ما و کابینه سیزدهم

✍️بهزاد مومنی مقدم

اول:
از کوزه نظام سیاسی ایران همان تراوید که در او بود. برای آن‌ها که امیدوار بودند کابینه سیزدهم کابینه‌ای خارق‌العاده و اسطوره‌ای باشد، اینجا نقطه پایان رویایی شیرین است! مسئله اینجاست که دنیای ما را واقعیت‌ها شکل می‌دهند؛ حال آنکه ما در آرمان‌ها و آرزوهایمان به دنبال حل مشکلات هستیم.
ابداً نمی‌خواهم درباره موفقیت کابینه جدید تردید به خود راه دهم.
با تمام وجودم آرزو می‌کنم دولت سیزدهم بتواند مشکلات کشور را سامان دهد، بااین‌وجود نمی‌توانم بزرگی مسائل ایران را در چنان مقیاسی تصور کنم که چنین کابینه‌ای بتواند آن‌ها را حل نماید.

هیچ مجهولی که بتواند این نامعادله را حل کند وجود ندارد. همین مسیر را دولت‌های قبلی هم طی کرده‌اند. جنس آدم‌ها همان‌ است که بود، (به‌جز چند استثناء) به نظر میرسد ما آدم هایی غیراز این جنس نداریم! انتظار اینکه دولت آقای رئیسی از سرمایه‌های انسانی خارج نشین کسی را جذب کابینه کند نیز انتظار بیهوده‌ای است. واقعیت‌ها هم که صریح‌ترین معیارهای زندگی اجتماعی مردم ایران را شکل می‌دهند تغییری نکرده‌اند.

پیش‌بینی می‌کنم دولت جدید شاید بخشی از نقایص دولت قبل را مرتفع نماید. به‌خصوص در زمینه مبارزه با فساد اداری احتمالاً اقداماتی انجام خواهد شد، بااین‌ وجود عظمت مسائل و مشکلات کشور که غالباً زمینه و ریشه فرهنگی هم پیدا کرده‌اند، به اندازه‌ای خواهد بود که (با همین فرمان)، نه این دولت و نه هیچ دولت دیگری را یارای جنگیدن با آن‌ها نیست.

هنوز هم اکثریتمان منفعلانه برای حل مشکلات کشور به انتظار متولیانی در لباس منجی نشسته‌ایم و مسئولان جدید نیز که این ردا را برازنده شخصیت خود می‌دانند، با مشت‌های گره‌کرده و دندان‌های به هم ساییده که نشان از عزم و جدیتشان دارد، امیدوارانه منتظر تحویل گرفتن مناصبشان هستند تا شق‌القمر کرده و با کار شبانه‌روزی و آن برنامه‌های مفصلِ مدون، مشکلات کشور را حل نمایند؛ اما نتیجه چنین روندی چه خواهد بود جز افزایش سیطره دولت بزرگ و انفعال روزافزون ملتی که به‌جای نگاه به درون، به دستان کریمانه آن دولت بزرگ تنبل چشم دوخته‌اند!

دوم:
من برای همه فعالان رسانه‌ای و اجتماعی لرستان که اخیراً در فضای مجازی خیلی هم فعال شده‌اند احترام ویژه‌ای قائلم؛ اما معتقدم این تازه سطح صفر از فعالیت اجتماعی است که نباید از آن انتظار معجزه داشت. ما راه دور و درازی در پیش داریم که نیازمند طی شدن و اصلاح لحظه‌به‌لحظه مسیر است.

هرگز این دسته اقدامات را اگرچه به بعضی از آن‌ها نقدهایی هم دارم عبث نمی‌دانم؛ درعین‌حال معتقدم که در این مرحله، انتظار حضور در کابینه، انتظار چندان منطقی نیست. نه ازآن‌ جهت که ما شخصیت ملّی نداریم، بلکه از آن روی که هرگز خودمان و شخصیت‌هایمان را در اندازه ملّی ندیده‌ایم.
باید قبول کنیم که همه چیز در فرایند ژرف و زمان‌بری به نام «شدن» شکل می‌گیرد. هیچ کودک سه روزه‌ای نمی‌تواند بدود و هیچ مادری فرزند سه ماهه‌اش را از شیر نمی‌گیرد. سنت الهی رشد تنها شامل حال کسانی می‌شود که بخواهند و حرکت کنند.

پروژه انتقال آب لرستان در سال‌هایی کلید خورد که اکثریت ما در تیم‌های تبلیغاتی فلان نماینده، گریبان می‌دریدیم و زنده باد، مرده باد می‌کردیم، بعید می‌دانم بتوانیم ثمره آن همه سال غفلت و انفعال را در چند مقاله و استوری جبران کنیم! همین امروز هم روندهایی در حال شکل‌گیری است که ما از آن بی‌خبریم. در چنین شرایطی تنها کاری که باید بکنیم گام برداشتن در مسیر عقلانیت و آگاهیست؛ نه دویدن در وادی احساس و خودبینی.

«رفتن» به تنهایی نیز کافی نیست. ما در هر لحظه باید مسیرمان را چک کنیم تا مبادا به جای ایجاد عزمی عمومی، فضایی خصوصی برای نمایش خودمان بسازیم و از بدنه جامعه غافل شویم. نباید انتظار داشته باشیم با فلان تیتر و کلیپ معجزه‌ای رخ دهد، بلکه همه اینها اگر به درستی و با آگاهی انجام شود، در روندی بلندمدت می‌تواند به تربیت جامعه‌ای بیانجامد که بشود از آن انتظار وکیل دانا و وزیر توانا داشت!

ختم کلام اینکه خودآگاهی سرچشمه هر نوع اصلاح و عمل اجتماعی است که جز در سایه تحلیل و نقد درونی شکل نمی‌گیرد. اما آنچه این آگاهی را به سرمنزل مقصود می‌رساند، شوق اصلاح و امید به آینده است. ولاغیر….