محمدرضا حاج رستمبگلوادیب و شاعر و پژوهشگربی همتای معاصر

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ او در سی ام آذرماه هزاروسیصدوپنجاه و سه خورشیدی در تهران به دنیا آمد. اگرچه این تاریخ در شناسنامه وی بیست و هشتم شهریور ثبت شده، تا اینکه به دنیا آمدن وی در نیمه دوم سال باعث تاخیر یکساله در اغاز تحصیل نشود.او فرزند ارشد خانواده است و دوبرادر کوچکتر از خود دارد.

کودکی پُرفراز و نشیب و نوجوانی  او سرشار از ماجراهایی است که ریشه آنها را  باید در پیشه دامپزشکی پدرش،و پیامد های زندگی در موقعیت های متنوع جستجو کرد. تحصیلات متوسطه او در رشته تجربی است و اگر چه در تمام سالهای تحصیل از شاگردان ممتاز بوده اما در سال آخر تحصیل  در درس های ریاضی و شیمی تجدید آورد و دیپلم خودرا  در شهریور گرفت.سپس در رشته مهندسی ترویج و آموزش با گرایش کشاورزی تحصیلات عالی خود را در دانشگاه آزاد  واحد گرمسار آغاز کرد .   و  در طول مدت تحصیل خوددر این مقطع پیوند خود با ادبیات و شعر را  که موضوعات مورد علاقه وی از کودکی بودند استحکام بخشید.

«خودش میگوید در منزل ما بیش از هرچیزی کتاب بود. از سارتر تا  فانون  /از عطار تا فروغ/ ازماکیاول تا مونتوسکیو

و خلاصه از کلیله و دمنه تاالن پو و دوموپاسان و زندگی در شهرستان وخانه‌های سازمانی او را وامیداشت تا از نزدیکترین دریچه ممکن با جهان بیرون ارتباط بگیرد و الگوهای کودکی اش درین باره صمد بهرنگی، هانس کریستین آندرسن، ماکسیم گورکی وهمینگوی بودند.»

فعالیت های وی در زمینه تئاتر و شعر دانشجویی تا اخذ رتبه های کشوری در چنین فستیوال هایی پیش رفت و در سالهای آخر  تحصیل کارشناسی خود از شاعران سرشناس دانشجویی بود در همین اثنا ساکن کرج شده و سرنوشت خودرا با ادبیات روز کشور در لایه های حرفه ای  گره  زد.

 سالهای آخر دهه هفتاد تا نیمه دهه هشتاد بعنوان مدیر اجرایی  پروژه پرورش طیور و سپس  بعنوان مدیر تولید در بهره بر داری مشغول کار بود  و  در  طول هشت دوره پرورش نیمچه گوشتی دو دوره پرورش دهنده ی نمونه شد. اما او علی رغم موفقیت درین کار از درامد نسبتن بالای آن دست کشید تا بتواند تمام زمان خود را صرف  ادبیات کند.

ازدواج ناموفق وی وجدایی از همسرش  منطبق بر همین دامنه ِ زمانی است. یگانه فرزند او غزل نیز نتیجه این ازدواج نافرجام است.

 او در سالهای هفتادو هفت با دکتر ”’اعظم میرسلیمی”’،”’علی حاج حسینی روغنی”’، ”’محمدسعید میرزایی”’ و ”’هومن عزیزی”’ ،”’نادر ختایی”’،و”’رحیم رسولی”’ و در سال هفتاد و هشت با ”’حسین منزوی”’ و ”’محمد علی بهمنی”’  دوستی نزدیکی گرفت .

از ین میان  زندگی حرفه ای و بلوغ ادبی خود را مرهون و مدیون  همنشینی با حسین منزوی میداند.این در حالیست که ساختار بیرون گریز شعر های او با اسلوب منزوی درین باره تفاوت های بسیار دارد.

