مصاحبه نگام با علیرضا اکبری: زبان مادری زبانی است که انسان به آن می‌اندیشد و خواب می‌بیند

پایگاه خبری / تحلیلی نگام، علیرضا اکبری، متولد۱۳۶۹ است و در ارومیه زندگی میکند. او که در دانشگاه ادبیات خوانده است میگوید و در حال حاضردر حال نوشتن یک مجموعه داستان هستم . همچنین او در حرفه ی عکاسی هم فعالیت دارد و از این طریق امرار معاش میکند. علیرضا اکبری در این مصاحبه میهمان من است تا درباره ادبیات و دنیای هنر گفت‌وگو کنیم.

مصاحبه کننده: میثم شریف


با التفات به وضعیت فعلی و مشکلات اقتصادی، هنر و به طور مشخص‌تر ادبیات چه راهبردی می تواند در این راستا داشته باشد؟ جایگاه هنر در مبارزات سیاسی را چگونه ارزیابی می‌کنید ؟ آیا هنر می تواند نقشی در پیشبرد اهداف سیاسی داشته باشد؟


بلینسکی روسی که از نقادان معروف قرن بیستم است معتقد است : تبلیغ از یک ایدئولوژی در یک اثر هنری به هیچ وجه ارزش استیتکی (زیبایی شناختی) آن را کم نمی کند ولی باید موضوع تبلیغ روشن باشد و کسی که آن را تبلیغ می کند بتواند افکار خود را خوب انتخاب کند، باید این افکار به گوشت و خون او مبدل شوند و در موقع خلق اثر ادبی و هنری نه ابهام ایجاد کنند، نه تردید و نه پریشانی ولی اگر این شرط لازم و ضروری وجود نداشته باشد، اگر تبلیغ کننده کاملا بر افکار خود مسلط نباشد، اگر علاوه بر آن، این افکار به نحو شایسته ای روشن و منطقی نباشد در این صورت ایدئولوژی به نحو نامطلوبی بر اثر هنری تاثیر می گذارد و آن را خنک، خسته کننده و کسالت بار می سازد، توجه داشته باشید که تقصیر آن به گردن خود افکار نیست، بلکه به گردن هنرمندی است که نتوانسته است آن افکار را کاملا هضم و جذب کند و یک ایدئولوک منطقی باشد – بدین ترتیب برخلاف احساس اولیه مان ، نقص اثر عبارت نیست از وجود ایدئولوژی بلکه کاملا برعکس، این نقص در نبود ایدئولوژی است.
من نیز مانند او فکر میکنم . اگر بخواهیم هنر در جوامع بشری نقش هدفمندی داشته باشد باید هنرمند آن مشکلات را با گوشت و پوست و اسختوانش چشیده باشد. وگرنه هر چه تولید کند محکوم به شکست خواهد بود. در تاریخ معاصر ایران هم از این دست هنرمندان کم نبوده اند. که به طریق هنرشان بخشی از جامعه را همراه کرده اند.

آیا هدف ادبیات روشنگری‌ست؟ چه مرزی میان ادبیات و سیاست و انتقاد وجود دارد؟


مفهوم هنر از جمله مفاهیمی است که در طول تاریخ اندیشه، ده ها تعریف برای آن ارائه شده، در حالی که هنوز هم عقیده بر این است که تعریف تامّ و تمام برای هنر عرضه نشده است. مفهوم هنر از این حیث با مفاهیمی از قبیل “دین “، “فرهنگ ” و…شباهت دارد؛ از این رو در بیان ماهیت هنر نباید به دنبال جنس و فصل حقیقی و حدّ تام گشت؛ بلکه باید به تعریفی که تا حدودی جامع افراد و مانع اغیار باشد، بسنده و قناعت کرد. هنر یک فعالیّت انسانی است و عبارت است از این که انسانی آگاهانه و به یاری علائم مشخَصِّه ظاهری، احساساتی را که خود تجربه کرده است، به دیگران انتقال دهد؛ به طوری که این احساسات به ایشان سرایت کند و آن ها نیز آن احساسات را تجربه نمایند و از همان مراحل حسّی که او گذشته است، بگذرند .هنر، تولید موضوعات دلپذیر نیست. مهم تر از همه، لذّت نیست؛ بلکه وسیله ارتباط انسان ها است. برای حیات بشر و برای سیر به سوی سعادت فرد و جامعه انسانی، موضوعی ضروری و لازم است؛ زیرا افراد بشر را با احساسات یکسان، به یک دیگر پیوند می دهد.

شاید هدف‌گذاری برای ادبیات، بسیار خطرناک به نظر برسد، اما همانطور که می‌دانیم نویسنده‌ی ادبیات، بدون هدف‌گذاری شاید دچار لغزش‌هایی بعضاً همراه با تفکر حاکم بشود؛ برای اسیر این لغزش‌ها نشدن شما چه راهکارهایی را مناسب می‌دانید؟

در یک کلام باید بگویم تنها تن ندادن به سانسور است میتواند ما را از این لغزش ها مصون نگه دارد. البته این را برای کسانی که خود را تمام و کمال در اختیار تفکر حاکم قرار نداده اند میگویم.
اما هدفش همراستا با ستم حاکمه به هیچ عنوان قابل درک نیست. “ادبیات باید هدفدار باشد”

همانطور که میدانیم در ایران، متاسفانه زبان مادری در سیستم آموزشی جایگاهی ندارد. از منظر شما این موضوع چه آسیبی میتواند در فرهنگ ادبی‌مان داشته باشد؟


زبان مادری زبانی است که انسان به آن می‌اندیشد و خواب می‌بیند. این را استاد تووه کانگاس استاد و نظریه‌پرداز در زمینۀ زبان مادری می‌گوید. زبان مهمترین عنصر سمبلیک از میان عناصری است که سنگ بنای هویت شمرده می شوند و معرف هویت افراد، گروه‌ها و ملت‌ها می‌باشد. بی دلیل نیست که نام‌های )قدیم یا جدید( بسیاری از کشورها برگرفته از زبان آنهاست. انسان با زبان مادری خود فکر می‌کند، هویت و توانایی فردی-اجتماعی خود را باز می‌یابد و به وسیله واژه‌ها، اندیشه نوین خود را به بشریت تقدیم می‌کند.
وقتی زبان مادری جایگاهی در سیستم آموزشی نداشته باشد انگار هویت واقعی افراد آن جامعه را دزدیده‌اید.

اگر سانسور را یک تیغ دو لبه بدانیم، چه راهکارهایی را برای مبارزه با سانسور پیشنهاد می کنید؟ آیا سانسور و محدودیت های اعمال شده در این سال ها بر هنرمندان موفقیت آمیز بوده است؟


بله به زعم من هنر و ادبیات آسیب های جدی دیده، خلاقیت های بسیار بی­ ثمر یا ناشکفته مانده و استعدادهای فراوان تباه شده است. جامعه نیز از داشتن ادبیات و هنر شایسته­ ی انسان مدرن قرن بیست و یکم محروم مانده است.
از دوستانم میخواهم خودشان را درگیر خود سانسوری نکنند. اگر ممیزی اجازه چاپ کتاب نمیدهد کتاب چاپ نکنند. به چای چاپ کاغذی از فضای اینترنتی استفاده کنند. این ها حدا امکانهایی هستند که یک هنرمند متعد میتواند انجام بدهد.