مذاکره و بازی قدرت ! / یادداشت

مذاکره با ایران را هر کس از حتی حزب دمکرات آمریکا نیز بر سر قدرت بیاید با شرایط سختی که برای ایران خواهد گذاشت، خواهد پذیرفت !


بهترین گزینه برای ایران ترامپ دورهٔ اول بود! چرا که دمکرات ها – در صورت پیروزی- در برابر ایران (بر اثر تبلیغات و عملکرد ترامپ) خود را سفت و سخت نشان خواهند داد.
این ترامپ بود که مذاکره با ایران را برای نتیجه بخش بودن تحریم های خود، پیروزی خود تبلیغ می‌کرد؛ در همین‌جا بود که ترامپ از دمکرات‌ها قابل مذاکره‌‌تر بود.


اگر ایران بر روی دمکرات‌ها قمار کند-که کرده- و صرفا به شکست دادن ترامپ در انتخابات داخلی امریکا دلخوش باشد -که شده- این همان اشتباهی خواهد بود که حداقل یک بار قبلا در خصوص جمهوری خواهان شد ؛ به این صورت که (کار غلط و خطای استراتژیک) گروگان‌های سفارت آمریکا را در زمان ریاست جمهوری کارتر آزاد نکردند تا او شکست بخورد! اما با روی کار آمدن رونالد ریگان اوضاع بهتر که نشد هیچ بلکه بدتر شد و نتوانستند استفاده‌ای برای منافع ملی از آن بعمل آورند؛ چرا که فقط به دنبال شکست دادن کارتری بودند که برای ایران قابل مذاکره‌تر بود!

ابن‌بار نیز به نظر می‌ سد همان خطای سیاسی را تکرار کردند و برای شکست ترامپ نقشه می‌کشند که احتمال شکست نیز می رود اما کسی که روی کار و مسند قدرت آمریکا جلوس کند با ایران همان معامله‌ای را خواهد کرد که در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان انجام گردید. نه تنها آزاد نکردنِ گروگان‌ها در زمان مناسب خودش منفعتی نداشت، بلکه همین موضوع در آمریکا مایهٔ دستاویز آن‌ها شد و ایران را تحت فشار بین المللی قرار دادند.

در این مدت چهار سال اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ او دنبال مذاکره با ایران بود اما ایران همین نقطهٔ قوت او را می‌خواهد با مذاکره نکردن به نطفهٔ ضعف ترامپ تبدیل کند تا او در کار خود شکست خورده و کاج سفید را ترک کند! آیا آمال ایران این است که ترامپ شکست بخورد و بایدن سر کار بیاید؟! برای ایران چه فرقی می‌کند رئیس جمهورش دمکرات باشد یا جمهوری خواه؟! چرا که هر دو منافع ملی آمریکا را در نظر دارند نه منافع ایران را!


چرا باید شخص، برای ما مهم باشد و تدبیر برای منافع ملی در برابر شکست دادن ترامپ قمار شود!


آنچه برای ما اصل باید باشد اصل مذاکره با همهٔ دنیا از جمله آمریکاست؛ وقتی اعراب اسرائیل را که دشمن درجه یک آن‌ها بوده با مذاکره کنترل میکنند و اسرائیل را قابل مذاکره می‌دانند چرا باید ما نه با اسرائیل که با آمریکا تابوی مذاکره ایجاد کنیم؟! اگر با ترامپ مذاکره شود یا جو بایدن این منافع ایران است که باید مد نظر باشد، نه از برافکندن ترامپ از کاخ ریاست جمهوری!


