مصائب یک «آموزش رایگان» در ایران

پایگاه خبری / تحلیلی نگام، در آستانه بازگشایی مدارس در ایران، رسانه‌های این کشور از مشکلات اقتصادی خانواده‌ها برای تامین هزینه آموزش فرزندانشان نوشته‌اند؛ آموزشی که قرار بود تمام هزینه‌هایش بر عهده دولت باشد نه دانش‌آموزان.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده که «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به‌طور رایگان گسترش دهد».

این تاکید بر آموزش رایگان سال‌هاست که با خصوصی شدن برخی مدارس و همچنین افزایش هزینه‌های تحصیل، مورد مناقشه است.

امسال، بر اساس اطلاعات ثبت شده در سامانه «سناد» (سامانه ثبت‌نام دانش‌آموزان ایران)، تا ۲۵ شهریور، ۱۴ میلیون و ۴۶۸ هزار و ۷۴۴ نفر به عنوان دانش‌آموز برای سال تحصیلی جدید ثبت‌نام کرده‌اند.

از این میان، بیش از هشت میلیون نفر در دوره ابتدایی، بیش از سه میلیون نفر در دوره متوسطه اول و حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار نفر در دوره متوسطه دوم ثبت‌نام کرده‌اند.

صرف‌نظر از مشکلات متعدد نظام آموزش و پرورش ایران، از جمله مسائل حقوقی و صنفی معلمان، یکی از معضلاتی که به‌ویژه موجب فشار اقتصادی بر خانواده‌ دانش‌آموزان ایرانی می‌شود، مساله گرانی نوشت‌افزار است.

گرانی لوازم‌التحریر در ایران، موضوع جدیدی نیست و هر سال گزارش‌های متعددی از سوی رسانه‌ها و حتی مقام‌های دولتی و صنفی در این زمینه منتشر می‌شود.

به‌عنوان نمونه، شهریور سال گذشته، رییس اتحادیه لوازم‌‌التحریر ایران اعلام کرد که میانگین قیمت نوشت‌افزار در کشور «حدود ۶۰ درصد» افزایش یافته است. اما امسال، با توجه به وضعیت بحرانی اقتصاد ایران، هزینه آن افزایش بیشتری یافته است.

حدود یک ماه پیش نیز محمودرضا صنعتکار، رییس انجمن تولیدکنندگان نوشت‌افزار ایران با اشاره به افزایش قیمت دلار و محصولات پتروشیمی و افزایش حقوق و دستمزد نسبت به سال گذشته، از دو برابر شدن قیمت نوشت‌افزار خبر داد. با وجود این، عملا افزایش قیمت‌ها بیشتر بوده و مهم‌تر از آن اختلاف میان قیمت محصولات مختلف نیز فاحش است.

خبرگزاری ایسنا در گزارشی که روز چهارشنبه، ۲۷ شهریور منتشر شده، آورده است که برای خرید و پر کردن یک جامدادی (شامل مداد مشکی و قرمز، اتود، پاک‌کن، تراش، خودکار آبی و قرمز و خط‌کش) قیمت‌ها بین ۱۷ تا ۲۱۸ هزار تومان در نوسان است.

بر اساس این گزارش: «عجیب‌ترین محدوده قیمت مربوط به پاک‌کن و تراش است، به طوری‌که قیمت هر دو این محصولات از هزار تومان شروع می‌شود و قیمت پاک‌کن به ۲۵ هزار تومان و قیمت تراش به ۳۰ هزار تومان نیز می‌رسد.»

همزمان روزنامه شهروند، چاپ تهران نیز در گزارشی در این‌باره نوشت: «خودنویس‌هایی که در بدنه‌شان پوکه فشنگ جنگ جهانی کار شده یا مدادنوکی‌‏هایی با نوک طلا پدیده‌های جالب بازار نوشت‌افزار تهران است.»

