«مرحوم یزدی» و تبری جستن از مخالفان «حضرت آقا»! (در حاشیه سخنان نمایند ه ولی فقیه در سپاه) / یادداشت

✍️ احمد حیدری

حجه الإسلام عبدالله حاجی‌صادقی، نماینده ولی فقیه در سپاه در یادکرد و تجلیل از مرحوم آیت الله یزدی گفته است: «ما خیلی‌ها را سراغ داریم که اهل تولّی نسبت به امام و رهبر معظم انقلاب هستند، اما اهل تبرّی نیستند، آقای یزدی از برجسته‎ترین چهره‎هایی بود که در تبرّی از جریان غیرانقلابی پیش قدم بود، همانطور که قرآن هم تصریح دارد که تولّی بدون تبرّی، کارآمدی ندارد. ایشان با وجود دوستی چندین ساله با آقای هاشمی در زمانی که احساس فاصله بین رهبر معظم انقلاب و آقای هاشمی را احساس کرد، سر سوزنی در تبری جستن تقیه نکرد.»

متأسفانه یکی از نقایص تربیت ایمانی- انقلابی مدعیان ولایت، همین بحث «تبرّی» است. آنان همین که فردی به هر دلیل کمترین زاویه‌ای با رهبری و انقلاب پیدا کند، او را از ایمان ساقط دانسته و تبرّی از او را لازم می‌شمرند و لذا می‌بینیم نماینده ولی فقیه در سپاه[یکی از مهمترین نهادها] که وظیفه‌اش تربیت ایمانی- انقلابی اعضای این نهاد است، با افتخار اعلام می‌کند مرحوم یزدی همین که احساس کرد هاشمی رفسنجانی فاصله‌ای با رهبری پیدا کرده، به صراحت از او تبری جست و تقیه نکرد.

اگر قبول داشته باشیم که سیاست اعلامی رهبری «جذب حداکثری و دفع حداقلی» است، باید از آقای حاج صادقی پرسید آیا «تبرّی جستن» از شخصیتی همچون هاشمی رفسنجانی بر فرض که با رهبری هم زاویه‌ای پیدا کرده باشد، افتخارآمیز و مطابق سیاست اعلامی رهبری و مطابق تعالیم قرآن است که بدان افتخار کنیم؟ یکی از اشکال‎های اصولی مرحوم آیت الله یزدی و همفکران او همچون آقای حاج صادقی و تربیت شدگانش در سپاه و بسیج، همین افراط غیر دینی و غیر قرآنی در باب تبرّی است که باعث شده هر روز جمع کثیری از یاران انقلاب را از قطار انقلاب پیاده کرده و ضدانقلاب شمرند؟ کاش نماینده محترم ولی فقیه و روحانیون مدعی ولایت در نگاه تربیتی خود با مراجعه به قرآن تجدید نظر می‌کردند و به جای این رفتار افراطی و مضرّ، به سیاست اعلامی رهبری رجوع می‌کردند.

قرآن در سوره ممتحنه حضرت ابراهیم را به عنوان اسوه مطلق معرفی کرده است(ممتحنه ۴)، بعد همین اسوه تبری بودن را مثال می‌زند. همین ابراهیم با سوز و خیرخواهی عمو را به توحید، تبری از شرک، دوری‎جویی از ولایت شیطان و پیروی از خود دعوت می‌کند تا به هدایت و سعادت برسد و در جواب، تهدید به سنگسار یا طرد و تبعید می‌شنود ولی این تهدید جاهلانه را نشنیده گرفته و ضمن اعلام سلام، به او وعده آمرزش خواهی از خدا می‌دهد(مریم ۴۷-۴۱) و بر همین منوال سعی در جذب مهربانانه او دارد تا زمانی که بر دشمنی او با خدا یقین می‎یابد و از هدایتش به یأس کامل می‌رسد، آن گاه از او تبری می‌جوید(توبه ۱۱۴). شاید به خاطر همین افراط مدعیان ایمان و ولایت در باب تبری است که بعد از این که ابراهیم را به عنوان اسوه مطلق معرفی می‌کند، به رفتار او در باب تبری تصریح می‌کند: «قطعا براى شما در ابراهیم و کسانى که با اویند، سرمشقى نیکوست آنگاه که به قوم خود[که کافر بودند و امید هدایتشان نبود] گفتند ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى‌‏پرستید، بیزاریم. به شما کفر مى‌ورزیم و میان ما و شما دشمنى و کینه همیشگى پدیدار شده … فقط ابراهیم به عمویش[که هنوز امید هدایتش بود] وعده آمرزش خواهی داد.(ممتحنه ۴)

کاش پیروان مرحوم آیت الله یزدی که در ادعای ولایتمداری صدایشان بلند است، به این تعلیم قرآن گردن نهند و دایره تبرّی‌جویی را محدود کنند و شاهد نباشیم که اشخاصی چون مرحوم هاشمی رفسنجانی، خانواده امام راحل، مهندس موسوی، خاتمی، کروبی، علی لاریجانی و … به صرف یک یا چند اختلاف رأی و روش با رهبری، به سرعت از دایره ایمان و انقلاب خارج شمرده شده و صبح و شام در صدا و سیما و مطبوعات و فضای مجازی شاهد تبری‌جویی از آنان باشیم.