محسنی اژه ای؛ نماد قوه قضائیه به قهقرا رفته / حسین علیزاده

 

 

چند صباحی پیش شیخ صادق لاریجانی، رییس قوه قضائیه، در انتقادی تند و گزنده از سخنان «چاله میدانی» احمدی نژاد در هنگام تصدی ریاست دولت به او متذکر شده بود که رییس دولت باید دارای «ادبیات فاخر» باشد. او به درستی در ضرورت بهره مند بودن یک مقام مملکتی از ادبیات فاخر گفته بود که :«توقع‌ ما از رئیس جمهور این است که ادبیاتش متین و فاخر و با تعابیر جا افتاده و البته صحیح و منصفانه باشد»

اینک نوبت به غلامحسین محسنی اژه ای، معاون اول قوه قضائیه و سخنگوی آن رسیده که ببینیم سخنان این مقام برجسته قضائی تا کجا فاخر و سنجیده و پسندیده است.

محسنی اژه ای که افزون بر پست های مهم کنونی اش در کسوت روحانیت نیز هست و در مقام وزیر اطلاعات نیز در دولت احمدی نژاد بر این مسند تکیه زده بود، اخیراً رفتار ناشایستی از خود نشان داده که مفصلا مورد توجه عموم قرار گرفته است. او در محفل دانشجویان به جای بر زبان آوردن سخنانی که نسل پرسشگر امروز را قانع کند سخنان به غایت نسنجیده، غیر قانع کننده و بعضا خارج از ادب بر زبان آورده که به هیچ وجه در خور یک فرد دنیا دیده نیست چه رسد به اینکه در شأن یک معمم، یک مقام قضائی  و وزیر پیشین اطلاعات باشد. او که درونش از منطق تهی است، تمام هنرش که مورد توجه و خنده حضار قرار گرفت چیزی نبود جز “سوت بلبلی” زدن.

در مجادلاتی که میان او و تیم احمدی نژاد اینک بالا گرفته او رییس دولت پیشین و عزیزدردانه رهبر را به “لات  از چشم افتاده بد دهن” تشبیه کرد. چگونه است که بگم بگم های احمدی نژاد علیه رفسنجانی و ناطق نوری و کروبی و موسوی مقبول همین قوه قضائیه بود اما، افشاگری های او علیه باقر لاریجانی و جاسوسی دختر صادق لاریجانی محل اعتنای قوه قضائیه نیست؟

نه اینکه در دعوا  و مرافعه محسنی اژه ا ی و احمدی نژاد یکی از این دو بر حق باشند. بلکه سخن بر سر این است که جایگاه رفیع قضاوت و داوری عادلانه اینک در نظام جمهوری اسلامی تا کجا فرو افتاده و به قهقرا رفته که دیگر چنین رفتار سخیفی برای یک فردمعمم، یک وزیر پیشین و یک مقام  قضایی به کلی عادی شده است.

از ریاست قوه قضائیه که که چند صباحی پیشتر احمدی نژاد را فاقد کلام پاک و فاخر می دانست باید پرسید که آیا معاون اول او (محسنی اژه ای) واجد  رفتار و گفتار سنجیده و پاک و فاخر است؟ اگر نه، فرق محسنی اژه ای و احمدی نژاد چیست؟

کافی است از خود بپرسیم آیا نباید محسنی اژه ای را نماد بارز و کامل “ویرانه ای” بدانیم که هاشمی شاهرودی گفت از محمد یزدی تحویل گرفته و بدتر از آن را تحویل شیخ صادق لاریجانی داده تا اینک شاهد این گونه سطح سخیف از رفتار و گفتار غیر فاخر از محسنی اژه ای باشیم.

محسنی اژه ای اگر هیچ خبط و خطایی نداشت جز همین سخنان به غایت سست که در جمع دانشجویان زد و در ادامه سوت بلبلی صدا در آورد باید از منصب مهم خود کناره می گرفت. اما، او در کمال بی پروایی آسمان و ریسمان کرد. حصر رهبران سیز را بر حق دانست. اما، پرونده فساد باقر لاریجانی را که مدعی آن رییس جمهور مورد تأیید رهبر بود،  سر هم بندی کرد.

کافی است از خود بپرسیم اگر معاون اول قوه قضائیه این چنین رفتار و گفتار سخیف در ملأ عام دارد در اندرون این قوه قضائیه چه خبرها می تواد باشد؟

این چگونه دستگاه داوری است که دادستان کل کشور احمدی نژاد را “کلکسیونی از نقض قوانین” توصیف می کند که خانه نشینی کرد و یک روز “بوسه بر تابوت یک کافر و بوسه بر گونه مادر چاو” زد، ولی یک برگ از دعاوی میلیاردی که علیه احمدی نژاد صادر و او را محکوم شناخته اند، برای اطلاع عموم رسانه ای نشده است؟

چگونه مردم می توانند به سلامت و درستی چنین دستگاهی باور داشته باشند هنگامی که می بینند دعاوی مهم ملی علیه احمدی نژاد و باقر لاریجاین و… یا متوقف باقی می مانند یا محرمانه مورد رسیدگی قرار می گیرند و اطلاع رسانی درباره آن ها صورت نمی گیرد.

اگر گذر هر یک از ما به کاخ دادگستری افتاده باشد تصویر درست فرشته عدالت که چشم بند بر چشم دارد را دیده ایم. فرشته عدالت چشم بند دارد تا همه را یکسان بپندارد. برای فرشته عدالت پست و منصب و روابط خانوادگی مهم نیست. مهم اجرای و اعمال عدالت است. اگر داد ستاندن از کشوری بر بندد هیچ چیز دیگری برقرار نخواهند ماند. مگر به ما نیاموخته اند که عدالت بنیاد کشورداری است. اگر عدالتی نباشد کشوری هم باقی نخواهد ماند.

ویرانه قوه قضائیه را می توان از معاون اول آن محسنی اژه ای به عیان بازشناخت. معاون قوه قضائیه که یارای اقناع جمع کوچکی دانشجو را با تعدادی اندک پرسش ندارد چگونه می تواند وجدان عمومی جامعه را اقناع کند؟

اگر باور داشته باشیم که این دستگاه قضا را قدرت اقناع مردم نیست باید باور داشته باشیم که دیر زمانی است این دستگاه عریض و طویل به قهقرا رفته؛ قهقرایی که یک نمونه از ده ها نمونه بارزِ به قهقرا رفتن آن،  محسنی اژه ای است.