مدیریت مشعشع فروغی و سه نکته!

✍️ حبیب رمضانخانی

در تب و تاب بازی فینال و گزارش اینستاگرامی عادل فردوسی پور، بار دیگر توجهات حول موضوع اختلاف او با فروغی جوان، مدیر شبکه سه سیما جلب شد. این اختلافات با گشوده شدن دریچه ای تازه، وارد فاز جدیدی شد که تحلیل و بررسی موضوع به وفور در رسانه ها انعکاس یافت. در این بین، سه نکته مدنظر بود که کمتر به ابعاد آن توجه شد و در ادامه ذکر می شود.

۱. فروغی جوان از همان ابتدای شروع به کار، زیر نگاه سنگین اقازادگی و سفارش بالادستی جلوه می کرد. او برای رهایی از این نگاه، می خواست با اقدامات خود، عملکرد و مدیریت خود را متفاوت جلوه داده و آن نگاه را تغییر دهد. او دست روی برنامه و شخص عادل گذاشت تا با ایجاد یک دوگانگی، از محبوبیت او برای مطرح شدن خود در این تقابل بهره برده و هم اینکه با وارد کردن او در مدار، دین خود را به هم مسلکان ادا و مدیریت قاطع خود را به دیگران نشان دهد. ولی دریغ که تیر او به سنگ خورد و عادل آن فردی نبود که ایشان انتظار داشت.

۲. دومین نکته مهم، عصبانیت و هجمه فروغی و دارو دسته او از پی گزارش اینستاگرامی عادل بود. عصبانیت ایشان نه از تسلیم و در مدار نشدن او، بلکه شکستن یک انحصار و گشودن راه تازه ای بود. تا به امروز شاید در بحث فیلم و سریال، رسانه ها و نرم افزارهای خارج از مدار سیما توانسته بودند بخشی از انحصار این موسسه را بشکنند، ولی اینبار در بخش گزارش ورزشی و‌ فوتبال، اقدام فردوسی پور گشودن مسیر و برنامه جدیدی بود که بیش از گذشته انحصار این موسسه را به چالش کشیده و مردم را از آن دور می کرد، خاصه وقتی بیشتر مخاطبان جوان سیما تماشاگران ورزش باشند. این دلیل اصلی عصبانیت و نواختن او توسط رسانه های هم مسلک بوده، نه صرفا این گزارش خاص!

۳. در نگاه بسیاری از افراد، ذهنیت و تداعی یک مدیریت جوان انقلابی و حزب الهی که این روزها به فراوانی وعده داده می شود، در منظر چند شخصیت جوان می توانست جلوه کند. یکی از این اشخاص، فروغی جوان بود که می رفت برای الگو شدن و طی مدارج و رسیدن به جایگاه های بالاتر مطرح شود. ولی از اقبال بد، با انتظار و سفارش دوستان وارد بازی شد که نه تنها اعتباری، بلکه وجهه آن ها را خدشه دار کرد. در اختلاف با فردوسی پور، عادل با سیاست سکوت خود هر چه بیشتر مقاومت کرد، به همان اندازه که محبوب شد، بدنامی طرف مقابل را رقم زد. از طرفی با ماندن در وطن و دست نیازیدن به آنچه مزدک در پیش گرفت، دلواپسان نتوانستند از سیاست همیشگی عامل دشمن و فریب خوردگی استفاده کرده و نهایت یک مسأله کوچک را تبدیل به بحران کرد. بحرانی که نه تنها مخالفان بیشمار طرفدار عادل، بلکه نیروهای خودی را نیز ناامید کرد. نتیجه اینکه جناب فروغی با این عملکرد خود، بر شعار و تداعی مردم از دولت جوان انقلابی چنگ زد و پیش از عملی شدن، برای مردم نمونه ای از گزینه ناموفق این وعده را پیش چشم آورد.