مرتضی جوادی آملی : اگر «جمهور» با حکومت نباشند این حکومت «اسلامی» هم نخواهد بود/ مؤلفه حکومت اسلامی بعد از حاکمیت الهی، حضور و آراء مردم است/ جامعه ما دارد از فرامین الهی و سنت ها و سیره پیامبر(ص) فاصله می گیرد

پایگاه خبری / تحلیلی نگامرئیس بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء، گفت: بعضی ها فکر می کنند که اگر مردم پای صندوق ها نیایند و رأی خود را نیندازند این «جمهوری اسلامی» نیست و «حکومت اسلامی» است. اصلا حکومت اسلامی هم نیست.

مرتضی جوادی آملی در اولین شب مراسم عزاداری مجازی حسینیه جماران با عنوان «مؤلفه های حکومت اسلامی در اندیشه حسینی(ع)» گفت: سالار شهیدان حسین بن علی(ع) در این اندیشه بودند که یک تحولی را از جنس اصل اسلام ایجاد کنند. چون در سال ۶۰ و ۶۱ هجری که اباعبدالله(ع) این قیام را آغاز کردند شرایط سیاسی و اجتماعی امت اسلام در بدترین وضع قرار داشت و جریان انحطاط و انحرافی که از سقیفه آغاز شده بود در نهایت خط خودش به اوج تباهی و فساد رسید به گونه ای که سالار شهیدان حسین بن علی(ع) تاب این امر را نداشتند و فرمودند اگر در این کره خاکی هیچ جایی وجود نداشته باشد من با دستگاه ظلم و جریان حاکم سازش نخواهم کرد.

به گزارش خبرنگار جماران، رئیس بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء افزود: اتفاقا یکی از جهات بسیار عمده ای که در برابر حسین بن علی(ع) وجود داشت نصایح دوستان، نزدیکان و علاقه مندان به آن حضرت بود که از مدینه تا مکه و حتی در بین راه مکه تا کوفه و کربلا همواره توصیه هایی وجود داشت که حضرت به میدان نروند اما حسین بن علی(ع) بر اساس اراده الهی از یک سو و از سوی دیگر انگیزه های دینی که او را از جایگاه امامت جامعه اسلامی وادار می کرد که این حرکت را ادامه دهند، مصمم بودند که این مطلب را محقق کنند.

وی اظهار داشت: به هر حال مباحث فراوانی در باب نهضت عاشورا و قیام سالار شهیدان وجود داشته و دارد و همچنان مورد بحث و گفت و گو است. دریای عمیقی است که همواره باید به او پرداخت و عمق این جریان الهی را یافت و این حرکت را مورد تحقیق و بررسی قرار داد. ما ضمن احترام به «شور حسینی» و آنچه که باعث احیای عزای سالار شهیدان بوده و هست و از لوازم قطعی محرم حسین بن علی(ع) است، اما امروزه جوامع مختلف جهانی به دنبال آن هستند که حقیقت کربلا و فلسفه این قیام را به درستی بیابند و اهمیت این مسأله را در عصر معاصر بهتر بشناسند.

این استاد حوزه و دانشگاه یادآور شد: امروز جامعه جهانی بهتر می تواند نگرش های عمیق و تحلیلی که حسین بن علی(ع) در سخنرانی ها، خطبه ها و مکتوبات خودشان داشته اند بیابند و اهمیت این کار را در نظام انسانی، اسلامی و خصوصا بر اساس آموزه های مکتب ارزشمند تشیع که رسول گرامی اسلام در سایه قرآن و عترت آن را ارائه کرده است، بهتر بیابند.

سالار شهیدان یک تحول اساسی را در نظام سیاسی و اجتماعی دنبال می کرد

وی تأکید کرد: هیچ بحثی در این نیست که سالار شهیدان حسین بن علی(ع) یک تغییر و تحول اساسی را در نظام سیاسی و اجتماعی دنبال می کرد. اما باید دید چه اندیشه ای حسین بن علی(ع) را به اینجا رساند. شکی نیست که در اندیشه دینی و آنچه که از طریق وحی برای بشر فراهم آمده است، حکومت و حاکمیت یک مسأله بسیار جدی است. همان طوری که ما فقه اسلامی و اخلاق اسلامی داریم، «حکومت اسلامی» هم داریم. وقتی می گوییم «حکومت اسلامی» حتما باید ببینیم اسلام چه اموری را به عنوان مؤلفه ها و ارکان این حکومت و سیاست معرفی کرده است.

جوادی آملی گفت: اگر حکومت واقعا از اسلام مدد گرفت و متأثر بود و آموزه هایی که در بعد حکومتی، سیاسی و اجتماعی آمده در قالب و شکل این حکومت نفوذ داشت و راسخ بود، آن حکومت اسلامی است. اگر این قضیه اتفاق نیفتاد و ارکان اسلامی در قالب حکومت شکل پیدا نکرد، ولو اینکه ظاهر و عنوان ظاهری او اسلام باشد، حقیقتا از اسلام خبری نیست. همان گونه که دستگاه اموی به عنوان خلیفه اسلامی و حکومت اسلامی خلافت می کرد اما حسین بن علی(ع) فریاد برآورد که این از اسلام هیچ بهره ای ندارد و عنوان «خلیفه الله» یا «خلیفه الرسول» یک دروغ و نیرنگ است و باید در مقابل این جریان انحرافی و فاسد ایستاد و مقاومت کرد.