گزارشگر این روزنامه درباره «بازار لوکس» نوشت‌افزار در تهران اضافه می‌کند که در این بازار «دفترچه‌های ‏مشق نیم‌میلیون تومانی پیدا می‌شود و قیمت برخی اقلام آن به اندازه یک متر مربع خانه در ولنجک و ‏زعفرانیه است.»

در پایتخت ایران، راسته بین‌الحرمین در بازار تهران که به لوازم‌التحریر اختصاص دارد، گرچه مثل هر سال در این فصل شلوغ است اما فروشندگانش می‌گویند که «امسال تعداد مراجعه‌کنندگان به بازار نوشت‌افزار، کمتر از افرادی است که هر سال در آستانه بازگشایی مدارس برای خرید آن به این بازار مراجعه می‌کردند».

اوضاع در روستاها و مناطق دورافتاده و استان‌های محروم ایران، وخیم‌تر است و هزینه‌ها فشار بیشتری بر خانواده‌های دارای محصل می‌آورد. علی کریمی، یکی از فروشندگان نوشت‌افزار در بیرجند به ایسنا گفته است: «این موقع از سال بهترین زمان برای کسب و کار ما است اما وضعیت بازار اصلا خوب نیست و فروش ما نسبت به سال‌های گذشته بسیار کاهش یافته است.»

علاوه بر نوشت‌افزار، خرید «روپوش مدرسه» نیز که برای برخی مدارس اجباری شده، به هزینه خانواده‌های دارای دانش‌آموز این مدارس در ابتدای هر سال تحصیلی اضافه شده است.

ایلنا، خبرگزاری کار ایران به نقل از مادر یک دانش‌آموز در ارومیه که سرپرستی خانواده را نیز برعهده دارد، نوشت: «توان خرید مایحتاج اولیه زندگی خود را ندارم. با این قیمت‌های سرسام‌آور نمی‌توانم برای پسر ۹ ساله‌ام لباس فرم و لوازم‌التحریر تهیه کنم. کاش پوشیدن لباس فرم اجباری نبود.»

مهم‌ترین پیامد گران شدن نوشت‌افزار و همچنین افزایش دیگر هزینه‌های تحصیل، بازماندن کودکان ایرانی از تحصیل است.

سال گذشته، بر اساس اعلام وزارت آموزش و پرورش، ۱۴۲ هزار کودک بازمانده از تحصیل در مقطع ابتدایی و در کل ۱۷۵ هزار نفر بازمانده از تحصیل در تمامی مقاطع شناسایی شدند.

روزنامه دولتی ایران، در گزارشی روز سه‌شنبه، ۲۶ شهریور درباره بازماندن کودکان از تحصیل در برخی روستاهای سیستان و بلوچستان، نوشت: «دخترها مجبورند گلدوزی کنند تا کمک خرج خانواده باشند». علاوه بر فقر و بیکاری، همچنین نبود مدرسه در برخی از روستاهای ایران، امکان ادامه تحصیل برای کودکان را «غیرممکن» کرده است.

به این آمارها باید آمار کودکان معلول را هم که به علت معلولیت خود از تحصیل باز می‌مانند، اضافه کرد، زیرا نظام آموزشی ایران فکر چندانی برای کودکان معلول نکرده است؛ از مشکلات کتاب‌های آموزشی برای نابینایان تا نبود مدرسه برای دانش‌آموزان مبتلا به اوتیسم.

سال گذشته، سرپرست آموزش، پژوهش و توانبخشی انجمن اوتیسم ایران گفته بود که در تهران، فقط پنج مدرسه پسرانه برای مبتلایان به بیماری اوتیسم وجود دارد و با وجود اینکه سازمان آموزش و پرورش استثنایی تهران قول داده بود اولین مدرسه دخترانه هم امسال فعالیت خود را آغاز کند اما دختران اوتیست «هنوز از داشتن مدرسه محروم‌اند».