ما چرا انقلاب کردیم؟ ارزش های برخواسته از انقلاب چه بودند؟ چرا ما ادعا می کردیم، انقلاب ما در مقایسه با انقلاب های دیگر، منحصر به فرد است؟

✍️علیرضا رحیمی بروجردی

انقلاب کردیم که:

«بشر در اظهارنظر آزاد است. اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است.»
(یعنی، انقلاب کردیم که آزادانه بتوانیم با هم حرف بزنیم و حرف های خود را بدون ترس بیان کنیم!)

انقلاب کردیم که:

«مطبوعات در نشر حقایق و واقعیات آزاد باشند. حتی کمونیست ها نیز در بیان عقاید خود آزاد باشند»

انقلاب کردیم که:

«اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش قاضی می رود و قاضی او را احضار می کند و او هم حاضر می شود.» (نه این که انتقاد و شکایت از شخص اول مملکت جزو خطوط قرمز باشد و جرم تلقی شود!)

انقلاب کردیم که:

می دانستیم «از بنیان های اسلام آزادی است… بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است.. نظام اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است.» اعتقاد داشتیم که «دولت اسلامی یک دولت دمکراتیک به معنای واقعی است.»

انقلاب کردیم که:

می خواستیم «شکل حکومت ما جمهوری (باشد)، جمهوری به معنای اینکه متکی به آرای اکثریت است.. حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوری ها و احکام اسلام هم احکام مترقی و مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و با همۀ مظاهر تمدن موافق.» (چراکه) «ولایت با جمهور مردم است.»

انقلاب کردیم که:

«عزل مقامات جمهوری اسلامی به دست مردم (باشد) برخلاف نظام سلطنتی مقامات مادام‌العمر (نباشند)، طول مسئولیت هریک از مقامات محدود و موقت است. مقامات ادواری است، هرچند سال عوض می شود. اگر هم هر مقامی یکی از شرایطش را از دست داد، ساقط می شود.»

انقلاب کردیم که:

«علما خود حکومت نخواهند کرد. آنان ناظر و هادی مجریان امور باشند. این حکومت، در همه مراتب خود متکی به آرای مردم و تحتِ نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.»

انقلاب کردیم که:

« روحانیون متکفل حکومت نخواهند شد. روحانیون شغل شان چیز دیگری است.. من (امام خمینی) و سایر روحانیون در حکومت پستی را اشغال نمیکنیم. وظیفۀ روحانیون ارشاد دولت هاست.»

انقلاب کردیم که:

«(بر اساس)قانون، عقل و حقوق بشر این است که سرنوشت هر آدمی باید به دست خودش باشد.. اختیارات دست مردم باشد.. نظام اسلامی بر حقوقِ بشر (استوار) است. هیچ سازمانی و حکومتی به اندازه‌ اسلام ملاحظه‌ حقوق بشر را نکرده است. آزادی و دموکراسی به تمام معنا در حکومت اسلامی است، شخص اوّل حکومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور.. اسلام، هم حقوق بشر را محترم می شمارد و هم عمل می کند. حقّى را از هیچکس نمیگیرد. حق آزادى را از هیچکس نمیگیرد. اجازه نمی دهد که کسانى بر او سلطه پیدا کنند که حقّ آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب کند»

انقلاب کردیم که:

(میدانستیم) «دولت استبدادی را نمیتوان حکومت اسلامی خواند.. رژیم اسلامی با استبداد جمع نمیشود»

انقلاب کردیم که:

«تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند»

انقلاب کردیم که:

(فکر می کردیم) «جامعۀ آیندۀ ما جامعۀ آزادی خواهد بود. همۀ نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهند رفت»

انقلاب کردیم که:

«ما یک حاکمی می‌خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست، بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال هایشان را بگویند. نه اینکه از سایه او هم بترسند»

انقلاب کردیم که:

«زنان در انتخاب، فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین اسلامی آزادند.. زن‌ها در حکومتِ اسلامی آزادند حقوق آنان مثل حقوق مردها. اسلام زن را از اسارت مردها بیرون آورد و آنها را هم ردیف مردها قرار داده است، تبلیغاتی که علیه ما می‌شود برای انحراف مردم است. اسلام همۀ حقوق و امور بشر را تضمین کرده است»

انقلاب کردیم که:

(به ما گفته می شد) رأی ملت متَّبع است، ولو به ضرر خودشان باشد..

این ها گوشه ای از ارزش ها و دلایل انقلاب در ایران بودند که جزء به جزء آنها را از زبان رهبر انقلاب امام خمینی نقل قول کردم نه از لسان خودم!
امام خمینی همه این ها را قبل از پیروزی انقلاب به ما گفت و ما باور کردیم.

ما انقلاب کردیم که فاصله طبقاتی کم شود، وضعیت اقتصادی مردم بهتر شود، زاغه نشینی و گورخوابی نداشته باشیم، روحانیت اشرافی نداشته باشیم، مردم آزادی های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و…. داشته باشند.

ما انقلاب نکردیم که با خودمان و دنیا در حال جنگ و مخاصمه باشیم و مخالفین و معترضین را زندانی، شکنجه و سر به نیست کنیم.

این ها و آرمان های متعالی دیگر، دلایل ما از انقلاب بودند. حال اگر سرنوشت انقلاب به این روزهای اشکبار رسیده است، مقصر ما نیستیم.
ما همان نسلی هستیم که هنوز سکوت نمی کنیم.