مردم چه کاره‌اند؟

پایگاه خبری / تحلیلی نگام – ✍️مهدی سلیمانیه

آنجلا مرکل، برای حدود ۱۵ سال، صدر اعظم آلمان بود. کشورش را از بحران‌های مختلفی نجات داد. تحت مدیریت تیم او، قدرت آلمان به عنوان یکی از مهمترین قدرت‌های اقتصادی اروپا و جهان تثبیت شد. او، شاید یکی از محبوب‌ترین رهبران آلمان در دهه‌ای اخیر بود. حالا اما وقت رفتن بود: حالا، به رأی «مردم»، از قدرت کنار می‌رود. در این جابجایی قدرت، خون از بینی کسی نمی‌ریزد.

شاید هیچ‌کس به اندازه ترامپ، عاشق باقی ماندن در مسند قدرت نبود. اما اکثریت “مردم” امریکا، در دومین دوره به این نتیجه رسیدند که دیگر او را نمی‌خواهند. تمام دست و پا زدن‌های او، ثروت عظیم‌ش و طرفداران پر شور و شرش هم نتوانست این عاشق شیفته‌ی قدرت را در کاخ سفید نگه دارد.

ماندلا، در اوج محبوبیت، در افریقای جنوبی قدرت را تحویل منتخب «مردم» می‌دهد و می‌رود.

در بخش‌های دیگری از جهان اما ماجرا متفاوت است:

در سوریه، اسد برای تداوم قدرت خود و خانواده‌اش، ده سال تمام یک کشور را به خاک سیاه می‌نشاند و زندگی چند نسل را تباه می‌کند.

در ترکیه، اردوغان هر از گاهی چندین هزار نفر را به زندان می‌فرستد و مخالفین‌اش را از زندگی ساقط می‌کند.

در بحرین، اراده عمومی به هیچ انگاشته می‌شود.

امام علی رحمان در تاجیکستان بیست و هشت سال است زمین و زمان را به هم دوخته تا رییسی مادام‌العمر باشد.

در ترکمنستان و عراق دوره صدام و اردن و کویت و عربستان هم وضع همین است.
سلاطینی مادام‌العمر. پادشاهانی در لباس‌های جدید و قدیم.

اینکه در ایران هم اخیراً احمد خاتمی مجدداً از «جایگزینی مردم با خدا» در دموکراسی غربی گفته‌است، بیان دیگری از همین وضعیت است؛ تصادفی نیست که دیگر صحبت کردن از «مستضعفین» هم در سال‌های اخیر، دیگر آن تکرارهای دهه‌های اول انقلاب را ندارد.

حتی تعریف «مستضعف» هم دیگر برایشان آن مردم ِ به جان آمده از فقر و نابرابری و بیچارگی و فلاکت و فشار زندگی نیست و تعاریفی جدید از آن ارائه می‌کنند. تعاریفی که با موقعیت مطلوبشان از بی‌قدرتی مردم همخوان باشد. برای بالانشین‌ها، دیگر اهمیتی ندارد که مردم، که «عُرف»، که میانگین جامعه، چه می‌خواهد و چه می‌پسندند: چه فردوسی‌پور باشد چه شجریان. چه انتخاب نوع پوشش باشد چه شرکت در انتخابات. چه به تنگ آمدن از بی‌نان ماندن سفره باشد و چه استیصال از بیکاری.

اما به تعبیر شریعتی، دست اراده‌ی خدا، از آستین مردم (ناس) بیرون می‌آید. خداوند اگر خلیفه و جانشینی بر زمین داشته‌باشد، مردم ِ آزادند و بس.