لازم به ذکر است که از اواخر دبیرستان  فعالیت های سیاسی خود را بموازات پژوهش های ادبی سرگرفته بود و از همان سالها با جریان های سیاسی نهضت آزادی و جبهه ملی همکاری میکرد.نشریه ایران فردا تنها نشریه اپوزوسیون به مدیریت مهندس سحابی از معدود نشریاتی بود که شعر های او در آنها چاپ میشد.محمدرضا حاج رستمبگلو در دور اول دولت اصلاحات بیشتراز هرجریانی به جبهه مشارکت نزدیک شد و پیش از اتمام دور اول این دولت ،و پس از حوادث  هجده تیر و قتل های زنجیره ای همکاری مستمر خود را با همه نحله های سیاسی قطع کرد .

نکته جالب  در ادوار زندگی او اینجاست  که تحصیلات کارشناسی ارشد در جامعه شناسی و ارشد ناتمام او در فلسفه هنر  به همین سالهای پرمخاطره و چندین سال پس از اخذ  مدرک کارشناسی برمیگردد.

علاوه بر این او در سال ۱۳۷۸ کانون شاعران جوان کرج را باهمراهی دوستانش از جمله:میرزایی،صادقی پناه،معارف وند،و خوانساری تاسیس کرد و تا سال ۸۴ مدیر هیات مدیره آن بود.درین سالها کانون شاعران جوان کرج از خوشنام ترین و معتبر ترین ،جریان های  پویای ادبی بوده و سالها برگزیدگان  فستیوال های کشوری ادبیات را  در خود پرورش داده است. سر سختی رستمبگلو در حفظ استقلال این کانون و مصون بودن اش  از نفوذ ارشاد ،حوزه هنری و حتا نیروی انتظامی  از نکات بارز مسوولیت او درین دوره است . او این استقلال را حتا در نوع لیاس پوشیدن خود به سرسختی رعایت میکرد و هیات مدیره در هر دوره دوساله با رای مستقیم اعضا  انتخاب میشدند.از فعالیت های جانبی این کانون میتوان به چاپ نشریه  شنبه ها به سرپرستی حسن صادقی پناه  ونیز سفرهای  سیاحتی آموزشی این کانون اشاره کرد.سخنرانی او و مجید معارف وند در یوش بر مزار نیما و سخنرانی همین دو نفر در کاشان به دعوت انجمن سهراب ،مصاحبه با شاعران جوان (سری برنامه های تلوزیونی)،وساخت سی برنامه تلوزیونی در گفتگو با شاعران نسل پیش از خود(به همراهی نادر ختایی) ونیز برگزاری میز گرد غزل آوانگارد بهمراه معارف وند،هومن عزیز،وخوانساری اشاره کرد.

نخستین اثر چاپی رستمبگلو نیز مربوط به سال هفتادو هشت وآغاز این جریان است.کتابی مشترک با ”’علی کریمی”’ و ”’مهدی موسوی”’  به نام ”'(پراز ستاره ام  اما…)”’که با نشر شهریار به چاپ رسید و حاوی ده شعر از هریک ازین سه تن بود.

این کانون  چندی پس از استقرار دولت احمدی نژاد برای همیشه تعطیل شد.

وی بارها بخاطر اشعار سیاسی و اجتماعی و مخافتش با نظام ایران بازداشت گردید و هم اکنون به عنوان یک هنرمند در تبعید در ترکیه زندگی میکند .

””’آثار””’

از این سالهای پر ماجرا ی او  مجموعه شعری به نام «”’دختری با کلکسیون کبریت هایش”’» به جا مانده که گزیده چهل شعر از بهترین های او از ۷۴ تا ۸۴ است .که در سال ۱۳۹۰چاپ شده.