وی ادامه داد: قیام حسین بن علی(ع) برای این بود که قالب و شکل ظاهری حکومت اسلامی اما در باطن یک حکومت اموی است و نماز و روزه و این گونه از علائم دین مصادره شده است. تحت لوای حکومت اسلامی و لباس پیامبر علیه رسالت، وحی، توحید و سنت های الهی حرکت هایی انجام می شود و سنت هایی که پیامبر از جایگاه وحی برای جامعه آورد یکی پس از دیگری از بین رفته و «بدعت اموی» به جای آن نشسته است.

رئیس بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء در خصوص مؤلفه های حکومت اسلامی اظهار داشت: ما اگر بخواهیم حکومت اسلامی را بشناسیم، اولین و اصلی ترین مؤلفه این حکومت بحث «حاکم» است. آنچه که باید به صورت پررنگ و روشن دیده شود این است که حاکم اسلامی از سوی پروردگار عالم دارد جامعه را اداره می کند و از دستگاه وحی و حقیقت دین الهام می گیرد. ما به ظاهر کار نداریم؛ ممکن است یک نفر در ظاهر اسلامی هم باشد ولی باید دید اراده ای که از جایگاه اسلامی برای جامعه دیده شده چیست. حسین بن علی(ع) این امر را اصرار داشت که حکومت باید از حاکمیت الهی نشأت بگیرد و از این جهت حیثیت قدسی پیدا کند و جامع احساس کنند که یک منبع نورانی دارد آنها را راهبری می کند.

وی یادآور شد: جاهای مختلف امام حسین(ع) این را فرمود که حرکت من در این مسیر و اعتراض به حاکمیت به دلیل این نیست که قدرت، سلطنت و حکومتی می خواهم. اگر بنا است حکومت اسلامی جامعه را اداره کند، اقتضای این معنا را دارد که اهلش این کار را انجام بدهد. اگر جامعه بخواهد به حکومت اسلامی راضی شود رکن اصلی آن مسأله «حاکمیت الهی» است و کسی که از طرف خداوند این قصه را دنبال کند.

جوادی آملی گفت: امام راحل (س) در این رابطه یک اقدام فوق العاده داشتند و نظام اسلامی را با «جمهوری اسلامی» همراه کردند. آمیختگی این حکومت الهی و پذیرش و مقبولیت جامعه انسانی تشکیل دهنده هویت حکومت اسلامی است. بعضی ها فکر می کنند که اگر مردم پای صندوق ها نیایند و رأی خود را نیندازند این «جمهوری اسلامی» نیست و «حکومت اسلامی» است. اصلا حکومت اسلامی هم نیست. چون حکومت اسلامی حقیقتی است که حاکمش الهی و جامعه آن حکومت را پذیرا باشد و در عرصه زندگی و اجتماع او را به صحنه بیاورد. بنابر این اگر «جمهور» با حکومت نباشند این حکومت «اسلامی» هم نخواهد بود؛ ولو اینکه در ظاهر نماز، روزه و منبرهای حسینی(ع) وجود داشته باشد.

مؤلفه حکومت اسلامی بعد از حاکمیت الهی، حضور و آراء مردم است

وی تأکید کرد: مؤلفه حکومت اسلامی بعد از حاکمیت الهی، حضور و آراء مردم است و امام خمینی(س) با درایت درست و شناخت عمیقی که از اسلام داشت این معنا را در متن حکومت اسلامی آورده و حکومت اسلامی به معنای جمهوری اسلامی است؛ نه اینکه ما حاکمی داشته باشیم که نماز و روزه و امثال آن را داشته باشد و جامعه هم اگر بودند یا نبودند فرقی نکند. حضرت علی(ع) در نهج البلاغه فرمود که مردم ستون دین هستند. یعنی در مقام اثبات اگر بخواهد دین محقق شود حضور مردم قطعی است. امام خمینی(س) این را به درستی دیده بود و مردم را به صحنه آورد.

این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر اینکه «جمهوریت» به عنوان رکنی از حکومت اسلامی تعریف می شود، تصریح کرد: خداوند به پیامبر اکرم(ص) که از جایگاه وحی تأمین می شود هم می فرماید «وشاورهم فی الأمر». این امر به معنای امر سیاسی و اجتماعی است و آنچه که به دایره حکومت بر می گردد. خداوند به پیامبر می فرماید امور سیاسی و اجتماعی جامعه را با مشورت بگردان و شناخت جامعه تنها در سایه مشورت، همفکری و حضور مردم اتفاق می افتد. این که عده ای را جمع کنیم و بگوییم می خواهیم با شما مشورت کنیم که مشورت نیست و سخره گرفتن مشورت است. شورای اسلامی به گونه ای است که در مسائل اجتماعی باید حضور همگان در این مشورت باشد.