اگر او نشد شخص دیگری خواهد آمد که معلوم نیست اگر بدتر نباشد برای ایران بهتر باشد؛ چرا که بسیاری از مؤلفه‌های داخلی را نیز باید در نظر گرفت که در مذاکره، آن‌ها(آمریکایی‌ها) در نظر دارند که قدرتمداران داخلی آن‌ها را بی اهمیت می‌دانند؛ یکی از آن مؤلفه‌ها «میزان رضایت مردم از حکومت و عملکرد اقتصادی و سیاسی آن است! » متاسفانه نمی‌دانند که این مقوله در هر مذاکره‌ای مهم است و موجب از دست دادن بسیاری از امتیازات و حتی موجب تهدیدات خواهد بود. اما اگر در داخل ایران مانند گذشته و حال ! بنای این باشد که بک دولت در ظاهر روی کار باشد و اصل کار را با دستان پنهان دولت مقتدر پنهان ، جلو ببرند، چنین فرضی اگر هم کارا باشد ، زمانی مناسب بود که توانایی جذب و جلب رأی دهندگان را داشته باشند؛ اگر مردم و گروه‌های مستقل سیاسی به این نتیجه برسند که رأی دادن و ندادن بی اهمیت است (همان موضوع و مفهومی که اصولگرایان افراطی از اصول فکری خود می‌دانند- که انتخاب خدا قابل رأی گیری نیست-) و همواره دولت پنهان مقتدری قدرت را در دست دارد که از حیطهٔ انتخاب و رأی مردم خارج است ، آنگاه دیگر رأیی نیست و مردمی نیست که از قالب ظاهری حمایت کند؛ ممکن است در نظر ایشان رأی ندادن مردم بی اهمیت باشد و یا میزان کمی از رأی برایشان کافی باشد( چنانکه بکی از همین خود تئوریسین‌ پندارها اخیرا گفته است که در کشورهای اروپایی نیز میزان مشارکت کم است اما این نشانهٔ نبود دمکراسی در آنجا نیست!) اگر چه در قیاسش خنده آمد خلق را ! اما ابن‌ها نمی‌دانند که در فرانسه زندگی نمی‌کنند و نظام و ساختار دیگری دارند و با ساختار سیاسی اروپای شمالی و غربی مواجه نیستید؛ با ساختار سیاسی جمهوری اسلامی مواجه هستید با شاکلهٔ خاص خودش…

اما در نظام بین الملل پشتوانهٔ مردمی نظام‌های سیاسی یکی از اصول مهم مواجهه با کشورهاست! تصور بازی دادن مردم ممکن است مدتی نتیجهٔ دلخواه فدرتمداران را بدهد اما این روند ممکن نیست با موفقیت ادامه بابد، چرا که یکی از آن مسائل و پی آمدهای فقدان پشتوانهٔ مردمی واقعی، همین تحریم خانمانسوزی‌ست که با آن مواجهیم، که تازه باید برای رفع کمی از آن ، کلی امتیاز از دست بدهند! چیزی که از اول هم می‌شد جلوش را گرفت!

مذاکره، امروزه معنایی که در اذهان برخی از قدرتمندان موجود است، نیست؛ امروزه مذاکره یک اصل پذیرفته شدهٔ معقول بین الاذهانی و بین المللی‌ست؛ این همان مدرسه و آب لوله کشی‌ است که بر اثر نفهمیدن و فقدان درک موضوع، حرام و ممنوع بوده که امروزه دیگر ممنوع نیست ! به همین سادگی!

اگر جو بایدن هم سر کار بیاید موضوع میزان رضایتمندی مردم از حکومت را بعنوان مؤلفهٔ مهم مذاکره مد نظر قرار خواهد داد؛ دیگر خود دانید! و تصور نشود که مردم اگر از دولت روحانی ناراضی شدند با تعویض دولت دیگر مشکل رضایت حل خواهد شد و آنگاه نیز به اطوار دیگری استمرار وضع موجود خواهد بود! چرا که ذهن مردم در مورد حکومت خطا نمی‌کند و دولت را بخشی از حکومت می‌داند. اگر می‌خواهند دولت ناموفق اصلاح طلب را به اذهان مردم متبادر کنند، باید بدانند که مردم اگر برگردند این بار دیگر با تغییر دولت متفاوت ، متغییر تعویض نمی‌شود، چنانکه در زمان نارضایتی مردم از رژیم شاه ، دولت هویدا و دولت‌های دیگر عوض می‌شد و افاقه نمی‌کرد!

نتیحه این است که تا تغییرات و اصلاحات (واقعی و نه تصنعی)در داخل انجام نگیرد ، در نظام بین الملل روزبروز تضعیف و تحریم بیشتر خواهد بود! فرقی بین ترامپ و بایدن هم نیست؛ باید اصلاح و تحول در قدرت و سیاست در ایران با درایت انجام گیرد وگرنه در غیر زمان مناسب و مقتضی، هیچ اصلاح و تغییری مؤثر نخواهد بود؛ فهم مردم را نباید دست کم گرفت ،فاعتبروا یا اولی الابصار /کانال تلگرامی تحلیل اجتماعی