مرگ دانشجوی پزشکی مهاجر در دانشگاه سبزوار و سکوت تلخ رسانه های ایران / دکتر فهمیه علیزاده از مادر ایرانی و پدر افغانستانی درگذشت

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _  خبر کوتاه بود و غمناک، خانم فهمیه علیزاده، دانشجوی سال آخر پزشکی در دانشگاه سبزوار درگذشت.

فهیمه علیزاده فرزند مادر ایرانی- پدر افغانستانی با هزاران مشکل توانست پزشک شود. نبوغ خودش را نشان دهد و چند اختراع پزشکی را به نام خودش ثبت کند.
بعد از ۱۸ سالگی توانست شناسنامه بگیرد. اما به عنوان افغانستانی وارد دانشگاه شد، نپذیرفته بودند که ایرانی است و نپذیرفتند که بدون شهریه تحصیل کند.

وی در برنامه‌ مثل ماه از اجرا نشدن قانون تابعیت فرزندان مادر ایرانی و محرومیت و رنج هزاران نفر گفت. متاسفانه دستگاه‌های اجرایی هیچ اراده‌ای برای اجرای قانون ندارند. برخی از مدیران وزارت کشور اعطای شناسنامه به فرزندان مادر ایرانی برای کشور ایران تهدید می‌دانند.


امثال فهیمه علیزاده‌ه برای این کشور تهدید نیست و فرصتی برای ایران است.

به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، ماه رمضان امسال بود که ایشان بعنوان یکی از نخبگان مهاجر افغانستانی در برنامه مثل ماه دعوت شده بود و از دردهای مهاجرین افغانستانی و فرزندان مادر ایرانی سخن گفت. ناگفته نماند که سال قبل نیز ایشان به برنامه ماه عسل دعوت شد، اما به دلایل نامعلوم ۲۴ ساعت قبل از آغاز برنامه، دعوت ایشان کنسل شد.

مرگ نابهنگام این دانشجوی نخبه که دو اختراع در حوزه پزشکی به ثبت رسانده بود، قلب خانواده و بسیاری از دوستان و آشنایانش را به درد آورد. در اطلاعیه ای که روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار منتشر کرده، آمده است:«دانشگاه علوم پزشکی سبزوار ضمن ابراز تأسف و تأثر در پی از دست دادن دانشجوی سال هفتم پزشکی مرحومه دکتر فهیمه علیزاده و عرض تسلیت به خانواده آن مرحومه، جامعه پزشکی و دانشجویان، برای آن مرحومه طلب مغفرت از خداوند متعال می‌نماید. لازم به ذکر است؛ در خصوص چگونگی و علت فوت نامبرده، پزشکی قانونی تنها مرجع رسیدگی به این موضوع است.روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار» 

خانم دکتر فهیمه علیزاده که دانشجوی سال هفتم پزشکی بود، در یک قدمی اتمام دوره هشت ساله خود به یکباره درگذشت، این خبر قدری عجیب و دور از ذهن است و سخت به باور می نشیند. خانواده ایشان روز گذشته و در کمال ناباوری پیکر او را به خاک سپردند. اما آنچه قصه خانم سارا علیزاده را تلخ می کند، سکوت تلخ رسانه هایی است که همواره داد از حقوق مهاجرین می زنند. 

آیا مرگ یک پزشک در حین انجام وظیفه آنهم در سخت ترین شرایط ارزش خبری برای رسانه ها ندارد؟ بیایید اینگونه به قضیه نگاه کنیم که اگر او یک پزشک ایرانی بود آیا باز هم رسانه ها اینگونه سکوت می کردند؟ به راستی چه دلیل قانع کننده ای برای کتمان و بی تفاوتی نسبت به مرگ یک پزشک مهاجر وجود دارد؟ غیر از اینست که او تنها بدلیل مهاجر بودنش اقبال تیتر شدن در رسانه ها را ندارد؟

بسیاری از همکاران او فشار زیاد و استرس و افسردگی را عامل فوتش دانسته اند. پرسش اینجاست که چه اتفاقی می افتد که یک پزشک آنقدر تحت فشار روانی قرار می گیرد که می میرد؟ از سوی دیگر چه اتفاقی برای ما افتاده است که اینگونه قلبهایمان سنگ شده و از کنار این فاجعه به سادگی عبور می کنیم؟