وی با بیان اینکه مسأله شاخص ها و آمارها تعیین کننده نیست، تصریح کرد: امروزه شاخص ها و آمارها را خیلی راحت می توانند نشان بدهند ولی مهم این است که آیا واقعا در جامعه به «حق» عمل می شود؟ آیا باطل مورد نهی واقع می شود؟ حق این است که انسان حقایق و موجودات را در جایگاه خودش ببیند. حق در مسائل اجتماعی این است که رأی مردم در جایگاه اجتماعی اثرگذار باشد. اگر آراء و نظرات علمی را در جامعه نادیده بگیریم یعنی به خق عمل نکرده ایم. این یکی از مسائل جدی است که سالار شهیدان حسین بن علی(ع) در این گونه مسائل دنبال می کرد.

جوادی آملی با اشاره به اینکه امر به معروف و نهی از منکر از مؤلفه های تشکیل دهنده نهضت اباعبدالله(ع) است، اظهار داشت: چیزی که حسین بن علی(ع) را به صحنه می آورد این نیست که مثلا فلان کس نماز نخوانده است؛ این بحث شخصی نیست. بزرگترین معروف «حکومت اسلامی» است که در آن حکومت حاکمیت به امر الهی است و جامعه پذیرای آن حاکمیت الهی است. امام حسین(ع) در نامه ای که به معاویه می نویسد می فرماید، «بدترین و زشت ترین منکر این است که تو به عنوان حاکم جامعه بخواهی برای این مردم حکومت کنی». یعنی چیزی که حسین بن علی(ع) به عنوان منکر می شناخت و برخاست تا با آن مبارزه کند «حکومت دستگاه ظلم» است.

وی یادآور شد: حسین بن علی(ع) با مؤلفه های الهی مسائل اجتماعی را می بیند. اگر از خودش سخن می گوید برای این است که به عنوان حاکم اسلامی از طرف خداوند عالم در غدیر معرفی شده است و الّا اینها که اهل قدرت طلبی و سلطه نبودند.

جامعه ما دارد از فرامین الهی و سنت ها و سیره پیامبر(ص) فاصله می گیرد

رئیس بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء اظهار داشت: یکی از مسائلی که ما باید دغدغه داشته باشیم این است که امروز جامعه ما دارد از فرامین الهی و سنت ها و سیره پیامبر(ص) فاصله می گیرند. قطعا اگر جامعه از اهلش این سخنان را بگیرند امکان ندارد به آن توجه نکنند. هیچ کس از سنت الهی، نبوی(ص)، علوی(ع)، فاطمی(س)، حسنی(ع) و حسینی(ع) فاصله نخواهد گرفت. چون این سنت ها با سرشت و فطرت انسانی سرشته است و جامعه اسلامی این را می فهمد و اگر فاصله ای گرفته به خاطر خود آن احکام نیست و نوع ارائه و حاکمیت و جایگاهی که مطرح می کند باعث می شود از این مسأله احساس زدگی داشته باشند.

ما چیزهایی را به عنوان دین می آوریم که هرگز دین این مسائل را ندارد

وی ادامه داد: ما چیزهایی را به عنوان دین می آوریم که هرگز دین این مسائل را ندارد. کارشناسان دینی و فرهیختگانی که عمری در ساحت دین زندگی می کنند از این حرف ها نمی زنند. حرف های سطحی، ظاهری و بدون پشتوانه و حرکت هایی که هرگز پسند هیچ امام و هیچ خردمندی نیست را به نام دین، حسینیه و مدح اباعبدالله(ع) انجام می دهند. اگر عزاداری یک تکلیف الهی است باید فقیه حدود و مرز آن را مشخص کند. عزاداری ای که تا دیروقت با آن شرایط انجام می دهند که عزاداری نیست. مرحوم ارباب در مقدمه کتاب اربعین آورده گاهی کارهایی که انجام می دهند نه تنها «شعور حسینی» نیست، «شور حسینی» هم نیست و بلکه «شور جوانی» است. اینها بدعت می شود و مدام به سمت های افراطی تر می رود.

جوادی آملی در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر اینکه عدالت از مهمترین مؤلفه هایی است که در حکومت اسلامی وجود دارد، گفت: اگر «عدالت» نباشد عملا حکومت اسلامی نخواهد بود و ماهیت حکومت اسلامی در حقیقت مختل خواهد شد. در فرهنگ عموم جامعه مسأله «عدل» جا افتاده و عدالتخواهی یکی از خواسته های فطری انسان ها است اما عدالتی که از جایگاه وحی می آید با عدالتی که در ذهن مردم هست تفاوت قابل توجهی دارد. اگر در جامعه ای زندگی کنیم که عده ای در اوج و عده ای در فلاکت باشند، قطعا عدالت اقتصادی و رکن رکین جامعه اسلامی شکل نگرفته است.