مصرف‌کننده شیشه آماده ارتکاب قتل است

چهره زشت اعتیاد این روزها در هر جای شهر خودش را نشان می‌‌دهد.

به گزارش نگام به نقل از جوان، پرسه‌زنی مصرف‌کنندگان در کوچه و خیابان‌‌ها نشان از بی‌‌توجهی به هشدارهایی است که متولیان با بی‌توجهی از کنار آن گذشته‌اند و حالا فضای شهر را آلوده کرده است. فارغ از این زشتی ظاهری، خشونت‌‌های بسیاری هم از سوی مصرف‌کنندگان بروز می‌یابد که سلامت روانی جامعه را تهدید می‌‌کند. نظر به اهمیت موضوع، گفت‌ و‌ گوی ما با دکتر فاطمه منفرد پویا، روانشناس و استاد دانشگاه در ادامه می‌‌آید.

خانم دکتر! مصرف مخدر شیشه چگونه باعث تغییر رفتار در فرد مصرف‌کننده می‌شود؟

به نظر من کسی که برای اولین بار شیشه استفاده می‌کند، این استعمال آخرین بار او نخواهد بود. مواد مخدر صنعتی همچون شیشه به صورت مستقیم روی سیستم عصبی مرکزی اثر می‌گذارد و باعث افزایش ماده‌ای به نام دوپامین می‌شود که انتقال‌دهنده مغزی است. در واقع شیشه باعث می‌شود این ماده زیاد ترشح و باعث توهم و هذیان شود؛ مثل کسانی که بیماری اسکیزوفرنی یا همان روان‌پریشی دارند.

وقتی کسی شیشه مصرف می‌کند در اصل او توهم دارد و کسی که توهم دارد، چیزهایی را می‌بیند و می‌شنود که دیگران آن را نه می‌بینند و نه می‌شنوند. اکثر آنها هم ادراک‌های منفی هستند. صاحب‌نظران این حوزه معتقدند فردی که شیشه و دیگر مواد مخدر صنعتی را استعمال کرده است، مدام تصور می‌کند که شخصی که در مقابلش قرار دارد در حال حمله‌ور شدن به سمت اوست بنابراین با وی درگیر‌ می‌شود.

به همین دلیل است که مرتکب جرم می‌شود؟

بله. یکی از عوامل جرم و جنایت این افراد ریشه در توهم و هذیان یا باورهای غیر منطقی آنها دارد. یعنی فرد معتاد پس از استعمال شیشه و دست کشیدن از آن در ذهن خود می‌گوید: همه افرادی که دور و اطراف من هستند، اشخاص بدی هستند و تنها هدفشان هم قصد گرفتن جان من است، پس تا دیر نشده باید دست به کار شوم و آنها را بکشم و به این افراد اجازه آسیب زدن به خودم را ‌ ندهم. توهم ناشی از مصرف شیشه تا حدی خطرناک و فاجعه‌بار است که مصرف‌کننده مدام در زیر زبان زمزمه می‌کند که باید زودتر افراد دیگر را بکشم چون همه آنها به من خیانت می‌کنند. یعنی این توهم تصویری از به قتل رساندن افراد دیگر را در ذهن مصرف‌کننده می‌سازد و او را به انجام این کار تشویق می‌کند. یکی از عواملی که در مصرف‌کنندگان شیشه به وفور دیده می‌شود، این است که آنها فکر می‌کنند که اعضای خانواده‌شان در حال خیانت کردن به آنها هستند و همین امر باعث می‌شود که آنها را به فجیع‌ترین شکل به قتل برسانند.

به هر صورت درصدی از افراد جامعه را مصرف‌کنندگان مخدر شیشه تشکیل می‌دهند؟ آیا راهی هست که بشود از این افراد فاصله گرفت؟

در حقیقت مردم نمی‌توانند کاری بکنند چون قبل از اینکه مردم بخواهند کاری کنند، این معتادان هستند که باید هرچه زودتر ساماندهی شوند. در حقیقت آنها باید از قشر سالم جامعه جدا شوند، چون اعتیاد بیماری است اما یک بیماری جرم‌زا است. اعتیاد به شیشه نیز جرم‌زا بودن این بیماری را تشدید می‌کند و مصرف‌کننده را به هر چه شنیع‌تر انجام دادن جرم و ارتکاب جنایات فجیع سوق می‌دهد. کسی که برای رسیدن مواد وسوسه دارد، شک نکنید که هر کاری از دستش بر می‌آید. به خصوص مصرف‌کننده شیشه که در طبقه‌بندی بیمارهای روانی قرار می‌گیرد و بیمار روانی باید در بیمارستان بستری باشد. بد نیست بدانیم که افراد شیشه‌ای دارای شیاری در بافت مغز خود هستند، مثل بیماران اسکیزوفرن یا همان روان‌پریش. دقیقاً حالت‌های آنها مثل این بیماران است.

در حقیقت زمانی که با افراد شیشه‌ای رو‌به‌رو شدیم، نباید آنها را قانع کنیم که افرادی مریض هستند، چون آنها که متوجه نمی‌شوند ما چه می‌گوییم. شاید آنها چاقو به دست باشند و ما را به چشم دشمنان خود ببینند. آن وقت چه کاری جز فرار از دست ما بر می‌آید؟ پس تا می‌توانیم باید از این افراد فاصله بگیریم. به نظر من بهترین راهکار نیز این است که سر به سر آنها نگذاریم. این افراد حتماً باید داروهای روان‌پریشی و روان‌درمانی بگیرند که اسم این طرح روان درمانی، طرح ماتریکس است.

به نظر شما به عنوان یک روانشناس چطور می‌توان فردی را که امروز‌ مصرف‌کننده شیشه و تولید‌کننده جرم است، به عضوی مفید برای جامعه تبدیل کرد؟

به نظر من بهترین راهکار، بالا بردن آگاهی جامعه است. سیستم خانواده‌ها طوری نیست که والدین تنها منبع تغذیه‌ای باشند. پدر و مادرها باید مشکلات هیجانی و عاطفی بچه‌ها را از همان اول تأمین کنند. بچه‌ها باید در کانون خانواده احساس امنیت داشته باشند. بیماری خلقی کودکان باید هر چه سریع‌تر و دقیق‌تر مورد بررسی قرار گیرد؛ بیماری هایی مثل افسردگی، اضطراب، بیش فعالی تحت کنترل باشد چون این موارد به تنهایی زمینه‌ساز مصرف مواد است.  گاهی اوقات مصرف مواد می‌تواند ژنتیک باشد (ارثی باشد). زمانی که ما می‌بینیم تعداد مصرف‌کنندگان یک خانواده زیاد است باید بستر محیطی مناسبی برای آنها به وجود آوریم.

برای برون‌رفت از این آسیب چه کار باید کرد؟

به نظر من این نکته امری بسیار مهم است و باید بیش از پیش مورد توجه خانواده‌ها قرار گیرد که اگر خانواده‌ای مصرف‌کننده دارد باید او را درمان دارویی کرد نه اینکه او را به مراکزی همچون مراکزی که در آنجا تنبیه صورت می‌گیرد، بسپاریم. چون درمان دارویی واجب‌تر است و این افراد بیمار نیز نیازمند درمان دارویی هستند. بی‌شک اگر سطح آگاهی‌ها زیاد و انتخاب‌ها سالم باشد، مطمئناً کشش به سمت مواد کمتر می‌شود.