مسئله چند همسری

  • امین بزرگیان / منبع: کانال تلگرامی” شبکه جامعه‌شناسی علامه “

مسئله چند همسری به هیچ عنوان موضوع یا مسئله اجتماعی ایران نبوده و نیست. در واقع ارزش سکولارِ تک همسری یکی از ارزش‌های مشترک بین طبقات اجتماعی و فرهنگی گوناگون در ایران بوده است. حتی گروه‌ها و افراد مذهبی نیز حامی چند همسری یا چند زنی نبوده‌اند و از آن حمایت نکرده‌اند؛ همانطور که از حکم فقهی برده‌داری حمایت نکرده‌اند. این نه فقط مربوط به نسل ما بلکه نسل مادران و مادربزرگان ما نیز بوده است. شاید افراد محدود یا قبایل محدودی در ایران را ببینیم که در آنها مردی چند همسر داشته است، اما در بدنه اصلی جامعه و نه فقط شهرهای بزرگ که در تمامی شهرهای ایران، چند زنی یک امر مذموم بوده است.
متون مذهبی را نیز این ایده، خوانش و تفسیر کرده است. ما در بین مذهبی‌ها از عشق میان علی و فاطمه می‌شنویم نه چندهمسری امام. تصویری از امامان با همسرانشان باهم ارائه نشده است. در واقع متون مذهبی نیز تحت تاثیر این فرهنگ سکولار، بازخوانی و یا حتی سانسور شده‌اند. این نکته نشان می‌دهد که مسئله چند همسری از اساس مسئله اجتماعی یا آسیب اجتماعی نبوده، و به همین دلیل است که با وجود اهمیت پژوهش در حوزه زنان، ما کار تحقیقاتی درباره دلایل پذیرش چند همسری در جامعه ایران نداشته‌ایم.
آن چیزی که امروزه از طریق رسانه‌های رسمی و پوسترها و کارگاه‌ها تبلیغ می‌شود و عنوان تبلیغ چند همسری را دارد، در واقع یک «پروژه» است؛ پروژه‌ای محدود به گروه خاصی که زبان وضعیت آنهاست.
اما این وضعیت چیست؟
در خلال فرآیند‌های مدرنیته و متمدن شدن، امرجنسی یا سکسوالیته، محدود، سرکوب، منظم و دولتی شده است. در واقع یکی از ویژگی‌های مدرنیته به گفته جامعه شناسان و فیلسوفان، سرکوب امرجنسی بوده است. تمامی جوامع مدرن از مکانیسم‌هایی برای کنترل سکسوآلیته برخوردار بوده‌اند. کنترل و سرکوب سیستماتیک و اخلاقی-قانونی امرجنسی که ریشه در مسیحیت دارد منجر به عکس العملهای مختلف گروههای متنوع اجتماعی در طول حیات اجتماعی آنها شده است. در واقع گروه‌های گوناگون جامعه نسبت به این فرایندهای طولانی مدت سرکوب، عکس‌العمل‌های مختلفی نشان داده‌اند. آن چیزی که در حوزه تاریخ اجتماعی در غرب ما از آن تحت عنوان دوران آشفتگی جنسی یا بحران سکسوالیته می‌شناسیم، در واقع واکنش گروه‌هایی از جامعه به سرکوب‌های جنسی اخلاقی_قانونی است.
پروژه چند همسری که اخیرا در ایران صدا یافته در واقع عکس‌العمل شرعی گروهی بسیار محدود از جامعه به فرایندهای مدرن سرکوب جنسی در ایران است. گروه‌های دیگر جامعه نیز از طرق دیگری به این مناسبات تمدنی واکنش نشان داده و می‌دهند. مثلاً واکنش سکولارها و غیر مذهبی‌ها به سرکوب میل جنسی شکل‌هایی رایج‌تر دارد. افراد و گروه‌های مختلف به شکل‌های مختلف به سرکوب میل واکنش نشان می‌دهند.
هرچند موضوع چند همسری یا چند زنی که ریشه در گفتمان فقاهتی دارد در جامعه ما از اساس مطرح نبوده و حامی نداشته است، اما این نباید باعث شود که فکر کنیم مسئله‌ی بحران جنسی و سکسوالیته نیز موضوعیتی در ایران ندارد. آن چیزی که به واقع در ایران مسئله اجتماعی است نه موضوع چند همسری که در واقع عکس‌العمل‌های دیگر به موضوع سرکوب جنسی است که نه فقط مسأله ما که مسأله‌ای است که ریشه در مدرنیته دارد؛ از روابط موازی و آسیب‌زا گرفته تا آزارهای جنسی گوناگون در خانه و خیابان، تجاوز و صنعت پورنوگرافی و غیره.
کار اصلی این است که ببینیم بدنه اصلی جامعه ما چگونه به بحران جنسی واکنش نشان داده و آن را نمایش می‌دهد. وگرنه قانون فقاهتی مجاز دانستن چند همسری در ایران، موضوعی است که از اساس در وجدان عمومی از حیّزانتفاع ساقط است.


✍️ دیدگاه شما 🙏