محسن مهرعلیزاده ی آذربایجانی و واکنش اصلاح طلبان / یادداشت

✍️طاهر نقوی

شکی نیست که نتایج بررسی صلاحیت کاندیداهای ریاست جمهوری و رد صلاحیت چهره های شاخص همگی را به حیرت فرو برده است اما با کمی عقبگرد و با نیم نگاهی کوچک به کارنامه ی شورای نگهبان، این نتیجه هم چندان تعجب برانگیز و دور از انتظار نخواهد بود.

سال ۸۲ در بررسی صلاحیت داوطلبان شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره ی هفتم صلاحیت حدود ۴ هزار نامزد انتخابات مجلس هفتم از جمله ۸۲ نماینده مجلس ششم توسط شورای نگهبان رد گردید اما با این وجود اصلاح طلبان در انتخابات شرکت کردند و سخنی از تحریم بر زبان نراندند.

در سال ۹۲ مجددا در بررسی صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای ریاست جمهوری توسط اعضای شورای نگهبان تایید نگردید و گردونه ی انتخاباتی کنار گذارده شد.!

حال سخن این است که

۱_چرا به سال ۸۲ با وجود رو صلاحیت های گسترده دولت اصلاح طلب خاتمی تن به برگزاری انتخابات نمایشی نمود؟و چهره های شاخص اصلاح طلبان در آن شرایط بر طبل تحریم نکوبیدند؟

۲_ چرا زمانیکه هاشمی رفسنجانی به عنوان اصلی ترین کاندیدای ریاست جمهوری اصلاح طلبان در سال ۹۲ رد صلاحیت گردید اصلاح طلبان انتخابات ریاست جمهوری را تحریم نکردند؟ و بهتر نبود ملت را ۸سال با دست روحانی به فلاکت نمیکشاندند؟

۳_ به نظر دوستان اصلاح طلب حذف هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام سنگین تر بود یا حذف اسحاق جهانگیری وتاجزاده و لاریجانی؟.!

۴_چرا بعد از حذف هاشمی رفسنجانی به دور حسن روحانی که بیش از اینکه یک چهره ی سیاسی ومتفکر باشد یک چهره ی امنیتی بود گرد آمدند؟ اما اکنون دور دکتر محسن مهر علیزاده که یک شخصیت سیاسی و مدیریتی و پاک دست و صادق تر هست گرد نمی آیند؟

۵_ مگر در ادوار قبل «جمهوریت» قربانی بازی های سیاسی نمیگردید و آیا فقط در این دوره جمهوریت به دست اعضای شورای نگهبان به مسلخ کشیده شد و قربانی گردید ؟!

۶_ حقیر معتقدم در این شرایط چهره ی اجتماعی و سیاسی ومقبولیت دکتر مهرعلیزاده از چهره و جایگاه سیاسی حسن روحانی سال ۹۲ بسیار بالاست و به راحتی می‌شود با اجماع دور مهرعلیزاده نتیجه ی انتخابات ریاست جمهوری از پیش تعیین شده را تغییر داد.

۷_ بنده با حذف سلایق و چهره های مختلف سیاسی از رقابت انتخابات ریاست جمهوری شدیدا مخالفم اما ناگفته نماند که با حذف لاریجانی و جهانگیری که خودشان از اول انقلاب در راس قدرت بوده وهستند و در وضعیت کنونی کشور که به این نقطه رسیده است سهیم هستند، جمهوریت به خطر نمی افتد! این بازی را به این شیوه از اول انقلاب ادامه داده اند و باید همچنان باید ادامه دهند. وگره زدن سرنوشت جمهوریت به این دونفر منطقی به نظر نمی‌رسد!

جمهوریت سالهاست در این کشور غریب است! حال ترک زمین با وجود چهره ای مثل دکتر مهرعلیزاده در میدان صحیح نیست.

۸_ حال سوال این است که اگر چنانچه آقای علی لاریجانی در میان تایید صلاحیت شدگان بود باز دوستان اصلاح طلب انتخابات را تحریم می‌کردند؟یا وارد بازی سیاست می‌شدند؟

چگونه است که چهره ی شناخته شده ای در میان اصلاح طلبان با سوابق درخشان مدیریتی چون دکتر مهرعلیزاده را نمی‌بینند اما به علی لاریجانی اصولگرا رضا می‌دهند و آنرا باآغوش باز می‌پذیرند؟!

۹_ چنین به نظر می‌رسد که اکثر اصلاح طلبان چندان پایبندی به اصول سیاسی اصلاح طلبی ندارند و برهمین اساس است که هرروز پایگاه مردمی خود را از دست می‌دهند.

پیش از دکتر مهر علیزاده ما شاهد بایکوت و حذف دکتر مسعود پزشکیان از سوی اکثر اصلاح طلبان بودیم آنها راضی به حمایت از علی لاریجانی بودند اما به حمایت از دکتر پزشکیان راضی نبودند.

در کلاب هاوس به گفتگوهای دکتر صادق زیبا کلام گوش میدادم در آن چند روز مطلقا نام مسعود پزشکیان را بر زبان نمی آورد و تکیه کلام ایشان لاریجانی و جهانگیری و تاجزاده بود والسلام…

هر انسانی با مرور این مسائل به چه جمع بندی می‌رسد؟ و چگونه می اندیشد؟.

۱۰_آیا حق داریم بپرسیم که آقای مهرعلیزاده چه چیزی از جنابان لاریجانی وتاج زاده و جهانگیری کم دارند که اینگونه مورد بی‌مهری برادران اصلاح طلب قرار گرفته اند و بسان فرزند ناتنی با ایشان برخورد می‌کنند؟!

۱۱_ ما معتقدیم دکتر مهرعلیزاده به عنوان یک فرزند توانمند آذربایجانی با پیگیری مطالبات اساسی هویت طلبان ترک، توانایی طرح و پیگیری مطالبات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی استان‌های مرزی و استان‌های غیر فارس را دارد و در عین حال با برخورداری از عقبه ی اصلاح طلبی نماینده ی این جریان سیاسی نیز میباشد.

یقین داریم با اجماع دور این کاندیدا معادلات سیاسی عوض خواهد شد فقط کمی صداقت سیاسی وانگیزه در میان اصلاح طلبان را می‌طلبد.