حافظه موسیقایی جوانان ببیند و بشنود.

سال پیش همین ساسی مانکن ترانه ای خوانده بود که به قول خودش فقط میخواست جوانان را هنگام رقص بترکاند. در آن ترانه که برای “دکتر” و “استاد” خوانده شده بود، پوشش دختران هیچ تفاوتی با پوشش فیلمهای پورن نداشت. با آن “بزن و بکوب” وارد حافظه موسیقی جوانان شد و امروز با چیزی جا خوش کرد که در حافظه ها خواهد ماند. الکسیس زیاد هم زیبا نیست. از او زیباتر بسیارانند. اما این اسم، نمادی شده است برای دایره قرمز فرهنگ ایرانی . دایره ای که باید باشد اما شعارهای حکومتی باعث نفوذپذیری آن شده است.

آیا این بازیگر پورن، همین اندازه که در ایران مشهور است، مثلا در ژاپن هم هست؟ قطعا نه. شاید او را حتی نشناسند. آنها فرهنگ خود را بدون آنکه در برابر فرهنگهای دیگر مستقیما گارد بگیرند، ترویج داده اند. احترام به بزرگترها، ثابت ماندن ارزشها و هنجارها، رعایت ادب، فرهنگ مسئولیت پذیری و عذرخواهی همچنان در ژاپنِ صاحب صنعت پورن پابرجاست.

دو سال پیش ، اجرای هماهنگ ترانه “هپی” در پشت بام چند خانه ، قلب دادستانها را به درد آورد. گرفتند و حبس کردند.سالها رهبر در سخنرانی بین اهالی فرهنگ از ترویج موسیقی حتی از نوع سنتی اش در دانشگاهها گلایه داشت. نتیجه این همه فشردگی، دررفتگی است. نتیجه ممنوع اعلام کردن اصالت، ورود رذالت است. میدانند، اما مجبور به ادامه هستند.