پس از این دوره متن او دچار جهش های ناگهانی زبان و تصویر شد  چه در آثار منظوم و چه منثور …رفته رفته به آنجا انجامید که بسیاری از صاحبنظران متن های اورا در ادامه نموداری غزلهایش میدانند و غزلهایش را در عین رعایت کلیه قواعد کلاسیک متنی میدانند که از هیچ قانونی جز زیبایی شناسی شخصی او پیروی نمیکنند. در سال ۹۱ مجموعه ”’اخرین تانگو در مهتاب”’ او در حوزه شعر به چاپ رسید و حیرت همگان را برانگیخت.درین سالها سه البوم صوتی نیز از او به بازار آمده که استقبال زیادی از آنها شده. البوم های ”’طهران”’/”’عمونوروز”’/”’مونالیزا”’/ اجرای شعر های او از دو دفتر یاد شده هستند که با موزیک های غربی و عمدتن  راک ومتال میکس شده اند. مدیر پروژه های صوتی موسیقی او ”’هامون حیرت”’ است. مخاطبان او در انتظار چاپ دو کتاب دیگر او به نامهای : ”’خاطرات پینوکیو با خر ملا نصرالدین”'(مجموعه نامه ها به اشخاص حقیقی و غیر حقیقی) نیز ”’بوفیات و کوریات”’ (در طنز وچالش های زبانی)هستند ناگفته نماند که همه این آثار بدون مجوز رسمی و بصورت زیر زمینی بیرون امده اند .او با کمک دوستان و شاگردانش کتابهایش را در منزل خود چاپ و صحافی کرد. ودر کنار انها کتا علی اکبر یاغی تبار شاعر خوش قریحه مازندرانی را نیز به چاپ رسانید. ودر صدد چاپ آثار دکتر میرسلیمی است.

محمدرضا رستمبگلو سالهاست که از تدریس رسمی محروم بوده  و کلاسهای خود را با عناوین : دوره های مقدماتی زبانشناسی/ درسهای فلسفه هنر /و شعر و فلسفه   در منزل شخصی خود ویا در کافه های عمومی شهر برگزار میکند.که اینکار همواره با مخاطراتی همراه بوده و هست.

اگرچه در آخرین روزها بزرگترین دغدغه اش را ماهیت زبان و گردآوری فرهنگ فراگیر واژگان انباز در زبانهای هند و اروپایی تشکیل میداده اما  دستکم تا اوایل تیرماه سال ۹۲ بواسطه چاپ اثار خود و فروش آنها در نمایشگاه بین المللی کتاب در زندان به سرمیبرد.

{| class=”wikitable”

|-

! فهرست آثار !! موضوع  !! توضیحات

|-

| پر از ستاره ام اما … || دفتر شعر || دفتر مشترک با علی کریمی کلایه و مهدی موسوی/انتشارات شهریار /۱۳۷۷

|-

| طهران || آلبوم شعر و موزیک || با همکاری هامون حیرت / نشر سی مرغ / ۱۳۸۹

|-

| دختری با کلکسیون کبریت هایش || دفتر شعر || با همکاری گروه « به نام واژه » و (مانیها)/ صدای ادبیات غیر رسمی ایران ۱۳۹۰

|-

| عمو نوروز || آلبوم شعر و موزیک || با همکاری هامون حیرت و گروه « به نام واژه و (مانیها)/ صدای ادبیات غیر رسمی ایران ۱۳۹۰

|-

| واپسین تانگو در مهتاب || دفتر شعر ||  با همکاری گروه « به نام واژه » و (مانیها)/ صدای ادبیات غیر رسمی ایران ۱۳۹۱

|-

| مونالیزا || آلبوم شعر و موزیک || با همکاری هامون حیرت و گروه « به نام واژه و (مانیها)/ صدای ادبیات غیر رسمی ایران ۱۳۹۱

”’آثار منتشر نشده”’

* گزیده ای از غزلیات سعدی / تصحیح و شرح / ضمیمه ی نقدی بر مقدمه ی محمد علی فروغی

* خاطرات پینوکیو با خر ملا نصرالدین / مجموعه ی نامه ها و درس گفتارها

* بوفیات و کوریات / در طنز فخیم / نثر زبان پریش در موقعیت ایده آل های والتر بنیامینی / در راستای اپوخیزاسیون اساطیر

* فرهنگ فراگیر واژگان انباز در زبان های هند و اروپایی / از سانسکریت تا لاتین

* فرهنگ واژگان / فارسی به هندسی / مناسبات اشکال کنشی افعال و اشیا با خاکه ی زبان

* دفتر هجویات و هزلیات

✍️ دیدگاه شما 🙏