محمد غرضی: هیچ دولتی بعد از انقلاب نتوانست رضایت مردم را به دست بیاورد

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ هیچ دولتی ظرف این چهل سال نتوانست رضایت مردم را به دست بیاورد. یکی بعد از دیگری گرفتار فلسفه‌های شعاری خودش شد.

۱۶ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ و پیش از آنکه انقلاب اسلامی به پیروزی برسد، امام خمینی(ره) در حکمی مهندس مهدی بازرگان را به پیشنهاد شورای انقلاب مامور به تشکیل دولت موقت کرد. دولت موقت در حالی آغاز به کار کرد که بختیار همچنان خود را دولت رسمی ایران می‌دانست. در نهایت با پیروزی انقلاب اسلامی در روز ۲۲ بهمن، نظام شاهنشاهی و در نتیجه دولت بختیار سقوط کرد و دولت موقت اداره امور کشور را برعهده گرفت، اما در کمتر از نه ماه و با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام، دولت موقت به صورت دسته‌جمعی استعفا دادند.

در همین زمینه محمد غرضی گفت:

*مرحوم بازرگان وقتی که در سال ۴۳ محاکمه شد گفت از این به بعد محاکم از قبول مشروطیت دوری می‌کنند و این آخرین دادگاهی است که مشروطیت و قانون اساسی را قبول دارد. مرحوم سحابی نیز وقتی که در سال ۵۳ به دیدار فرزندشان در زندان رفتند، گفتند: دستگاه حکومتی به من و مهندس بازرگان فشار می‌آورد که شما در برابر ترور و این‌ چیزها اظهارنظر و ابراز مخالفت کنید. ما به آن‌ها گفتیم هر وقت شما قانون اساسی را اجرا کردید، تروریسم نیز کم‌رنگ خواهد شد.

*مهندس بازرگان خودش و اطرافیانش را انقلابی تعریف نمی‌کرد. پس از انقلاب مشروطه به غیر از سردار جنگل که انقلابی عمل کرد، تمامی احزاب و گروه‌هایی که ظاهر شدند، انقلابی نبودند. انقلاب اسلامی تنها از ۱۵ خرداد آغاز شد که نفی حاکمیت به صورت تظاهرات اجتماعی و سردادن شعار “مرگ بر شاه” بود.

*تسخیر لانه جاسوسی بهانه بود. آن‌ها منتظر بودند که به شکلی از دولت کنار بنشینند. آقای مهندس بازرگان پیش از پذیرش نخست‌وزیری دولت موقت با مرحوم طالقانی مشورت کرد. آقای طالقانی به ایشان گفت من هم آن‌ها را می‌شناسم و هم شما را می‌شناسم. شما قبول نکنید. اما مهندس بازرگان قبول کرد.

*مهندس بازرگان کلامش روشن است. ایشان گفتند که ما دنبال باران بودیم، سیل آمد و سیل همه را برد.

*مهندس بازرگان برای تشکیل دولت موقت از کسی دعوت نکرد. برخی‌ها خودشان وارد شدند. وقتی جهاد سازندگی درست شد، دامادشان را گذاشتند رئیس جهاد. پرسیدند چرا ایشان را انتخاب کردید. او گفت من غیر از ایشان به هیچ کس اعتماد ندارم.

*بازرگان در اداره دولت از دوستان محفلی‌اش استفاده کرد. او از ابتدا محفل‌نشین بود و با استفاده از کارشناسان و متخصصان دولت را اداره نکرد. بازرگان از ابتدای فعالیت سیاسیش از یک محفل جلو نرفت. نهضت آزادی را که ایجاد کردند، اسمش را “نهضت” گذاشتند به این دلیل که از حزب دور باشد، اما به محفلی تبدیل شد که از درونش مجاهدین خلق بیرون آمد.

*سی تیر را چه کسی به وجود آورد؟ ۱۵ خرداد را چه کسی به وجود آورد؟ جنگ را چه کسی اداره کرد؟ مشروطه را چه کسی به وجود آورد؟ احزاب، گروه‌ها، اشخاص و صاحبان امتیاز سیاسی که نکردند. مردم عادی کردند. من نتوانستم اسامی شهدای مشروطه را به دست بیاورم اما اسامی شهدای ملی شدن صنعت نفت و سی تیر را به دست آوردم. همه مردم عادی هستند. یک نفر حزبی، گروهی و شخصیت جلو جمعیت نبوده و شهید نشده است.

*آقای بازرگان مهندس بودند. مهندس کسی است که توانایی اجماع عقول همراه خودش را دارد، اما از عقول قاعده جامعه مطلع نیست. آن چیزی که در استعداد جامعه است، هزاران هزار بار بیشتر از آن است که در عقول همراه خود جمع می‌شود.

ما در انقلاب اسلامی این استعداد را بسیار روشن و مبرهن دیدیم. مردم هم انقلاب کردند، هم انقلاب را نگه داشتند. آن‌ها همه چیزشان *را فدا کردند، هیچ امتیازی را هم طلب نکردند.

*هیچ دولتی ظرف این چهل سال نتوانست رضایت مردم را به دست بیاورد. یکی بعد از دیگری گرفتار فلسفه‌های شعاری خودش شد. آن‌ها دوستان خودشان را جمع کردند و فکر کردند حکومت بر مردم با فلسفه، ابزار، دولت و حکم میسر است. وقتی هم که دیدند نشد، مایوس شدند.

*آن منبع لایزال که در مردم است، فارغ از فلسفه‌های موروثی و علمی تبیین شده توسط غرب است و کسانی که با این علوم آشنا بودند، یک عمر تلاش کردند رضایت مردم را به دست بیاورند، اما همه شکست خوردند.