محمدرضا زائری: اگر آقا میری بی سروصدا مشغول زدوبند سیاسی بود یا ویلا می ساخت کسی یقه اش را می گرفت؟

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ اگر سید حسن آقامیری به جای این حرفها با رفتار و کردارش مردم را از دین و خدا و پیغمبر بیزار می کرد و در گفتارش وهن دین بود و به ترویج خرافات می پرداخت باز هم محاکمه می شد؟

 

به گزارش دیده بان ایران؛ محمدرضا زائری در خبرآنلاین نوشت: بعد از چندبار چرکنویس نوشتن و پاکنویس کردن و حذف کردن و … چندخطی که باقی مانده تقدیم می کنم:

قطعا هیچکس از امثال ما بی عیب و نقص و معصوم نیست و خود من ممکن است بیشتر از هرکسی ایراد و اشکال داشته باشم، و تا کنون چند مرتبه در گفتگو با آقای سیدحسن آقامیری انتقادها و نظرات خود را به ایشان عرض کرده ام. ولی بعد از اعلام حکم دادگاه، سؤال هایی از دیشب توی ذهنم هست که جواب روشنی برایشان ندارم؛
-اگر سید حسن آقامیری به جای حرفهایی که از رحمانیت دین می زد بی سروصدا مشغول زدوبند سیاسی بود یا به کار ساخت و ساز ویلا می پرداخت کسی یقه اش را می گرفت؟
-اگر به جای این حرفها با رفتار و کردارش مردم را از دین و خدا و پیغمبر بیزار می کرد و در گفتارش وهن دین بود و به ترویج خرافات می پرداخت باز هم محاکمه می شد؟
-واقعا اگر به جرم ایجاد انحراف اعتقادی در جوانان می خواستند کسی را خلع لباس کنند فعلا نوبت به این سید می رسید؟
-خداوکیلی اگر قرار بود میان این همه روحانی کشور کسی خلع لباس شود آیا سیدحسن آقامیری اولین نفر بود؟
سؤال های سختی است!
مشکل دوستان ما این است که مخاطب را یکدست می بینند و تصور می کنند همه روحانیان هم باید یک شکل باشند و با یک ادبیات و رویکرد یکسان با مخاطب مواجه شوند، در حالی که مخاطبان و سلیقه های متنوع خوراک دینی متنوع نیز می خواهند.
خانمی پیام داده است که: “من یکی از همون کسانی هستم که دنبال حرفهای جناب آقامیری هستند، من بی حجابم و ایران زندگی نمی کنم، اما ایشون باعث شد یه ذره دیدم به دین اسلام مثبت تر بشه. پدرم مخالف صد در صد آخوندها بود و من به خاطر تجربه ها و خاطرات دوره نوجوانی از مدرسه و چیزهایی که در اطراف و محیط زندگی دیده بودم از امثال شما نفرت داشتم، اما بعد از آشنایی با آقای سیدحسن آقامیری نظرم عوض شد و به من اثبات کرد که هر کسی که این لباس تنشه بد نیست”
-هر موضع و دیدگاهی نسبت به شخص و شخصیت سیدحسن آقامیری داشته باشیم باید به این پرسش پاسخ بدهیم که بعد از این چه کسی محل رجوع امثال این خانم خواهد بود و کسانی مانند ایشان باید به سراغ کدامیک از روحانیان و سخنوران دینی بروند؟
واضح است که این گونه افراد مخاطب آیت الله مصباح یزدی یا آقای علم الهدی نیستند، خوب چه بر سر این افراد خواهد آمد؟
البته می توانیم مثل برخی بگوییم: به درک! به جهنم! اما با حجم مخاطبی که روز به روز بیشتر می شود تا چه زمانی می توان این گونه برخورد کرد؟
-می شود به بیست هزار یا دویست هزار نفر گفت به جهنم و به درک! ولی وقتی شدند دو میلیون یا بیست میلیون نفر چه طور؟
-آیا حکم قضایی و تصمیم حقوقی و قانونی می تواند فارغ از واقعیت های جدی محیط اجتماعی و بدون لحاظ آثار حکم بر اساس مطالعات میدانی و آینده پژوهانه رقم بخورد؟
کاش بزرگترهایی که قرار است نگران آینده کشور باشند پاسخی به این پرسش ها بدهند و کاش لااقل مسؤولان قوه قضاییه متن حکم را منتشر کنند و برای اقناع افکار عمومی بکوشند.