محبوسین و شکست گفت‌وگوها / یادداشت

✍️ سلمان موسوی

رخدادهای بعد از ۸۸ یکی از مهم‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران بود که زوایای روشن و تاریک بسیاری را با خود به همراه داشت و اگر روزی بستری فراهم گردد، چه در نشر کتاب ها و ساخت فیلم ها و سرودن شعرها آثار متعدد و زیبایی بر جای خواهد ماند.


اما در میان تمامی تحلیل ها و تفسیرها و قرائت ها یک نکته بسیار مهم مغفول ماند و از بین آسیب‌ها و خسارات وارد به جریان اصلاحات هیچ گاه مورد توجه صاحبان اندیشه قرار نگرفت و این آسیب به اصلاحات را ناخواسته حاکمیت بر اصلاحات تحمیل نمود و آن آسیب بازداشت ها و محبوس کردن فله ای و‌ ریز و درشت اصلاح طلبان در جریان ۸۸ و بعد از آن بود.
این اقدام موجب شد که برخی اصلاح طلبان از حبس و زندانی شدن منتفع و اصلاحات آسیب ببیند.


در جریان ۸۸ محبوس و بازداشت درهم برهم اصلاح‌طلبان به برخی افراد شخصیت‌، شان و جایگاهی بخشید که شاید تا قبل از آن هیچ نقش و جایگاه و تأثیری در روند جریان اصلاحات نداشتند و بی شک عبایی بود که برتن ایشان ناموزون و نامتوازن بود و رفته‌رفته اصلاحات را به شرکت سهامی تبدیل نمودند که هر فرد به میزان روز، ماه یا سال حبس و زندانی شدنش، خود را سهام دار و محق دانست و این سهم و حس مالکیت، باعث بروز مشکلات در جریان اصلاحات گردید. از جمله عدم موفقیت گفتگوهای اصلاح‌طلبان و نشست های مثبت در تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی اصلاح‌طلبان است که هر کس با اندک خشمِ حاکمیت نسبت به خود به مالکی دونگی در اصلاحات تبدیل شده است.


و این روزها شاهدیم این بازداشت‌ها و حبس ها تبدیل به ارزش و شخصیت بخشی کذایی برای برخی افراد شده است.


این آسیب از مهمترین مشکلات امروز اصلاحات می باشد که هر اجماع و گفت‌وگویی را در ختم جلسات به نتیجه ای مطلوب با مشکل روبرو کرده و کمتر دیده شده افرادی که در فرایند اصلاحات ایران هزینه داده اند، این بها را برای منافع ملی و آرمان‌ها آزادی خواهی و اصلاح طلبی ببینند؛ همچون رزمندگان هشت سال دفاع مقدس، بسیاری از جانبازان و مدافعان کیان کشور که در اوج مظلومیت و سکوت در همان آرمان‌های ایستاده اند و در گوشه‌ای از این‌ کشور باری بر دوش به فردای بهتر می اندیشند. اما برخی همزمان از آن تیر و ترکش و سال‌ها جنگ بهره ها برده و از کوخ ها برای خود کاخ ها ساختند.


برخی اصلاح طلبان نیز از سال ۸۸ به این‌سو از هر هزینه ی ریز و درشت برای کاخ نشینی منافع و زندگی رانتی را در کنار شعار و فریاد های اصلاح‌طلبی رقم زدند.


این تیپ‌ شخصیت های اصلاح‌طلب با عملکرد و رفتار خود دیر یا زود از صحنه ی سیاسی کشور حذف خواهند شد و سودای مال اندوزی، کلام‌ بی‌روحشان را بی‌اثرتر خواهد نمود.


روی صحبت ما با آن‌دسته از اصلاح‌طلبانی است که با معیار سنی و کهولت، بزرگ اصلاحات لقب گرفته و در روند تصمیمات نفش آفرینی می‌کنند.


اگر در مسیر اصلاحات هزینه، خسران و یا بازداشتی متحمل شدید کفاره گناهان، خطاها و انحرافاتی است که در اوایل انقلاب با عملکردهای ناصواب و رفتارهای رادیکالی و متحجرانه بر انقلابی که مردم برای آزادی و استقلال داده بودند تحمیل نمودید و اینک آن گره هایی که شما زدید با صدها عاقل و دوصد دندان باز نخواهد شد.

پس شما نه تنها دینی بر گردن مردم‌ و جامعه نداشته بلکه به جبران خطاهای خود بکوشید شاید در نگاه مادرانه‌ی سرزمینی که شما در تاریکی این روزهایش نقش داشته اید و زخم‌هایی که بر پیکر ایران ‌عزیز وارد نمودید بخشیده شوید.