سکوت رسانه ها و بایکوت مرگ پزشک مهاجری که تنها چند ماه قبل در رسانه ملی از دردهای مهاجرین گفت، درد مرگ او را بیشتر می کند و قلب بسیاری از مهاجرین را به درد می آورد. او در مصاحبه اش نیز به این موضوع اشاره کرد و شاید این جمله از او برای تاریخ به یادگار بماند: ما نسل دومی های مهاجر، از جایی به جایی مهاجرت نکردیم، پس چطور هنوز مهاجریم؟

گفت‌وگو‌ی شهرآرا با دکتر فهیمه علیزاده : افغانستانی‌ها تا کی در ایران مهاجرند؟


فهیمه علیزاده، میهمان برنامه «مثل ماه» بود. او دانشجوی ترم آخر رشته پزشکی است. علیزاده از مادری ایرانی و پدری افغانستانی متولد شده است. او در این برنامه از سختی‌های تحصیل، بحران هویت و ازدواج مهاجران افغانستانی صحبت کرد: مثل دیگر بچه‌های افغانستانی در شرایط سختی بزرگ شدم. دانش‌آموزان افغانستانی همیشه یک‌ماه دیرتر از دانش‌آموزان ایرانی به مدرسه می‌رفتند، چون بخش‌نامه ثبت‌نام مهاجران همیشه دیر می‌آمد. سال دوم دبیرستان بودم که اقامتم در ایران به مشکل خورد. با اینکه نسل جدید مهاجران افغانستانی در ایران به دنیا آمده‌اند، در ایران زندگی کرده‌اند و تابه‌حال به جایی سفر نکرده‌اند، از نگاه قانون باز هم مهاجرند. من از طریق ازدواج با مرد ایرانی شناسنامه گرفتم و زمانی که می‌خواستم به این برنامه بیایم، خیلی‌ها از من خواستند که حرف دلشان را بزنم.


فهیمه علیزاده در گفت‌وگو با شهرآرا در کنار بازخورد‌های مثبتی که از حضورش در برنامه «مثل ماه» گرفته است، می‌گوید: البته این حضور به مذاق بعضی‌ها خوش نیامده است. من وقتی اظهارنظر مثبت مردم را در فضای مجازی خواندم، خیلی لذت بردم، اما خب عده‌ای هم ناراحت شدند. دلیلش هم روشن بود؛ آن‌ها به حضور افغانستانی‌ها در ایران اعتراض داشتند و دارند، اما واکنشی که از مادران ایرانی گرفتم، خیلی ارزشمند بود.


علیزاده معتقد است حضور جمع‌ها و تشکل‌های فرهنگی و هنری مهاجران در گلشهر باعث شده است که چهره‌های موفق بیشتری در مقایسه با دیگر محلات مهاجرنشین ایران از این محله ظهور کنند: نخبه‌های افغانستانی روزی سفیر ایران خواهند شد و هر جای دنیا که بروند از ایران به‌نیکی یاد خواهند کرد. مشهد محل تولد من است و محل تولد انسان با مکان‌های دیگر تفاوت دارد. با همه این‌ها من نتوانستم روی محل تولدم اسم وطن بگذارم. وطن برای من جای دیگری بود و متأسفانه حتی سرزمین پدری‌ام را هم ندیده‌ام.

این دوگانگی و بی‌هویتی به مسئله بزرگی برای من تبدیل شده است. البته من نمی‌دانم چرا بعضی از مردم ایران با مهاجران افغانستانی مشکل دارند؛ درحالی‌که افغانستانی‌ها خدمات زیادی به جامعه میزبان ارائه داده‌اند. دوست دارم چهره‌ای که سال‌های قبل در تلویزیون از افغانستانی‌ها نشان داده می‌شد و همچنان گاهی نمایش داده می‌شود، هرگز تکرار نشود. تا همین چند سال قبل سهم من افغانستانی از تلویزیون، تماشای اخبار جنگ افغانستان بود؛ دیدن کشتار‌های طالبان، ماشین‌های انتحاری و دست‌آخر آمار کشته‌ها و زخمی‌ها. گه‌گاه هم در صفحات حوادث روزنامه‌ها جنایت یک افغانستانی به پای تمام افغانستانی‌ها نوشته می‌شد. این نگاه خشمگینانه طی سال‌ها با کمک چهره‌های فرهنگی و هنری ایرانی در کنار نخبگان افغانستانی تعدیل شد و حالا رسانه‌های داخلی و به‌خصوص مردم ایران نظر دیگری درباره آن‌ها دارند.